معاون علمی رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت تغییر رهیافت مدیران شهری و اصلاح رویکرد حکمرانی شهرها از بوروکراسی به عملگرایی، گفت: توسعه زیرساختهای پیشرفته، هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال بهتنهایی رفاه شهری ایجاد نمیکند؛ بلکه نخستین گام، تغییر رهیافت و نگرش مدیران به استفاده از دانش و فناوری برای حل مسائل شهروندان است.
وی با بیان اینکه محیط استقرار و فعالیت شرکتهای دانشبنیان و دانشگاهها در توسعه علم و فناوری نقش مهمی دارد، افزود: یکی از عوامل مؤثر بر پیشرفت شرکتهای دانشبنیان، دانشگاهها و توسعه دانش و فناوری در کشور، محیطی است که این ظرفیتها در آن فعالیت میکنند. این محیط، شهرها و روستاها را نیز دربر میگیرد و کیفیت حکمرانی و مدیریت آن میتواند بر نحوه استفاده از ظرفیتهای علمی و فناورانه اثرگذار باشد.
افشین، با اشاره به وجود الگوها و استانداردهای مختلف برای دستهبندی شهرها در جهان، ادامه داد: در ادبیات توسعه شهری، مفاهیمی همچون شهر دانشمحور، شهر دانشبنیان، شهر دیجیتال، شهر هوشمند، شهر مبتنی بر هوش مصنوعی و شهر شناختی مطرح است. شناخت تفاوت این مفاهیم به مدیران شهری کمک میکند تا بدانند توسعه هر یک از این الگوها چه اهدافی را دنبال میکند و چگونه میتوان از ظرفیتهای دانش و فناوری برای بهبود شرایط زندگی در شهر بهره گرفت.
معاون علمی رئیسجمهور، یکی از معیارهای مهم پیشرفت شهری را کاهش دشواریهای زندگی روزمره شهروندان دانست و تصریح کرد: شهر پیشرفته، شهری است که مردم برای انجام امور اداری خود با زحمت و پیچیدگیهای غیرضروری مواجه نباشند و بتوانند با استفاده از امکانات موجود، از رفاه و آسایش بیشتری برخوردار شوند.
وی با تأکید بر ارتباط مستقیم این رویکرد با توسعه اقتصاد دانشبنیان، خاطرنشان کرد: هنگامی که دانش، ایده و فناوری وارد فرایندهای اداره شهر و ارائه خدمات به شهروندان میشود، زمینه ایجاد بازار مناسب برای شرکتهای دانشبنیان نیز فراهم میشود. به این ترتیب، نیازهای شهری میتوانند به بستری برای بهکارگیری محصولات و خدمات فناورانه و توسعه فعالیت شرکتهای دانشبنیان تبدیل شوند.
رییس بنیاد ملی نخبگان، در تبیین مفهوم فناوری، با اشاره به نقش آن در تسهیل فعالیتهای انسانی، گفت: فناوری زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که انجام کارهایی را که انسان پیشتر با دشواری انجام میداد، سادهتر کند. از این منظر، استفاده از دانش و فناوری در مدیریت شهری باید با هدف تسهیل امور، کاهش دشواریهای شهروندان و بهبود کیفیت خدمات صورت گیرد.
وی هدف از تشریح مفاهیم مختلف شهرهای دانشبنیان، هوشمند و شناختی را کمک به درک روشنتر مدیران شهری از نقش دانش و فناوری در توسعه شهرها عنوان کرد و افزود: مدیران باید بدانند که سرمایهگذاری در حوزه دانشبنیان، توسعه زیرساختها و استفاده از فناوری، زمانی اثربخش خواهد بود که به بهبود رفاه و شرایط زندگی مردم منجر شود.
ضرورت تغییر رهیافت مدیران و روند حکمرانی شهری بر مبنای معماری نوین حکمرانی علم، فناوری و نوآوری
افشین با تأکید بر ضرورت بازنگری در الگوهای مدیریت شهری بر مبنای معماری نوین حکمرانی علم، فناوری و نوآوری، تصریح کرد: تحقق شهرهای دانشبنیان و هوشمند مستلزم تغییر رهیافت حکمرانی شهری و حرکت به سمت الگوهایی است که دانش، فناوری و نوآوری را در کانون سیاستگذاری، تصمیمگیری و حل مسائل شهری قرار میدهند. در این چارچوب، زیرساختهای فناورانه و ابزارهایی همچون هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال، زمانی به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و افزایش رفاه عمومی منجر میشوند که در خدمت حکمرانی کارآمد، مسئلهمحور و عملگرا قرار گیرند و زمینه مشارکت مؤثر دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و سایر بازیگران زیستبوم نوآوری در مدیریت و توسعه شهرها فراهم شود.
رییس ملی نخبگان، با تأکید بر اینکه تحقق شهرهای پیشرفته بیش از هر چیز به تحول در رهیافت مدیران نیاز دارد، اظهار کرد: نمیتوان صرفاً با ایجاد زیرساختهای پیشرفته، استفاده از هوش مصنوعی یا دیجیتالیکردن خدمات، تصور کرد که رفاه شهری محقق شده است. نخستین گام، تغییر نگاه و رویکرد مدیران است و پس از آن میتوان از ابزارها و فناوریهای مختلف برای ایجاد شرایط مناسبتر در شهر استفاده کرد.
وی افزود: فناوریها و زیرساختهای پیشرفته، ابزارهایی برای تحقق اهداف توسعه شهری هستند؛ اما اثربخشی آنها به نحوه استفاده از این ابزارها و رویکرد مدیران در بهکارگیری آنها بستگی دارد. اگر نگاه مدیریتی تغییر کند، ابزارهای فناورانه میتوانند در خدمت رفع مسائل شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان قرار گیرند.
حرکت به سمت نسل پنجم اینترنت در کنار اصلاح رویکردهای مدیریتی
افشین در پاسخ به پرسشی درباره نقش زیرساخت اینترنت در تحقق شهرهای دانشبنیان، هوشمند و شناختی و امکان توسعه این الگوها با توجه به وضعیت فعلی اینترنت کشور، گفت: باید برای آینده برنامهریزی کنیم. زیرساخت اینترنت یکی از زیرساختهای مهم در این مسیر است و کشور باید به سمت توسعه و بهرهگیری از فناوری نسل پنجم ارتباطات همراه (5G) حرکت کند.
