لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از

متن تیتر خود را وارد کنید

پایگاه خبری CIT رسانه‌ای تخصصی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران است که اخبار و تحولات اکوسیستم ICT را پوشش می‌دهد. تمرکز آن بر اطلاع‌رسانی تحلیلی درباره فناوری، اقتصاد دیجیتال، استارتاپ‌ها و امنیت سایبری است.این رسانه با پوشش فعالیت فعالان صنعت ICT، نقش پل ارتباطی میان صنعت، سیاست‌گذاران و مخاطبان را ایفا می‌کند.

در جنگ تمام‌عیار، قطع اینترنت ضرورت دفاعی است

پست های مرتبط

از ۹ اسفند ۱۴۰۴، ایران وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شد؛ جنگی تمام‌عیار با آمریکا و رژیم صهیونیستی که همه ابعاد حیات ملی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، اولین و حیاتی‌ترین تصمیم برای حفظ امنیت ملی و حراست از زیرساخت‌های حیاتی کشور، قطع اینترنت بین‌الملل و هدایت تمام ترافیک به شبکه ملی اطلاعات بود. این تصمیم، یک ضرورت راهبردی و غیرقابل اجتناب است. دشمن که سال‌هاست در فضای سایبری علیه ما جنگ نرم به راه انداخته، با شروع جنگ تمام‌عیار، حملات سایبری را به سطح بی‌سابقه‌ای تشدید کرد. قطع اینترنت بین‌الملل، سپری شد که از قلب زیرساخت‌های کشور در برابر نفوذ و تخریب محافظت می‌کند.

اما واقعیت تلخ این است که در پشت این سپر دفاعی، زیست‌بوم اقتصاد دیجیتال کشور با چالشی عمیق‌تر از صرفاً «کندی شبکه» مواجه است. در هفته‌های ابتدایی جنگ، بحث‌هایی درباره «مجوز دسترسی ویژه توسعه‌ای» یا همان اینترنت طبقاتی مطرح شد که بخشی از آن اجرایی گردید. اما تجربه میدانی نشان داد این راهکار، هرچند برای طیف محدودی از شرکت‌های بزرگ کارگشا بود، اما نتوانست از فروپاشی اکوسیستم متنوع و گسترده اقتصاد دیجیتال جلوگیری کند. حدود نیمی از کسب‌وکارهای کوچک و خرد که ستون فقرات اشتغال غیرحضوری را تشکیل می‌دادند – از جمله آن دسته که زیست‌بومشان وابسته به بسترهایی مثل اینستاگرام بود – عملاً از مدار خارج شدند. نکته مهمتر اینکه، حتی اگر دسترسی فنی برای این گروه فراهم می‌شد، با قطع شدن دسترسی مخاطبان عمومی به شبکه، عملاً بازاری برای عرضه کالا و خدمات وجود نداشت.

این واقعیت، ما را به این پرسش اساسی می‌رساند: وقتی مشتریِ ازدست‌رفته پس از جنگ بازخواهد گشت، آیا هنوز عرضه‌کننده‌ای برای پاسخگویی به نیاز او وجود دارد؟ امروز تهدید اصلی فراروی اقتصاد دیجیتال، نه فقط کندی شبکه، که خروج سرمایه و نیروی انسانی از این بخش است.

ما ۴۷ سال تجربه زیستن در تحریم را داریم. در این سال‌ها آموخته‌ایم که سخت‌ترین آسیب‌ها، نه در لحظه بحران، بلکه در فاصله میان پایان جنگ و بازسازی ساختارها شکل می‌گیرد. امروز که اینترنت بین‌الملل به ناچار قطع است و بسیاری از فعالان اقتصادی با از دست رفتن مشتری و درآمد مواجه‌اند، خطر وقوع دو پدیده مخرب بسیار جدی است:

۱. خروج سرمایه: بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای دیجیتال، یا به دلیل ناامیدی از تداوم فعالیت، سرمایه‌های نقدی و دارایی‌های خود را به سمت بازارهای سنتی و غیرمولد (مانند مسکن یا طلا) هدایت می‌کنند و یا به دنبال انتقال سرمایه به کشورهای همسایه برای راه‌اندازی مجدد هستند.

