از سال ۲۰۱۵، دونالد ترامپ یکی از قدرتمندترین چهرهها در فضای اینترنت بود. پستهای او در شبکههای اجتماعی بارها خبرساز شده و حتی بر سیاست و اقتصاد جهانی اثر گذاشته بودند، از تهدید به «تصرف گرینلند» گرفته تا سقوط چنددرصدی سهام شرکتهایی مانند آمازون. در فرهنگ عامه اینترنتی، چنین شخصیتی را «چَد» (Chad) مینامند؛ فردی مسلط و پیروز در جدالهای آنلاین. در مقابل، طرف بازنده را «ویرجین» (Virgin) میخوانند.
اما به نوشته علی برلند، جنگ اخیر میان آمریکا و ایران معادلهای را که سالها به سود ترامپ بود تغییر داد. در حالی که این حمله نظامی در حال حاضر با آتشبس متوقف شده است، یک نبرد دیگر همچنان در جریان است: جنگ میمها و روایتها در شبکههای اجتماعی. در این میدان، به نظر میرسد کاربران و تولیدکنندگان محتوای نزدیک به ایران توانستهاند حتی از ترامپ، که زمانی استاد فضای آنلاین بود، پیشی بگیرند.
نماد این رقابت مجموعهای از ویدیوهای وایرال است که با الهام از لگو و با کمک هوش مصنوعی ساخته شدهاند. در این ویدیوها، ترامپ اغلب به شکل شخصیتی درمانده یا مضطرب تصویر میشود که وارد جنگی شده که به ادعای سازندگان، با تحریک بنیامین نتانیاهو آغاز شده است. برخی از این ویدیوها حتی تابوتهای پوشیده در پرچم آمریکا را نشان میدهند یا ترامپ را در حال گریه و تسلیم با پرچم سفید نمایش میدهند. بسیاری از آنها همچنین ادعا میکنند که ترامپ برای منحرف کردن افکار عمومی از ارتباطاتش با جفری اپستین وارد این جنگ شده است.
این ویدیوها در پلتفرمهایی مانند تیکتاک، اینستاگرام و ایکس میلیونها بازدید گرفتهاند. در مقابل، ترامپ بیشتر پیامهای خود را در شبکه اجتماعی Truth Social منتشر میکرد، پلتفرمی که عمدتاً مخاطبانش طرفداران سرسخت او هستند. هرچند این پیامها در رسانهها بازنشر میشدند، اما به گفته منتقدان، لحن طولانی و عصبی آنها باعث میشد ترامپ کمتر مسلط و آرام به نظر برسد.
به گفته جیک هانراهان، بنیانگذار رسانه مستقل Popular Front، «دوران جادوی میمهای ترامپ تمام شده است». به باور او، کاخ سفید درک دقیقی از فرهنگ اینترنت نسل جدید ندارد. او میگوید محتوای رسمی دولت، مانند ویدیوهای جنگی با حالوهوای بازی Call of Duty یا ویدیوهایی با موسیقی «ماکارنا»، برای کاربران جوان «بیش از حد تصنعی و خجالتآور» به نظر میرسد.
در مقابل، ویدیوهای طرفدار ایران با پیامهای ساده و طنزآمیز کار میکنند: اینکه ترامپ «بازنده» است، یا اینکه مردم آمریکا نباید برای جنگی که دولت اسراییل آغاز کرده جان بدهند. حتی سفارتخانههای ایران نیز وارد این بازی شدهاند و در شبکههای اجتماعی با انتشار میمها و اشاره به پرونده اپستین، ترامپ را هدف قرار دادهاند.
بهطور کلی، این رقابت نشان میدهد که جنگ روایتها در عصر هوش مصنوعی چگونه تغییر کرده است. ویدیوهای کوتاه، رپهای تولیدشده با هوش مصنوعی و طنز اینترنتی میتوانند پیامهای سیاسی پیچیده را در قالبی ساده و قابل اشتراک به میلیونها نفر برسانند.
برای نویسنده، نتیجه روشن است: ترامپی که زمانی «چَد اینترنت» محسوب میشد، کسی که تقریباً در هر جدال آنلاین پیروز میشد، در جریان این جنگ جایگاهش را از دست داده است. وقتی عملیات نظامی هم به پیروزی سریع منجر نشد و پیامهای آنلاین او عصبیتر و بیثباتتر به نظر رسیدند، روایت غالب در فضای مجازی تغییر کرد. در این میدان جدید، دستکم در نگاه بسیاری از کاربران اینترنت، ایران نقش «چَد» را بازی میکند.
منبع:پژوهشگاه فضایمجازی پردیسقم