وی با اشاره به تلاشهای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای توسعه زیرساختهای ارتباطی، ابراز امیدواری کرد که زیرساختهای موردنیاز برای پیشبرد این رویکردها فراهم شود.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور در عین حال تأکید کرد: فراهمبودن زیرساختهای ارتباطی و فناورانه ضروری است، اما بهتنهایی برای تحقق اهداف موردنظر کفایت نمیکند. شرط لازم در این مسیر، تغییر دیدگاه مدیران و حرکت از رویکردهای بوروکراتیک به سمت عملگرایی است.
افشین در پایان خاطرنشان کرد: توسعه شهرهای دانشبنیان و بهرهگیری مؤثر از فناوریهای نوین، مستلزم آن است که مدیران بهجای تمرکز صرف بر ایجاد زیرساختها و ابزارها، بر استفاده عملی از ظرفیتهای موجود برای حل مسائل شهروندان و ارتقای رفاه عمومی تمرکز کنند.
حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، در سمینار «تحول مفاهیم شهری و مسیر حرکت به سوی شهرهای دانشبنیان، هوشمند و شناختی» که در اتاق بازرگانی اصفهان و در چارچوب معماری نوین حکمرانی علم، فناوری و نوآوری برگزار شد، با اشاره به رویکرد جدید معاونت علمی در دولت چهاردهم گفت: همزمان با بیستمین سال فعالیت معاونت علمی، چارچوب تازهای برای سیاستگذاری فناوری کشور تدوین شده است تا مسیر حرکت و ارتباط میان اجزای مختلف زیستبوم علم، فناوری و نوآوری مشخصتر شود.
افشین با اشاره به ضرورت تبیین این چارچوب ادامه داد: برای حرکت در مسیر توسعه فناوری، باید هم تجربههای گذشته را بررسی کنیم و هم با شناخت الگوهای موفق جهانی، تصویری روشن از آینده داشته باشیم. هدف این است که مشخص شود ظرفیتهای موجود کشور چگونه میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و به نتایج اقتصادی و اجتماعی ملموس منجر شوند.
از توسعه شرکتهای دانشبنیان تا شکلگیری قدرت فناورانه
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به تجربه سالهای گذشته در توسعه شرکتهای دانشبنیان و شتابدهندهها اظهار کرد: کشور در سالهای گذشته برای توسعه شرکتهای دانشبنیان، گسترش شتابدهندهها و تقویت زیرساختهای نوآوری اقدامات متعددی انجام داده است. این اقدامات ظرفیتهای ارزشمندی ایجاد کردهاند، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که هنوز میان بسیاری از این ظرفیتها ارتباط مؤثر و منسجمی شکل نگرفته است.
وی با تشریح یکی از چالشهای اصلی زیستبوم فناوری کشور گفت: دانشگاههای توانمند، نیروی انسانی متخصص، شرکتهای دانشبنیان و صنایع پیشرفته، هرکدام میتوانند عملکرد خوبی داشته باشند، اما وجود مجموعهای از توانمندیهای منفرد لزوماً به ایجاد قدرتی یکپارچه منجر نمیشود. مسئله این است که اجزای مختلف باید در ارتباط با یکدیگر عمل کنند.
به گفته او، ممکن است یک شرکت دانشبنیان در زمینهای مشخص توانایی بالایی داشته باشد، دانشگاهی از ظرفیت علمی مناسبی برخوردار باشد و صنعتی نیز توان تولید و عرضه محصول را داشته باشد؛ اما اگر این بخشها به یکدیگر متصل نشوند، بخشی از ظرفیت کشور بدون استفاده باقی میماند.
افشین با تأکید بر ضرورت تقویت زنجیره نوآوری افزود: باید ارتباط میان مراحل مختلف، از شکلگیری ایده و انجام پژوهش تا توسعه فناوری، تولید محصول، تجاریسازی و ایجاد ارزش اقتصادی، پیوسته و مؤثر باشد. در این صورت میتوان مشخص کرد که شرکتهای دانشبنیان و سازوکارهای حمایتی موجود در چه حوزههایی قادر به ایجاد اثرگذاری واقعی هستند.
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به چارچوب مفهومی مورد توجه معاونت علمی ادامه داد: هدف این است که ظرفیتهای علمی و فناورانه کشور از سطح توانمندیهای پراکنده فراتر بروند و به قدرتی تبدیل شوند که بتواند ارزش اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. در این چارچوب، ارتباط میان فناوری، نوآوری و قابلیتهای پایدار اهمیت ویژهای دارد.
فناوری، نوآوری و قابلیت چه تفاوتی دارند؟
افشین در تشریح تفاوت میان فناوری، نوآوری و قابلیت گفت: تولید یک محصول جدید به معنای آن است که دانش، تجربه، ایده و خلاقیت در قالب یک محصول یا خدمت به کار گرفته شدهاند؛ اما این محصول بهتنهایی لزوماً به پیشرفت کشور منجر نمیشود. فناوری زمانی اثرگذار است که به ایجاد ارزش و نتیجهای ملموس بینجامد.
وی با اشاره به ابعاد مختلف ارزشآفرینی افزود: این اثرگذاری میتواند اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی باشد. ممکن است یک فناوری به افزایش درآمد و تولید ثروت منجر شود، ممکن است کیفیت زندگی مردم را بهبود دهد یا بتواند در حل یک مسئله اجتماعی و فرهنگی نقش داشته باشد. تبدیل فناوری به چنین اثراتی، بخش مهمی از فرایند نوآوری است.
به گفته او، نوآوری نیز بهتنهایی کافی نیست و باید به قابلیت تبدیل شود. برای مثال، اگر شرکتی محصولی جدید تولید کند، زمانی به قابلیت پایدار دست مییابد که بتواند بر پایه دانش و تجربه خود، محصولات دیگری توسعه دهد، فرایند تولید را بهبود ببخشد و توانمندیهایش را متناسب با نیازهای جدید بهروزرسانی کند.
