در داخل ایران هنوز تصویر روشن و رسمی از آینده اینترنت ایران در دست نیست. اگرچه در رسانهها تقریبا روزی نیست که از خسارات قطع اینترنت و مسایل حاشیهای همچون اینترنت طبقاتی و پرو یافت نشود. اما گزارش پیش رو که برگرفته از گزارش و تحلیلهای منابع خارجی همچون ویکیپدیا، رویترز، وال استریت ژورنال، منابع داخلی و … به بررسی ۷ سناریوی احتمالی از عدم بازگشت اینترنت به ایران پرداخته شده است.
مقدمه
به عبارتی دیگر پیش از این، اینترنت مانند یک بزرگراه عمومی بود که همه میتوانستند از آن استفاده کنند، اما تنها چند خروجی مسدود شده بود. اما اکنون این بزرگراه بسته شده و تنها به برخی خودروهای خاص که «مجوز عبور» دارند، اجازه ورود داده میشود. این یعنی گذار از «محدودیت ساده» به «مدیریت سطح دسترسی».
خاموشی هوشمند و وضع موجود
به زبان سادهتر، در گذشته اگر اینترنت قطع میشد، همهچیز از کار میافتاد. اما حالا شبکه ملی اطلاعات فعال است. شما میتوانید از پیامرسانهای داخلی استفاده کنید یا تراکنش بانکی انجام دهید. اما به محض اینکه تلاش میکنید به یک سرور خارجی وصل شوید، یا راهی پیدا نمیکنید، یا با چنان کندی و اختلالی مواجه میشوید که عملاً استفاده غیرممکن میشود.
بنا بر تحلیل و ادعای برخی رسانههای خارجی این مدل از طریق چند لایه فنی پیاده شده است:
۱- بستن مسیرهای بینالمللی در سطح هسته شبکه: فرض کنید یک راه اصلی و بینالمللی وجود دارد که تمام ماشینها (بستههای داده) باید از آن عبور کنند. حالا این راه را بستهاند، نه با تخریب فیزیکی، بلکه با اعلام اینکه «این مسیر دیگر فعال نیست». شبکه داخلی هنوز کار میکند، اما نشانی از جهان در آن نیست.
۲- جایگزینی «فهرست سیاه» با «فهرست سفید»: در روش سنتی، همه چیز باز بود به جز مواردی که مسدود میشد. اما در روش جدید، تقریباً همه چیز از پیش بسته است و فقط معدود کاربران یا خدمات تأییدشده مجاز به عبور هستند. این یعنی کنترل «معکوس»؛ دیگر فیلتر کردن چیزها مهم نیست، مهم این است که به چه کسی «اجازه اتصال» میدهیم. دقیقاً به همین دلیل است که مفاهیمی مانند «سیمکارت سفید» و «اینترنت پرو» به ادبیات اجرایی وارد شدهاند.
۳- اختلال در ابزارهای شخصیسازیشده برای عبور از محدودیت: در سالهای گذشته، بسیاری از کاربران با استفاده از ابزارهای تغییردهنده آدرس (فیلترشکنها) از محدودیتها عبور میکردند. اما معماری جدید نه فقط خود فیلترها، بلکه پروتکلهای رمزنگاری مدرن را نیز هدف میگیرد. به بیانی ساده، حتی اگر ابزار عبور از محدودیت را هم داشته باشید، شبکه به گونهای طراحی شده که کیفیت ارتباط شما را چنان کاهش دهد که عملاً غیرقابل استفاده شود.
اینترنت طبقاتی؛ واقعیتی غیرقابل انکار
– لایه یک: کاربران عادی که دسترسی آنها عملاً قطع شده است.
– لایه دو: کاربرانی که از ابزارهای پرهزینه و ناپایدار استفاده میکنند؛ گاهی وصل میشوند، اما کیفیت ارتباط به شدت ضعیف است.
