قائممقام بنیاد ملی نخبگان با استناد به آمار احصا شده و ارزیابیهای دقیق انجام شده، اعلام کرد که نرخ ماندگاری نفرات برتر کنکورهای سراسری از سال ۱۳۹۵ تا کنون، ۸۳ درصد بوده است.
به گزارش آی سی تی نیوز،در نشست بازطراحی الگوی ماموریتی بنیاد ملی نخبگان در زیست بوم علم، فناوری و نخبگانی کشور که با حضور رییس بنیاد ملی نخبگان، مدیران ارشد معاونت علمی و بنیاد ملی نخبگان و روسای بنیاد نخبگان استانها برگزار شد، فعالیتهای واحد رصد مهاجرت نخبگان در بنیاد ملی نخبگان از آغاز کار دولت چهاردهم در رفع خلا موجود در ارائه آمار دقیق مهاجرت و ماندگاری نخبگان را تشریح کرد.وی افزود: نرخ ماندگاری مدالآوران المپیادهای دانشآموزی از سال ۱۳۹۵ تا کنون برای آقایان ۸۱ درصد و برای خانمها ۸۲ درصد بوده است.
خدایگان ضمن تبیین تاریخچه و رویکرد نوین بنیاد ملی نخبگان با شعار «دانایی، توانایی و مانایی»، از پیادهسازی معماری تازهای برای توانمندسازی و حمایت از نخبگان در دولت چهاردهم خبر داد و به تشریح تاریخچه و فعالیتهای این نهاد در طول دو دهه اخیر پرداخت.
وی با اشاره به سخنان رهبر شهید در مهرماه ۱۳۸۳ مبنی بر نیاز به تأسیس بنیادی مستقل برای نخبگان زیر نظر ریاست جمهوری، توضیح داد: ایشان فرمودند «ما به یک بنیاد نخبگان نیاز داریم. ما باید یک بنیاد داشته باشیم که زیر نظر ریاست جمهوری باشد؛ چون بهترین جا آنجاست، حتی دستگاه وزارتی هم برای این کار کافی نیست؛ چون این کار فراتر از وظایف یک وزارتخانه است.» این فرمایشات به صدور دستورات لازم و تصویب اساسنامه بنیاد ملی نخبگان در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ منجر شد و اولین جلسه هیئت امنای بنیاد در سال ۱۳۸۵ تشکیل گردید.
سند راهبردی کشور در امور نخبگان نیز به عنوان سند بالادستی فعالیتهای بنیاد، در سال ۱۳۹۱ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.قائم مقام بنیاد ملی نخبگان در ادامه به مأموریتهای اصلی بنیاد اشاره کرد که در سه محور اصلی «شناسایی، توانمندسازی و شبکهسازی نخبگان»، «جذب و نگهداشت» و «تکریم و الگوسازی» تعریف شدهاند.وی همچنین جامعه نخبگانی را شامل دانشآموزان مستعد، دانشجویان مستعد، دانشآموختگان برتر، اعضای هیئت علمی سرآمد، قله هرم نخبگی همان مفاخر و دانشمندان کشور یعنی نخبگان دانست.خدایگان با بیان اینکه فعالیتهای علمی در دوره جدید با شعار «دانایی، توانایی و مانایی» در حال اجراست، آماری از برگزیدگان بنیاد ملی نخبگان طی ۲۰ سال اخیر ارائه داد. بر اساس این آمار، از میان متقاضیان، حدود ۶۲ هزار و ۸۰۰ نفر به عنوان برگزیدگان اصلی شناسایی شدهاند که در قالب ۲۳ طرح اصلی مورد حمایت قرار گرفتهاند. وی افزود: ۷۰ درصد از این برگزیدگان را آقایان و ۳۰ درصد را بانوان تشکیل میدهند.
وی همچنین به توزیع تحصیلی برگزیدگان اشاره کرد و گفت: بیشترین فراوانی مربوط به مقطع “دکتری” و “کارشناسی ارشد” است. بیشترین فراوانی معدل در برگزیدگان ۱۸ به بالاست. در تفکیک بر اساس دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، حدود ۶۹۰ دانشگاه در سراسر کشور دانشجو یا فارغالتحصیل برگزیده داشتهاند. جالب توجه است که ۷۷ درصد از برگزیدگان مربوط به ۳۰ دانشگاه برتر کشور هستند، که دانشگاه تهران با ۱۴ درصد و دانشگاه شریف با ۱۲ درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص دادهاند.