افشین با تأکید بر اهمیت ایجاد قابلیتهای تکرارپذیر و توسعهپذیر تصریح کرد: تفاوت میان تولید یک محصول و برخورداری از قابلیت فناورانه پایدار در این است که قابلیت به یک مجموعه اجازه میدهد توان خود را بهطور مستمر حفظ و تقویت کند. چنین رویکردی باید در سیاستگذاری فناوری و طراحی محیط مناسب برای رشد شرکتهای دانشبنیان نیز مورد توجه قرار گیرد.
چرا تحول مفاهیم شهری اهمیت دارد؟
معاون علمی رئیسجمهور در ادامه سخنان خود با طرح این پرسش که «شهر پیشرفته واقعاً چه شهری است؟» به بررسی مفهوم شهرهای آینده پرداخت و گفت: شهرها یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری و توسعه قابلیتهای علمی، فناورانه و اقتصادی هستند. بنابراین، اگر قرار است ظرفیتهای دانشبنیان کشور به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند، باید محیط شهری نیز برای این تحول آماده باشد.
وی با اشاره به گسترش مفاهیمی مانند شهر دیجیتال، شهر هوشمند، شهر دانشی، شهر خلاق، شهر نوآور، شهر مبتنی بر هوش مصنوعی و شهر شناختی ادامه داد: این مفاهیم در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اما مرز میان آنها و شاخصهای شناسایی هرکدام همیشه روشن نیست. برای برنامهریزی درست، باید بدانیم هر مفهوم چه معنایی دارد، با چه شاخصهایی سنجیده میشود و شهرها برای رسیدن به سطح بالاتری از بلوغ به چه قابلیتهایی نیاز دارند.
افشین با تأکید بر ضرورت تفکیک این مفاهیم اظهار کرد: هدف از این دستهبندی، صرفاً نامگذاری شهرها نیست؛ بلکه باید بتوان مسیر تحول آنها را شناخت و میزان آمادگی هر شهر را برای پاسخگویی به نیازهای آینده ارزیابی کرد.
به گفته او، در ارزیابی شهرها باید به تجربه واقعی شهروندان نیز توجه شود. اگر فناوری و نوآوری در ساختار مدیریت شهری توسعه پیدا کنند، اما مردم اثر آن را در کیفیت زندگی، دسترسی به خدمات، رفاه و حل مشکلات روزمره احساس نکنند، نمیتوان صرفاً بر اساس وجود تجهیزات و سامانههای جدید، از موفقیت تحول شهری سخن گفت.
از شهر سنتی تا شهر دیجیتال
افشین با تشریح نخستین سطوح تحول شهری گفت: شهر سنتی عمدتاً بر فرایندهای اداری، سازوکارهای متعارف مدیریتی و واکنش به مسائل پس از وقوع آنها تکیه دارد. در چنین ساختاری، تصمیمگیری ممکن است بیش از اندازه به رویههای دستی وابسته باشد و دادههای یکپارچه و مشارکت شهروندان نیز نقش محدودی داشته باشند.
وی با اشاره به شاخصهای تشخیص شهر سنتی افزود: میزان استفاده از فرایندهای کاغذی، درصد خدمات حضوری، نبود پایگاههای داده یکپارچه، تصمیمگیری غیرتحلیلی، مشارکت محدود شهروندان و پایین بودن سطح نوآوری، از جمله نشانههایی هستند که میتوانند در ارزیابی این الگو مورد توجه قرار گیرند.
معاون علمی رئیسجمهور در تشریح مفهوم شهر دیجیتال ادامه داد: در شهر دیجیتال، تمرکز اصلی بر انتقال اطلاعات و خدمات به بسترهای الکترونیکی است. ارائه خدمات آنلاین، راهاندازی درگاههای شهری، توسعه اپلیکیشنها، پرداخت الکترونیکی و گسترش دسترسی به اینترنت پرسرعت، از جمله اقداماتی هستند که در این سطح اهمیت دارند.
به گفته او، تفاوت اصلی شهر دیجیتال با شهر سنتی در این است که بخشی از فرایندها و خدمات به محیط دیجیتال منتقل میشوند؛ بااینحال، دیجیتالی شدن لزوماً به معنای هوشمند شدن مدیریت شهری نیست. ممکن است یک شهر خدمات خود را بهصورت آنلاین ارائه دهد، اما همچنان در تحلیل دادهها، پیشبینی مشکلات و اصلاح سیاستها با محدودیت روبهرو باشد.
افشین با تأکید بر همین تفاوت اظهار کرد: دیجیتالیسازی میتواند دسترسی به خدمات را آسانتر و سرعت انجام امور را بیشتر کند، اما برای رسیدن به سطح بالاتری از بلوغ شهری، باید از اطلاعات تولیدشده استفاده کرد و فرایندها را بر پایه تحلیل و ارزیابی بهبود داد.
شهر هوشمند؛ فراتر از ارائه خدمات آنلاین
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به ویژگیهای شهر هوشمند گفت: در این الگو، دادهها، حسگرها، فناوری اطلاعات و ارتباطات و سامانههای متصل برای بهبود عملکرد بخشهای مختلف شهر به کار گرفته میشوند. هدف آن است که مدیریت شهری بتواند خدمات را دقیقتر ارائه دهد، منابع را بهتر مصرف کند و تصمیمهای کارآمدتری بگیرد.
وی با تشریح شاخصهای شهر هوشمند افزود: زیرساخت دیجیتال و اتصالپذیری، دادههای بهروز، حملونقل هوشمند، شبکههای هوشمند انرژی، خدمات شهری مبتنی بر داده، حکمرانی دادهمحور و مشارکت دیجیتال شهروندان، از جمله مؤلفههایی هستند که در ارزیابی این شهرها اهمیت دارند.
به گفته او، فناوری اطلاعات و ارتباطات، دادهها و حسگرها ابزارهای مهم شهر هوشمند هستند، اما میزان هوشمندی یک شهر را نمیتوان صرفاً با تعداد حسگرها یا تجهیزات آن سنجید. معیار اصلی، اثری است که این فناوریها بر کارآمدی مدیریت، کیفیت خدمات، رفاه عمومی و پایداری شهری میگذارند.