۲. خروج نیروی انسانی متخصص: نخبگان فناوری اطلاعات، برنامه‌نویسان، متخصصان هوش مصنوعی و مدیران جوان که امروز با تعطیلی یا رکود کسب‌وکار خود مواجه‌اند، در دو راهی سرنوشت‌سازی قرار گرفته‌اند: «ماندن و بازسازی زیست‌بوم دیجیتال از دل بحران» یا «مهاجرت به قطب‌های فناوری منطقه». این معادله، اگر با تدبیر و حمایت هوشمندانه روبه‌رو نشود، به خروج تدریجی سرمایه‌های انسانی منجر خواهد شد که سال‌ها برای تربیت آنها هزینه شده است؛ سرمایه‌ای که بازسازی آن پس از جنگ، سال‌ها زمان خواهد برد.

بنابراین، در کنار درک ضرورت دفاعی قطع اینترنت، باید اذعان کرد که نبرد امروز، نبرد برای «حفظ هسته‌های ماندگار» پس از بحران است. پیشنهاد مشخص برای ستاد اقتصادی جنگ و نهادهای متولی (وزارت ارتباطات، معاونت علمی و بانک مرکزی) تمرکز بر راهکارهای جبرانی با محوریت جلوگیری از خروج سرمایه و نیروی انسانی است:

۱. ایجاد «صندوق تضمین تداوم فعالیت»: به جای تمرکز بر رفع انحصاری مشکلات زیرساختی که در شرایط جنگ با محدودیت مواجه است، بسته‌ای حمایتی تعریف شود که شامل ارائه وام‌های کم‌بهره با دوره تنفس شش‌ماهه (پس از پایان جنگ) برای تأمین نقدینگی کسب‌وکارهای دیجیتال معتبر باشد. شرط دریافت این تسهیلات، حفظ نیروی انسانی متخصص و عدم تعدیل نیرو در دوران جنگ است.

۲. بسته‌های انگیزشی برای ماندگاری نخبگان: با همکاری بنیاد ملی نخبگان و صندوق نوآوری و شکوفایی، قراردادهای «نگهداشت» برای متخصصان کلیدی اقتصاد دیجیتال تعریف شود. این قراردادها می‌تواند شامل کمک‌هزینه معیشت در دوران جنگ و همچنین سهم‌الشرط‌های قطعی در بازسازی کسب‌وکارها پس از جنگ باشد تا انگیزه مهاجرت را کاهش دهد.

۳. پیش‌خرید خدمات توسعهای توسط دولت: دولت می‌تواند با استفاده از ظرفیت شرکت‌های دانش‌بنیان و خلاق، نسبت به پیش‌خرید پروژه‌های توسعهای (مانند توسعه پلتفرم‌های امن پیام‌رسان، ابزارهای هوش مصنوعی بومی یا سکوهای تجارت الکترونیک مقاوم) اقدام کند. این کار ضمن تأمین مالی شرکت‌ها در بحران، زیرساخت‌های ملی را برای دوران پساجنگ تقویت می‌کند.

۴. ممنوعیت تعدیل نیروی گسترده از طریق مشوق‌های مالیاتی: تصویب ماده‌ای در بودجه اضطراری جنگ که بنگاه‌های اقتصاد دیجیتال را در صورت حفظ ۱۰۰ درصدی نیروی انسانی خود در طول جنگ، تا دو سال پس از پایان جنگ از پرداخت مالیات بر عملکرد معاف کند.

 

نکته محوری این است که امروز دیگر دغدغه اصلی فعالان اقتصادی، «کیفیت اینترنت» نیست؛ آنها پذیرفته‌اند که در شرایط جنگی، سخت‌افزار و پهنای باند در اولویت دوم قرار دارد. دغدغه اصلی، «بقا» و «حفظ تیم» است. اگر پس از پایان جنگ، زیرساخت‌ها احیا شوند اما تیم‌های متخصص از هم پاشیده باشند و سرمایه‌ها به بخش‌های دیگر کوچ کرده باشند، اقتصاد دیجیتال ایران با خلأیی روبه‌رو خواهد شد که پر کردن آن سال‌ها زمان می‌برد.

۴۷ سال تحریم به ما نشان داد که رمز عبور از محدودیت‌ها، «مدیریت هوشمندانه سرمایه‌های انسانی» است. امروز نیز در شرایط جنگ تمام‌عیار، هم ضرورت قطع اینترنت بین‌الملل را درک می‌کنیم و هم بر لزوم پشتیبانی هوشمندانه از موتور محرکه اقتصاد کشور تأکید داریم. بیایید در این نبرد سخت، از نیروهای خط مقدم اقتصاد دیجیتال با تدبیری حمایت کنیم که آنها را برای روزهای بازسازی پس از جنگ حفظ کند؛ چرا که اگر کسب‌وکار نباشد، مشتریِ بازگشته نیز راهی جز مراجعه به ساختارهای سنتی نخواهد داشت.

آخرین اخبار کسب و کار

برچسب ها