– لایه سه: کاربرانی که به اینترنت ماهوارهای دسترسی دارند که جرایم سنگینی برای آن پیشبینی شده است.
– لایه چهار: برخی کسبوکارها که موفق به دریافت «اینترنت حرفهای» شدهاند؛ اتصال دارند اما تحت ضوابط و محدودیت.
– لایه پنج: نهادها، سازمانها و افراد خاص که از «سیمکارت سفید» یا «دسترسی سازمانی» برخوردارند.
نکته مهم این است که این لایهبندی به صورت رسمی و شفاف در ایران اعلا
مزیتی رقابتی به نام دسترسی به اینترنت
در لایه دیگر که اکثریت قریب به اتفاق فعالان اقتصادی هستند، عملاً امکان هیچ کدام از این فعالیتها وجود ندارد.
لذا چند مثال به روشن شدن موضوع، کمک میکند:
– یک فروشگاه اینترنتی که ویترین آن در شبکه اجتماعی اینستاگرام بود، حالا دیگر مشتری ندارد؛ چون مشتریانش هم اینترنت ندارند و خودش هم نمیتواند کالای خود را به داخل و خارج معرفی کند.
– یک فریلنسر (یعنی کسی که از راه دور برای کارفرمایان خارجی کار میکند) که پیش از این از طریق سکوی «آپورک» یا «فایور» کار میگرفت، حالا درآمدش به صفر رسیده است؛ چون هم نمیتواند به آن سکوها وصل شود و هم نمیتواند فایلهای پروژه را مبادله کند.
– یک آژانس تبلیغاتی که کمپینهای بینالمللی طراحی میکرد، دیگر نمیتواند از ابزارهای تحلیل بازار جهانی استفاده کند.
بنابر آمارهای داخل ایران هر روز بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد کشور وارد میشود. خسارت غیرمستقیم، مانند از دست رفتن اعتماد سرمایهگذاران، فرار مغزها و کاهش توان رقابتی، احتمالاً دو تا سه برابر این رقم است. برخی از خسارات نیز اصولا هرگز قابل احصا و محاسبه نیستند. همچنین بنا به گفته برخی مقامات رسمی، حدود ۱۰ میلیون شغل به نحوی به اینترنت وابسته هستند.
اما مهمتر از اعداد، تخریب «اعتماد به پایداری محیط دیجیتال» است. هیچ سرمایهگذاری، چه داخلی و چه خارجی، حاضر نیست وارد بازاری شود که زیرساخت اولیهاش (اینترنت) مدام در معرض قطعی و محدودیت است. نتیجه این خواهد شد که حتی پس از بازگشتی فرضی، بازگشت به شرایط عادی ماهها و شاید سالها طول بکشد.
اینترنت پرو؛ راه حل یا تعمیق شکاف؟
در نگاه اول، این طرح تلاشی برای نجات بخشی از اقتصاد است. اما منتقدان (از جمله بسیاری از کارشناسان مستقل) معتقدند که این طرح نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه آن را نهادینه میسازد. چرا؟
به دلیل آن که اینترنت جهانی به یک «کالای لوکس» تبدیل میشود. دسترسی به اطلاعات، آموزش، بازار و ابزارهای حرفهای که در دنیا یک «حق عمومی» محسوب میشود، حالا نیاز به «مجوز ویژه» دارد. منتقدان میگویند، در چنین ساختاری، رانت ارتباطی شکل میگیرد؛ یعنی کسانی که دسترسی دارند، میتوانند از مزیت رقابتی آن استفاده کنند و بقیه حذف میشوند.