افشین با تأکید بر تفاوت میان شهر دیجیتال و هوشمند ادامه داد: شهر دیجیتال خدمات را به بستر آنلاین منتقل میکند، اما شهر هوشمند از دادهها و ابزارهای تحلیلی برای بهینهسازی همان خدمات استفاده میکند. بنابراین، هوشمندسازی باید به بهبود عملکرد منجر شود، نه اینکه صرفاً لایهای فناورانه به ساختار موجود اضافه کند.
شهر دانشی؛ پیوند دانش، دانشگاه و اقتصاد
افشین در تشریح مفهوم شهر دانشی یا دانشبنیان گفت: در این الگو، دانش و سرمایه انسانی موتور اصلی توسعه شهر هستند. دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان، فعالیتهای تحقیق و توسعه و نیروی انسانی متخصص، نقش مهمی در ایجاد مزیت رقابتی ایفا میکنند.
وی با اشاره به اهمیت تبدیل دانش به ارزش اقتصادی ادامه داد: شهر دانشی تنها شهری نیست که دانشگاههای متعدد یا شمار زیادی از شرکتهای دانشبنیان در آن فعالیت میکنند؛ بلکه باید میان تولید دانش، حل مسائل واقعی، توسعه فناوری و ایجاد ارزش ارتباط برقرار باشد.
به گفته او، وجود دانشگاهها و مراکز پژوهشی زمانی به مزیت پایدار تبدیل میشود که نتایج پژوهشها در صنعت و اقتصاد مورد استفاده قرار گیرند، شرکتها بتوانند محصولات و خدمات فناورانه توسعه دهند و نیروی انسانی متخصص نیز فرصت فعالیت و رشد پیدا کند.
معاون علمی رئیسجمهور با تأکید بر نقش سرمایه انسانی افزود: جذب، حفظ و پرورش نیروی متخصص، توسعه مهارتهای علمی و دیجیتال، تقویت فعالیتهای پژوهشی و افزایش ارتباط دانشگاه و صنعت، از جمله مؤلفههای مهم در شکلگیری شهر دانشی هستند. در این الگو، دانش صرفاً یک دارایی علمی نیست؛ بلکه باید در حل مسائل و توسعه اقتصادی نقش مستقیم داشته باشد.
افشین در ادامه به برخی شاخصهای قابل بررسی در این حوزه اشاره کرد و گفت: فعالیتهای تحقیق و توسعه، تعداد و عملکرد شرکتهای دانشبنیان، نیروی انسانی متخصص، توسعه مهارتها، ثبت اختراع، صادرات فناوری و میزان پیوند دانشگاه و صنعت میتوانند در ارزیابی ظرفیت دانشمحور شهر مورد توجه قرار گیرند.
وی خاطرنشان کرد: اقتصاد دانشبنیان یک ساختار اقتصادی است، اما شهر دانشی مفهومی گستردهتر دارد و به اکوسیستم شهریای اشاره میکند که تولید، انتقال و استفاده از دانش در آن به یکی از پایههای اصلی توسعه تبدیل شده است.
شهر خلاق و نوآور؛ تبدیل ایده به ارزش
معاون علمی رئیسجمهور با تشریح تفاوت شهر خلاق و شهر نوآور اظهار کرد: خلاقیت و نوآوری از عوامل مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی شهرها هستند، اما تحقق آنها به محیطی نیاز دارد که در آن ایدهپردازی، همکاری، آزمایش و تبدیل ایده به محصول یا خدمت امکانپذیر باشد.
افشین با اشاره به ویژگیهای شهر خلاق ادامه داد: شهر خلاق از ظرفیتهای فرهنگی، هنری، اجتماعی و انسانی برای تولید ایدههای جدید استفاده میکند. صنایع فرهنگی و خلاق، هنر، طراحی، رسانه، محتوا، بازی، موسیقی و رویدادهای فرهنگی میتوانند در شکلگیری این محیط نقش داشته باشند.
به گفته او، شهر نوآور بیش از هر چیز بر تبدیل ایده به راهحل و تجاریسازی آن تأکید دارد. فعالیت استارتاپها، شتابدهندهها، مراکز نوآوری، سرمایهگذاری خطرپذیر، همکاری دانشگاه و صنعت و توسعه فعالیتهای تحقیق و توسعه، از جمله مؤلفههای مؤثر در این زمینه هستند.
وی با تأکید بر ارتباط میان این دو مفهوم افزود: شهر خلاق با فراهم کردن بستر فرهنگی و اجتماعی، زمینه تولید ایده و تجربههای جدید را ایجاد میکند و شهر نوآور به توسعه، آزمون، تجاریسازی و گسترش راهحلهای جدید میپردازد. این دو رویکرد میتوانند در کنار یکدیگر به رشد اقتصادی و اجتماعی پایدار کمک کنند.
افشین در تشریح شاخصهای این حوزه گفت: تعداد و عملکرد استارتاپها، فعالیت مراکز نوآوری، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، ارتباط صنعت و دانشگاه، ثبت اختراع، مشارکت شهروندان و حضور صنایع خلاق، از جمله شاخصهایی هستند که میتوانند برای ارزیابی ظرفیت خلاقیت و نوآوری شهرها مورد استفاده قرار گیرند.
شهر مبتنی بر هوش مصنوعی؛ از پروژه آزمایشی تا کاربرد عملیاتی
افشین در ادامه سخنان خود به مفهوم شهر مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخت و گفت: استفاده از هوش مصنوعی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این فناوری از سطح پروژههای آزمایشی فراتر برود و در فرایندهای عملیاتی، تحلیلهای مدیریتی و سیاستگذاری شهری به کار گرفته شود.
وی با اشاره به کاربردهای احتمالی هوش مصنوعی در مدیریت شهر افزود: تحلیل پیشبینانه حملونقل، مدیریت مصرف انرژی، پشتیبانی از خدمات سلامت، اتوماسیون هوشمند و تحلیل حجم گسترده دادهها، از جمله حوزههایی هستند که میتوانند از قابلیتهای هوش مصنوعی بهرهمند شوند.