در حوزه تفکیک تخصصی، حوزههای فنی و مهندسی با ۴۲ درصد بیشترین سهم را دارند، پس از آن علوم انسانی با ۲۱ درصد و علوم پزشکی و بهداشت با ۱۵ درصد قرار دارند.وی در خصوص وضعیت شغلی افراد ثبتنام شده نیز توضیح داد: حدود ۳۰ درصد از شرکتکنندگان دانشجو بوده و مابقی شامل مهندسان، اعضای هیئت علمی، مدیران میانی و پژوهشگران هستند.خدایگان با تأکید بر تحول در رویکردهای حمایتی و استخدامی در دولت چهاردهم، از اجرای طرحهای متنوع برای طیفهای مختلف نخبگانی، از دانشآموزان تا اساتید دانشگاه، خبر داد.وی همچنین به برخی طرحهای اجرایی در دولت چهاردهم اشاره کرد و گفت که در لایه دانشآموزی، طرح شهاب با همکاری آموزش و پرورش و بنیاد ملی نخبگان برای ارزیابی دانشآموزان مستعد هر ساله در حال اجراست که در سال ۱۴۰۴ تعداد ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار دانش آموز کشور در ساحتهای مختلف مورد استعدادسنجی و شناسایی قرار گرفتهاند.
از دیگر طرحهای بنیاد ملی نخبگان، طرح شهید احمدیروشن ناظر بر حمایت از دانشجویان برتر، مدالآوران المپیادها و رتبههای برتر دانشگاهها برای توانمندسازی دانشجویان جهت یادگیری مهارتهای حل مسئله، طرحهای آموزشیار و پژوهشیار ناظر بر حمایت مالی ماهیانه از دانشجویان دکترای مستعد برتر و طرح شهید چمران ناظر بر حمایت از دورههای پسادکتری، طرح صیاد شیرازی برای گذراندن پروژه جایگزین خدمت نظام وظیفه دانشآموختگان مقاطع کارشناسی تا دکتری است.
جهش در جذب و نگهداشت نخبگان

در بررسی تجربیات جهانی، برای مثال در مدل ایالات متحده، جذابیت برای نخبگان از طریق ویزاهای خاص و تسهیلات دانشگاهی تأمین میشود.
در آمریکا، دانشجویان دکتری و حتی فوقلیسانس با دریافت گرنتهای پژوهشی، فعالیت خود را بهعنوان یک شغل تعریف میکنند.
در مدل دولتمحور مانند چین دولت نقش طراح کامل چرخه را ایفا میکند؛ بدین گونه که دولت در لایه بالا قرار دارد و بازار در محدوده هدایت دولت قرار میگیرد.
در مدل شبکه-محور مانند اروپا برخلاف مدلهای دیگر، همه چیز «شبکه-محور» است و نهادهای حمایتی به جای تمرکز صرف بر دولت یا بازار، به صورت «شبکههای نهادی» عمل میکنند که بر پایه اعتماد اجتماعی بنا شدهاند.
این شبکهها نخبگان را از طریق نهادها یا سازمانهای غیردولتی (NGOs) به مسائل ملی متصل میکنند.
سرعت تبدیل علم به فناوری در این شیوه پایین است؛ زیرا برخلاف مدلهای دیگر، نه دولت قدرتمند پشت آن است که سرعت ببخشد و نه بازاری که تشنه باشد و پول خرج کند.
در نتیجه، فاصله میان تجربه و تجاریسازی در اروپا زیاد شده و این یکی از دلایل افول اروپا در برخی فناوریهای نوظهور نسبت به آمریکا و چین است.
در مدل بازارمحور به دلیل برخورد تند و فوری با نیازهای بازار و استفاده از قدرت دولتی برای رشد سریع، توانستهاند از افول اروپاییها پیشی بگیرند.
در مدل ترکیبی و رقابتی مانند انگلستان، دانشگاهها برندهای بسیار خوبی تولید میکنند و رقابت در سطح جهانی است. آنها در هر بخشی که بتوانند رقابت ایجاد کنند، چه از طریق دولت و چه از طریق بازار، سرمایهگذاری میکنند تا استعدادهایی را از کشورهای دیگر جذب کنند.
اما ضعف آنها در اتصال به صنعت دیده میشود؛ آنها در جذب استعداد عالی هستند اما در صنعتیسازی علم دچار چالشاند و نخبگانشان به سمت آمریکا مهاجرت میکنند.
ترکیه نیز اتصال خود را بر پایه صنایع دفاعی بنا کرده است؛ یعنی اولویت اصلی خود را بر این گذاشته که با تزریق پول و حمایت از نخبگانی که در حوزه فناوریهای دفاعی کار میکنند، این اتصال را برقرار کند.
در کشورهای حوزه خلیج فارس، تمرکز بر جذب متخصصان خارجی از طریق پروژههای دولتی بسیار بالا است، اما یک مشکل اساسی وجود دارد: آنها به چرخه تولید و نگاهداشت توجه نکردهاند.
این کشورها در بخش «جذب» بسیار قوی عمل میکنند و با استفاده از پول و امکانات فراوان، نخبگان را جذب میکنند، اما در بخش «تولید پایدار نخبگی» ضعیف هستند.
هدف آنها واردات نخبگی و واردات فناوری است تا با ایجاد برندهای بسیار خوب، اقتصاد خود را متحول کنند.
ایران باید با درک دقیق این تفاوتها (بین مدلهای دولتمحور، بازارمحور، شبکهمحور و وارداتمحور)، مسیری را برگزیند که در آن «اتصال» میان نخبگی، اقتصاد و حاکمیت، منجر به تولید پایدار قدرت و ثروت شود.