از سوی دیگر، شفافیت این فرآیند نیز محل تردید است. مشخص نیست چه کسی تصمیم میگیرد کدام کسبوکار مجوز بگیرد و کدام نه. چه تضمینی وجود دارد که این دسترسیها بر اساس روابط توزیع نشود؟ و مهمتر از همه، کسبوکارهای کوچک و تازهتأسیس که بودجه کافی ندارند، چگونه میتوانند از این طرح استفاده کنند؟
مهاجرت خاموش و ظهور نسل آفلاین
یک برنامهنویس برای کار کردن نیاز به دسترسی به مخزن کد گیتهاب، مستندات فنی، و ابزارهای همکاری تیمی دارد. یک پژوهشگر برای بهروز ماندن نیاز به دسترسی به مقالات علمی، کنفرانسهای آنلاین و ارتباط با همتایان خارجی دارد. یک تولیدکننده محتوا برای زندگی نیاز به ارتباط با مخاطبان و پلتفرمهای تبلیغاتی دارد. وقتی همه اینها از دسترس خارج میشود، یک مساله پیش میآید: «کاری برای من در ایران وجود ندارد.»
نتیجه، خروج تدریجی اما مداوم متخصصان است. اما نکته مهمتر، «مهاجرت زیرساختی» است. الگویی که در کشورهایی همچون سودان، سوریه و اوکراین که سالهاست با مشکلات داخلی و جنگ درگیر هستند، رخ داد. مطابق این الگو احتمالا حتی شرکتهایی که هنوز در ایران ثبت هستند، سرورهای خود را به خارج منتقل میکنند، تیمهای فنی خود را در کشورهای دیگر مستقر میکنند و به تدریج از اکوسیستم دیجیتال ایران خارج میشوند. وقتی این فرآیند کامل شود، بازگشت آنها اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دشوار، خواهد بود.
در حوزه آموزش عالی و پژوهش، وضعیت بحرانیتر است. دسترسی به پایگاههای داده علمی، نشریات معتبر و ابزارهای همکاری بینالمللی که برای هر پژوهشگری ضروری است، یا قطع شده یا به شدت مختل. این یعنی ایران نه تنها در اقتصاد، که در تولید علم و فناوری نیز از جهان عقب میافتد. در حوزه هوش مصنوعی که امروز موتور محرک اقتصاد جهانی است، دسترسی به سرویسهای ابری و ابزارهای توسعه از طریق اینترنت الزامی است. نبود این دسترسی به معنای حذف تدریجی ایران از رقابت در این عرصه کلیدی است.
۷ سناریو از عدم بازگشت اینترنت به ایران
از منظر آسیبهای داخلی
از منظر آسیبهای خارجی
انزوای بینالمللی: ایران به کشوری تبدیل میشود که در زنجیره ارزش جهانی دیجیتال هیچ نقشی ندارد. نه صادرات خدمات فناوری اطلاعات، نه جذب سرمایهگذاری خارجی در این حوزه و نه مشارکت در پروژههای بینالمللی پژوهشی.
جمعبندی و نتیجهگیری
اکنون بیش از هفتاد روز از آغاز این آزمایش بزرگ میگذرد و هزینههای مستمر آن هر روز بیشتر نمایان میشود. شاید برای کوتاهمدت بتوان «نظم و کنترل» بیشتری احساس کرد، اما هزینههای بلندمدت این انزوای دیجیتال چنان سنگین است که شاید نسلها طول بکشد تا جبران شود. لذا پرسش شاید این نیست که آیا اینترنت بازمیگردد یا نه؟ بلکه پرسش این است: اگر وقتی بازگردد، آیا همه چیز به فراموشی سپرده میشود و به حالت قبل باز میگردد؟
منابع:
۱. گزارش ویکیپدیا درباره خاموشی اینترنت ایران در سال ۲۰۲۶
۲. گزارش خبرگزاری رویترز درباره ادامه محدودیت اینترنت و دسترسی ویژه برخی کسبوکارها
۳. گزارش والاستریت ژورنال درباره اظهارات مقامات ایرانی در مورد اینترنت طبقاتی
۴.مقاله پژوهشی پایگاه arXiv با عنوان «تحلیل فنی محدودیتهای اینترنت ایران در سال ۲۰۲۶»