به گفته او، ارزیابی این سطح از تحول شهری باید میزان استفاده عملیاتی از هوش مصنوعی، کیفیت دادهها، قابلیت تحلیل و پیشبینی، امنیت سامانهها و تأثیر آن بر عملکرد مدیریت شهری را در نظر بگیرد. صرف اجرای چند پروژه آزمایشی نمیتواند نشان دهد که یک شهر به مرحله بلوغ در استفاده از هوش مصنوعی رسیده است.
معاون علمی رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت استفاده مسئولانه از این فناوری ادامه داد: توسعه کاربردهای هوش مصنوعی باید با توجه به حریم خصوصی، امنیت، ملاحظات اخلاقی و حفظ نظارت انسانی همراه باشد. هوش مصنوعی ابزاری برای بهبود عملکرد شهری است، اما بهتنهایی تضمینکننده یادگیری، تصمیمگیری درست یا پایداری شهر نیست.
شهر شناختی؛ بالاترین سطح بلوغ در مسیر تحول شهری
افشین با تشریح مفهوم شهر شناختی اظهار کرد: شهر شناختی را میتوان الگویی دانست که در آن شهر از یک سامانه صرفاً متکی بر جمعآوری و تحلیل اطلاعات، به سامانهای یادگیرنده، پیشبینیکننده و سازگار با شرایط جدید تبدیل میشود.
وی با اشاره به ویژگیهای این الگو افزود: یکپارچگی دادههای شهری، تحلیل مستمر اطلاعات، مدلهای پیشبینی، شبیهسازی سناریوهای مختلف، دوقلوی دیجیتال، یادگیری مداوم و اصلاح تصمیمها بر اساس نتایج، از جمله قابلیتهایی هستند که در شکلگیری شهر شناختی اهمیت دارند.
به گفته او، تفاوت شهر هوشمند و شهر شناختی در سطح استفاده از دادهها و نحوه تصمیمگیری آشکار میشود. شهر هوشمند با تکیه بر اطلاعات و فناوری، عملکرد خدمات را بهینه میکند؛ اما شهر شناختی علاوه بر بهینهسازی، از دادهها و تجربههای گذشته یاد میگیرد، پیامدهای احتمالی تصمیمها را پیشبینی میکند و در صورت تغییر شرایط، رویکرد خود را اصلاح میکند.
افشین با تأکید بر اهمیت یادگیری مستمر ادامه داد: در چنین شهری، اطلاعات به تصمیم منتهی میشوند و نتایج تصمیمها نیز دوباره برای اصلاح سیاستها مورد استفاده قرار میگیرند. این چرخه به مدیریت شهری امکان میدهد بهجای واکنش صرف به مشکلات، برای پیشگیری از آنها و مواجهه با شرایط آینده آمادگی بیشتری داشته باشد.
معاون علمی رئیسجمهور در تشریح نقش ابزارهای فناورانه گفت: دوقلوی دیجیتال، مدلهای پیشبینی و شبیهسازی سناریوها میتوانند به مدیران شهری کمک کنند تا پیش از اجرای یک تصمیم، پیامدهای احتمالی آن را بررسی کنند. بااینحال، ارزش این ابزارها به کیفیت دادهها، توان تحلیل و امکان استفاده از نتایج در فرایند واقعی تصمیمگیری وابسته است.
چرا دستهبندی شهرها نباید صرفاً خطی باشد؟
افشین با اشاره به محدودیتهای تقسیمبندی شهرها به سطوح مختلف گفت: الگوهای سنتی، دیجیتال، هوشمند، دانشی، خلاق و نوآور، مبتنی بر هوش مصنوعی و شناختی، چارچوبهایی برای تحلیل بلوغ شهری فراهم میکنند، اما نباید آنها را لزوماً مراحلی کاملاً خطی و جدا از یکدیگر در نظر گرفت.
وی با تشریح این موضوع ادامه داد: ممکن است یک شهر در برخی زمینهها از قابلیتهای پیشرفتهای برخوردار باشد، اما در حوزههای دیگر همچنان با محدودیت روبهرو باشد. برای مثال، شهری ممکن است خدمات دیجیتال گستردهای ارائه دهد، اما در زمینه اقتصاد دانشبنیان، مشارکت شهروندان یا پایداری محیط زیست به سطح مطلوب نرسیده باشد.
به گفته او، ارزیابی شهرها باید بر پایه مجموعهای از شاخصها و یک نمایه چندبعدی انجام شود تا نقاط قوت و ضعف هر شهر بهصورت دقیق مشخص شود. برچسبگذاری کلی بهعنوان شهر هوشمند یا دانشبنیان، بدون سنجش قابلیتهای واقعی، تصویر کاملی از وضعیت آن ارائه نمیدهد.
افشین با تأکید بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد مختلف توسعه شهری اظهار کرد: مدل ارزیابی شهر آینده باید بتواند وضعیت زیرساختها، دانش، سرمایه انسانی، نوآوری، حکمرانی، کیفیت زندگی و پایداری را در کنار یکدیگر بسنجد. این رویکرد امکان مقایسه دقیقتر شهرها و تعیین اولویتهای توسعه را فراهم میکند.
چارچوبهای جهانی برای سنجش شهر هوشمند و پایدار
معاون علمی رئیسجمهور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به چارچوبهای بینالمللی ارزیابی شهرها گفت: سنجش عملکرد شهرها باید فراتر از شمارش تجهیزات و زیرساختها باشد و نشان دهد فناوری تا چه اندازه به بهبود خدمات، کیفیت زندگی، پایداری و تابآوری منجر شده است.
وی با اشاره به چارچوبهای مرتبط با مؤسسه بینالمللی توسعه مدیریت، اتحادیه بینالمللی مخابرات و سازمان بینالمللی استانداردسازی ادامه داد: هرکدام از این چارچوبها از منظر مشخصی به ارزیابی عملکرد شهری میپردازند و میتوانند برای شناخت ابعاد مختلف تحول شهری مورد استفاده قرار گیرند.
به گفته او، چارچوبهای مرتبط با توسعه مدیریت شهری و کیفیت زندگی، تجربه شهروندان و آثار فناوری بر زندگی روزمره را مورد توجه قرار میدهند؛ درحالیکه برخی استانداردها و الگوهای دیگر، شاخصهای عملکردی، زیرساختهای هوشمند، پایداری و شیوه سنجش خدمات شهری را بررسی میکنند.
افشین با اشاره به اهمیت ارزیابی عملکردی افزود: شاخصها باید نشان دهند که فناوری چه تغییری در نحوه اداره شهر، کیفیت خدمات و تجربه شهروندان ایجاد کرده است. بنابراین، ارزیابی شهر هوشمند باید علاوه بر امکانات فنی، آثار واقعی استفاده از فناوری را نیز در بر بگیرد.
معاون علمی رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت استفاده از چارچوبهای مکمل اظهار کرد: هیچ شاخص منفردی نمیتواند تمام ابعاد بلوغ شهری را توضیح دهد. برای شناخت دقیقتر وضعیت شهرها، باید از مجموعهای از معیارهای فنی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و زیستمحیطی استفاده کرد.
پایداری و انسانمحوری؛ الزامات شهر آینده
افشین با اشاره به ضرورت توجه به توسعه پایدار در برنامهریزی شهری گفت: فناوری و هوشمندسازی باید در خدمت انسان، افزایش رفاه عمومی و بهبود کیفیت زندگی باشند. توسعه فناوری زمانی ارزشمند است که به حل مسائل واقعی شهروندان کمک کند و آثار مثبت آن در زندگی روزمره قابل مشاهده باشد.
وی با تشریح ابعاد مختلف پایداری شهری ادامه داد: دسترسی عادلانه به خدمات، سلامت و ایمنی، مشارکت شهروندان، عدالت فضایی، بهرهوری منابع، کاهش آلودگی و انتشار آلایندهها، استفاده از انرژی پاک و افزایش تابآوری در برابر بحرانها، از جمله موضوعاتی هستند که باید در برنامهریزی شهرهای آینده مورد توجه قرار گیرند.
به گفته او، ممکن است شهری از نظر فناوری و خدمات دیجیتال پیشرفته باشد، اما در زمینه عدالت اجتماعی، حفاظت از محیط زیست یا تابآوری در برابر بحرانها عملکرد مطلوبی نداشته باشد. بنابراین، توسعه دیجیتال و هوشمندسازی نباید جایگزین اهداف پایداری شوند، بلکه باید در خدمت تحقق آنها قرار گیرند.
افشین با تأکید بر نقش شهروندان در ارزیابی نتایج سیاستهای شهری افزود: شاخصهای توسعه باید مشخص کنند که استفاده از فناوری تا چه اندازه به بهبود کیفیت زندگی، افزایش ایمنی، دسترسی برابر به فرصتها و کاهش مشکلات محیطی منجر شده است. سطح دیجیتالی شدن بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده موفقیت یک شهر باشد.
معاون علمی رئیسجمهور در ادامه، پایداری را یکی از الزامات تمام مراحل تحول شهری دانست و گفت: شهرها باید در کنار توسعه فناوری، به مصرف بهینه انرژی و منابع، تابآوری در برابر بحرانها و حفظ کیفیت زندگی توجه داشته باشند. این ملاحظات باید از ابتدای طراحی برنامههای تحول شهری در نظر گرفته شوند، نه اینکه پس از اجرای پروژهها به آنها افزوده شوند.
۱۰ محور اصلی ارزیابی بلوغ شهرهای آینده
افشین با تشریح ابعاد مورد نیاز برای ارزیابی شهرهای آینده گفت: برای شناخت میزان آمادگی یک شهر، باید مجموعهای از شاخصها بهصورت هماهنگ بررسی شوند. این شاخصها باید هم قابلیتهای فناورانه و اقتصادی و هم ابعاد انسانی، مدیریتی و محیطی را پوشش دهند.
وی با اشاره به محورهای اصلی ارزیابی ادامه داد: نوآوری، اقتصاد دانشبنیان، سرمایه انسانی، زیرساختهای دیجیتال، حکمرانی هوشمند و مشارکتی، کیفیت زندگی شهری، پایداری محیط زیست، انرژی هوشمند و تجدیدپذیر، شناخت شهری و استفاده از هوش مصنوعی، و امنیت سایبری و تابآوری، از جمله ابعاد مهم در این ارزیابی هستند.
به گفته او، هرکدام از این محورها بخشی از توان واقعی شهر را نشان میدهند. برای مثال، وجود زیرساخت دیجیتال بدون نیروی انسانی ماهر و حکمرانی کارآمد ممکن است به نتایج مورد انتظار منجر نشود؛ همانطور که برخورداری از دانشگاهها و مراکز پژوهشی بدون ارتباط مؤثر با صنعت و اقتصاد، ظرفیت دانشبنیان شهر را بهطور کامل بالفعل نمیکند.
افشین با تأکید بر ضرورت ارزیابی متوازن این مؤلفهها افزود: بلوغ شهری حاصل پیوند دانش، انسان، اقتصاد، حکمرانی، فناوری، پایداری و تابآوری است. تمرکز صرف بر یک بخش، حتی اگر آن بخش از سطح پیشرفتهای برخوردار باشد، نمیتواند تصویر دقیقی از آمادگی شهر برای آینده ارائه کند.
مسیر تحول شهرها به سمت حکمرانی شناختی
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به مسیر مطلوب تحول شهری اظهار کرد: شهرها باید از مدیریت سنتی و واکنشی به سمت حکمرانی دادهمحور، هوشمند، یادگیرنده و پیشبینیکننده حرکت کنند. در این مسیر، دیجیتالیسازی خدمات، توسعه زیرساختهای هوشمند، تقویت اقتصاد دانشبنیان و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی باید در کنار یکدیگر پیش بروند.
وی با تشریح ضرورت هماهنگی میان این اقدامات ادامه داد: توسعه زیرساختها زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که با تقویت سرمایه انسانی، افزایش مشارکت شهروندان، بهبود امنیت، توسعه نوآوری و توجه به پایداری همراه باشد.
فناوری باید بخشی از یک برنامه جامع برای ارتقای عملکرد شهر باشد
به گفته او، شهر آینده صرفاً شهری دیجیتال یا مجهز به فناوریهای جدید نیست؛ بلکه شهری است که میتواند از دادهها و تجربههای خود برای تصمیمگیری بهتر استفاده کند، از پیامدهای تصمیمهای گذشته درس بگیرد و متناسب با شرایط جدید، سیاستها و خدمات خود را بهبود دهد.
افشین با تأکید بر اهمیت استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی تصریح کرد: بهرهگیری از این فناوری باید با رعایت ملاحظات امنیتی، حفظ حریم خصوصی و نظارت انسانی همراه باشد. همچنین، استفاده از فناوریهای نوظهور باید در جهت افزایش رفاه عمومی، ارتقای کیفیت خدمات و تقویت توان شهر برای مواجهه با تغییرات و بحرانها قرار گیرد.
معاون علمی رئیسجمهور در جمعبندی مباحث مطرحشده تأکید کرد: هدف از تحول شهری، اجرای چند پروژه هوشمند یا افزایش تعداد خدمات دیجیتال نیست؛ بلکه باید توان کلی شهر برای تولید و بهکارگیری دانش، توسعه نوآوری، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و پاسخگویی به نیازهای شهروندان ارتقا یابد.
وی با اشاره به اهمیت تغییر نگاه مدیران شهری خاطرنشان کرد: تحول شهرها پیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به تغییر نگرش نسبت به شیوه اداره شهر نیاز دارد. زمانی میتوان از آمادگی شهر برای آینده سخن گفت که فناوری، دانش، حکمرانی کارآمد، مشارکت شهروندان و پایداری در کنار یکدیگر قرار گیرند و نتیجه این پیوند در زندگی مردم نمایان شود.
این سمینار با محوریت بررسی مسیر تحول از شهر سنتی به شهرهای دیجیتال، هوشمند، دانشی، خلاق، نوآور، مبتنی بر هوش مصنوعی و شناختی برگزار شد و بر ضرورت تدوین شاخصهای روشن برای شناخت مسیر بلوغ شهری و ارزیابی آمادگی شهرها برای مواجهه با نیازهای آینده تأکید داشت.
اسفندیار اختیاری، معاون سیاستگذاری و توسعه معاونت علمی و دبیر شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان، در سمینار «تحول مفاهیم شهری و مسیر حرکت به سوی شهرهای دانشبنیان، هوشمند و شناختی» که امروز، ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵، با حضور حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور برگزار شد، به تبیین مفهوم شهر دانشبنیان، ظرفیتهای زیستبوم نوآوری کشور و ضرورت بهرهگیری از توان علمی و فناورانه در مدیریت و توسعه شهرها پرداخت.
اختیاری در این نشست با اشاره به شکلگیری و توسعه زیستبوم نوآوری کشور، اظهار کرد: امروز در کنار بخشهای مختلف اقتصاد، اقتصاد دانشبنیان نیز بهعنوان یکی از محورهای توسعه کشور مطرح است. این اقتصاد بر دانش، فناوری، نوآوری و سرمایه انسانی تکیه دارد و برای تحقق اهداف آن، مجموعهای از زیرساختها، نهادها و سازوکارهای حمایتی شکل گرفته است.
وی با اشاره به ظرفیتهای موجود در استان اصفهان، شهرکهای علمی و تحقیقاتی، پارکهای علم و فناوری، مراکز نوآوری، مراکز رشد، شتابدهندهها و فضاهای کار اشتراکی را از اجزای زیستبوم نوآوری کشور برشمرد و افزود: در کنار این زیرساختها، شرکتهای دانشبنیان در گروههای نوپا، نوآور و فناور و همچنین واحدهای خلاق، بخش دیگری از ظرفیتهای این زیستبوم را تشکیل میدهند.
دبیر شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان با اشاره به نقش قوانین حمایتی در توسعه این ظرفیتها، قانون حمایت از شرکتها و مؤسسات دانشبنیان مصوب سال ۱۳۸۹ و قانون جهش تولید دانشبنیان مصوب سال ۱۴۰۱ را از چارچوبهای قانونی مهم این حوزه دانست و گفت: با گسترش زیستبوم نوآوری کشور، ضرورت بازنگری و توسعه سازوکارهای حمایتی نیز مطرح شد. در قانون جهش تولید دانشبنیان، موضوعاتی همچون تقویت ابزارهای تأمین مالی، توسعه زیرساختها و گسترش بازار محصولات دانشبنیان مورد توجه قرار گرفته است.
وی با تأکید بر اینکه بهرهگیری از ظرفیتهای قانونی این حوزه به آشنایی و مشارکت مجموعههای مختلف نیاز دارد، خاطرنشان کرد: شرکتها و مؤسسات دانشبنیان، دانشگاهها، سازمانهای توسعهای و نهادهای تأمین مالی، همگی میتوانند در چارچوب این قانون نقشآفرینی کنند. معاونت علمی نیز آمادگی دارد برای تبیین ظرفیتهای قانونی و کمک به بهرهگیری مؤثرتر از آنها، با دستگاهها و نهادهای مختلف همکاری کند.
اختیاری در ادامه، مسئله اصلی توسعه شهرهای دانشبنیان را نحوه ارتباط زیستبوم نوآوری با مسائل و نیازهای واقعی شهرها عنوان کرد و افزود: پرسش اساسی این است که زیستبوم نوآوری شکلگرفته در شهرهای مختلف تا چه اندازه توانسته است با زندگی مردم ارتباط برقرار کند و از دانش و توان شرکتهای فناور برای حل مسائل شهری بهره بگیرد.
وی با اشاره به نمونههایی از مسائل روزمره شهرها، از جمله آلودگی هوا، مشکلات زیستمحیطی، فرایندهای اداری طولانی و شیوههای سنتی ارائه خدمات، تصریح کرد: وجود پارک علم و فناوری، شرکت دانشبنیان و زیرساختهای پیشرفته، بهتنهایی به معنای دانشبنیان شدن یک شهر نیست. مسئله این است که دانش و نوآوری تا چه اندازه در بدنه مدیریت شهری و فرایندهای تصمیمگیری و ارائه خدمات نفوذ کرده و به بهبود عملکرد شهر منجر شده است.
معاون سیاستگذاری و توسعه معاونت علمی با بیان اینکه شهر دانشبنیان نباید به مجموعهای محدود از شرکتها و مراکز فناورانه در بخشی از شهر تقلیل پیدا کند، اظهار کرد: ممکن است شهری از فناوریهای پیشرفته استفاده کند، اما همچنان در شیوه مدیریت، ارائه خدمات و حل مسائل خود از الگوهای سنتی پیروی کند. بنابراین، برخورداری از فناوری بهتنهایی کافی نیست و باید دانش و نوآوری در سازوکارهای اداره شهر نیز به کار گرفته شود.
وی در تشریح مفهوم شهر دانشبنیان گفت: شهر دانشبنیان شهری است که در آن دانش، سرمایه انسانی و نوآوری بهصورت نظاممند و با بهرهگیری از حکمرانی هوشمند، به خلق ارزش اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی و توسعه پایدار شهری منجر میشود.
اختیاری با تأکید بر اینکه حرکت به سمت چنین الگویی دیگر صرفاً یک انتخاب لوکس برای شهرها نیست، افزود: محدودیت منابع، مسائل زیستمحیطی، مشکلات خدمات شهری و ضرورت ارتقای آسایش و کیفیت زندگی شهروندان، نیاز به بازنگری در الگوهای توسعه شهری را افزایش داده است. ادامه مسیرهای گذشته، لزوماً به نتایج متفاوتی منجر نمیشود؛ ازاینرو، مدیران شهری و مسئولان حوزه صنعت باید با رویکردی مبتنی بر دانش و نوآوری به مسائل نگاه کنند.
وی با اشاره به ضرورت استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان و دانشگاهها در حل مسائل شهری، خاطرنشان کرد: هنگامی که مسئلهای در شهر وجود دارد، باید از توان علمی دانشگاهها، ظرفیت شرکتهای فناور و تخصص نیروی انسانی برای یافتن راهحل استفاده کرد. در این رویکرد، تصمیمگیری درباره مسیر توسعه صنایع و فعالیتهای اقتصادی نیز باید با توجه به دانش، فناوری، ظرفیتهای محیطی و نیازهای واقعی شهر انجام شود.
دبیر شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان همچنین بر ضرورت همکاری میان دستگاههای اجرایی و نهادهای اثرگذار در مدیریت شهری تأکید کرد و گفت: تحقق شهر دانشبنیان با عملکرد یک دستگاه یا سازمان بهتنهایی امکانپذیر نیست. استانداری، فرمانداری، شهرداری، شورای شهر، دستگاههای متولی صنعت و محیط زیست، دانشگاهها و سایر اجزای مرتبط باید در یک چارچوب هماهنگ برای تحقق این هدف همکاری کنند.
وی با اشاره به اینکه شکلگیری شهر دانشبنیان به زمان، برنامهریزی و فرهنگسازی نیاز دارد، افزود: تغییر رویکردهای مدیریتی و توسعه فرهنگ استفاده از دانش و نوآوری در اداره شهر، از الزامات این مسیر است. نمیتوان انتظار داشت که چنین تحولی یکشبه اتفاق بیفتد؛ بلکه باید با مشارکت مستمر نهادهای مختلف، زمینه پیوند میان دانش و مسائل شهری را فراهم کرد.
اختیاری در ادامه، شهر یزد را بهعنوان نخستین شهر کشور دارای مصوبه هیئت وزیران در زمینه شهر دانشبنیان معرفی کرد و گفت: در این شهر، فرایند استقرار الگوی شهر دانشبنیان در حال پیگیری است. انتخاب یزد نیز با توجه به ظرفیتهای دانشی، برخورداری از زیستبوم نوآوری و امکان استفاده از این ظرفیتها در حل مسائل شهری صورت گرفته است.
وی با اشاره به ضرورت هماهنگی میان دانشگاه و صنعت در مسیر تحول اقتصادی شهرها، توضیح داد: برای تغییر الگوی توسعه صنعتی، صرفاً محدود کردن برخی فعالیتها کافی نیست؛ بلکه باید جایگزینهای مناسب نیز شناسایی شوند. دانشگاهها و مراکز علمی میتوانند با معرفی فرصتهای فناورانه و ظرفیتهای تولید محصولات جدید، به صنعت در انتخاب مسیرهای توسعه کمک کنند. در کنار آن، نهادهای توسعهای و مدیریت شهری نیز باید زیرساختها و مکانهای مناسب را برای استقرار و توسعه فعالیتهای جدید فراهم کنند.
معاون سیاستگذاری و توسعه معاونت علمی، تشکیل شورای راهبری با حضور مجموعههای اثرگذار را از الزامات پیشبرد برنامه شهر دانشبنیان دانست و اظهار کرد: تصمیمگیریهای مرتبط با توسعه شهری باید در چارچوب اهداف و اولویتهای مشخص انجام شود. در این مسیر، لازم است طرحها و درخواستها از نظر میزان انطباق با رویکرد توسعه مبتنی بر دانش و نوآوری بررسی شوند و هماهنگی میان دستگاههای مختلف برای اجرای برنامهها شکل بگیرد.
وی همچنین با اشاره به ضرورت تعریف شاخصهای مشخص برای ارزیابی عملکرد شهرها گفت: پایش شهر دانشبنیان باید بر مبنای شاخصهایی انجام شود که ابعاد مختلف توسعه را پوشش میدهند. این شاخصها، از جمله زیرساختها و سرمایه انسانی، فرایندهای مدیریتی و اجرایی و کیفیت زندگی شهروندان را دربر میگیرند. شاخصهای مرتبط با شهرهای دانشبنیان در معاونت علمی استخراج شدهاند و قرار است برای استفاده و بهرهگیری شهرهای مختلف، در قالب مکاتبه رسمی در اختیار آنها قرار گیرند.
اختیاری در جمعبندی سخنان خود، پیوند زیستبوم شهری و زیستبوم نوآوری را شرط اساسی حرکت به سوی شهرهای دانشبنیان دانست و تأکید کرد: این دو زیستبوم نمیتوانند بهصورت جداگانه فعالیت کنند. ظرفیتهای علمی و فناورانه باید در خدمت نیازهای واقعی شهر قرار گیرند و مسائل شهری نیز به فرصتی برای توسعه نوآوری، خلق ارزش اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی تبدیل شوند. تحقق این هدف، به همکاری همه اجزای زیستبوم و تغییر نگاه مدیران به فرایند توسعه شهری نیاز دارد.

