هوش مصنوعی در ایران همگام با دنیا پیش نرفته و به روز نیست. این امر شهروندان را نگران کرده که مشاغل جایگزینی که هوش مصنوعی ایجاد میکند وارد ایران نشود. اما به نظر میرسد هوش مصنوعی کارهای اداری، اتوماسیون و تکراری را حذف کرده و بیشتر کارمندان اداری باید نگران از میان رفتن شغلشان و بیکار شدن باشند. از سویی دیگر دیرکرد ورود هوش مصنوعی به ایران میتواند جلوی ازبین رفتن مشاغل را بگیرد.
تعدد نهادهای متولی هوش مصنوعی و نبود زیرساختهای کافی از یکسو، تحریم و مشکلات بینالمللی از سویی دیگر منجر به این شده که هوش مصنوعی در ایران به روز نبوده و از دنیا عقب بماند.
- هوش مصنوعی در ایران همگام با دنیا پیشرفت نکرده و عقبتر از دنیا هستیم. برای همین ممکن است در ایران مشاغلی از میان بروند اما در مقابل هیچ شغل جدیدی ایجاد نشود: در دنیا هوش مصنوعی میتواند کارآفرینی کند اما در ایران این امکان وجود ندارد چراکه تکنولوژی آن عقبتر از دنیاست:
اگر بخواهیم با نمونههای خارجی مقایسه کنیم، آمازون اعلام کرده در آینده حدود ۱۰ هزار نفر را اخراج خواهد کرد، عمدتاً در کارهای روتین و مشخص. این کارها خیلی هم نیازی به هوش مصنوعی پیشرفته ندارند؛ اینها کارهای مشخص و تکراری هستند.
هوش مصنوعی به آن معنا که امروز مطرح است، جایی کاربرد دارد که نیاز به دانش، بررسی و تحلیل موضوعاتی باشد که قبلاً دیده نشدهاند. ایران هنوز در بخشهایی که مربوط به توسعه بومی هوش مصنوعی و تولید ابزارهای خاص است، کارهای زیادی دارد. البته خوشبختانه یا متأسفانه، ما سریعاً از ابزارهای موجود در دنیا استفاده میکنیم.
این ابزارها میتوانند افراد کمتجربه را گمراه کنند؛ ممکن است فکر کنند همان چیزی است که میخواهند، بدون اینکه بدانند چقدر دقیق و مناسب است، و در نهایت دچار مشکل شوند. همه دانشهای هوش مصنوعی خارجی، در تمام ابعاد، موفق عمل نمیکنند، چرا که اولاً دانش بومی ما را ندارند و ثانیاً گاهی اشتباهاتی دارند، مخصوصاً وقتی دستوره (پرامت) به درستی به آنها داده نشوند.
وقتی دستوره دقیق نباشد، نتیجهای که کاربر انتظار دارد حاصل نمیشود. این موضوع به سلیقه، میزان دانش و سختگیری افراد بستگی دارد. افراد کمتجربه زود راضی میشوند و میگویند: «بله، همان چیزی بود که میخواستم»، اما افرادی که نیاز بیشتری دارند، حتی با دانش بالا، ممکن است نتیجه دلخواه را کسب نکنند.
- برای مشاغل بومی و هنرهای دستی اما این امر متفاوت است:
به همین دلیل باید به این فکر کنیم که شغلهایی که ریشههای بومی دارند، مثل صنایع دستی خاص ایران، چگونه میتوانند از هوش مصنوعی بهرهمند شوند. هدف این است که این قابلیتها بومی بماند و رنگ وبوی خارجی نگیرند. منظورم ناسیونالیسم نیست، بلکه استفاده از ویژگیهای خاص بومی برای خلق ارزش است.
در نهایت، هوش مصنوعی باید به شکل کاربردی استفاده شود؛ نه فقط در جامعه، بلکه در دولت ، مثلاً در بهینهسازی، ارتقای عملکرد و افزایش بهرهوری، و میتواند بسیاری از مسائلی که امروز با آن مواجه هستیم را حل کند.
هوش مصنوعی پتانسیل بالایی دارد و افراد میتوانند با تمرکز روی آن، فرصتهای جدید خلق کنند، شغلهای تازه ایجاد کنند و از تحلیلهایی که این حوزه ارائه میدهد بهرهمند شوند.
- چرا در زمینه هوش مصنوعی در ایران عقبتر از دنیا هستیم و چگونه میتوان این عقب ماندگی را جبران کرد؟
برای توسعه هوش مصنوعی، چند مؤلفه اساسی لازم است. نخست، دادههای کافی و با کیفیت؛ این دادهها باید در اختیار قرار گیرند و قابلیت اشتراکگذاری مناسبی داشته باشند. متأسفانه فرهنگ تولید و اشتراک گذاری دادههای مناسب در ایران هنوز جا نیفتاده و بسیاری از دادهها نیز در اختیار نهادهای دولتی است، که دسترسی به آن برای توسعه هوش مصنوعی چالشبرانگیز است.
دوم، زیرساختهای پردازشی مناسب است. به دلیل تحریمها و محدودیتهای فنی، هنوز بسیاری از ظرفیتهای لازم در کشور وجود ندارد و این یک مانع جدی برای توسعه محسوب میشود.
سوم، انسجام و وحدت رویه در متولیان توسعه هوش مصنوعی اهمیت دارد. در حال حاضر، تعدد نهادها و ارگانها و وجود اسناد و راهبردهای پراکنده باعث شده تصمیمگیری و اجرای سیاستها به شکل یکپارچه انجام نشود. با وجود اقدامات اخیر، هنوز جای کار فراوان است و نیاز است یک متولی مشخص، مشکلات موجود را شناسایی کرده و راههای توسعه هوش مصنوعی توسط بخش خصوصی را به طور هدفمند تسهیل کند.
- چه اقداماتی نیاز است تا در زمینه هوش مصنوعی همگام با دنیا حرکت کنیم؟
با وجود اینکه به مرور اقدامات و پیشرفتهایی در زمینه توسعه هوش مصنوعی انجام شده، هنوز جای کار فراوان وجود دارد. برای مثال، کسی که قصد دارد زیرساختهای پردازشی لازم را فراهم کند، نیاز دارد از برخی معافیتهای مالیاتی یا تسهیلات مشابه بهرهمند شود تا بتواند این سرمایهگذاری را به راحتی انجام دهد.
این مسئله به این نکته برمیگردد که وقتی صحبت از هوش مصنوعی میکنیم، باید مشخص شود منظور ما توسعه بومی و تولید ابزارهای داخلی است یا صرفاً استفاده از ابزارهای موجود. برای نمونه، آیا هدف این است که یک سامانهای مشابه دیپ سیک خودمان ایجاد کنیم یا صرفاً از آن بهرهبرداری کنیم؟ این تفاوت، سرنوشت و مسیر توسعه هوش مصنوعی در کشور را مشخص میکند.
اگر هدف این باشد که بهصورت بومی وارد این حوزه شویم و خودمان توسعهدهنده باشیم، باید توجه داشت که این مسیر به زیرساختهای پردازشی بسیار سنگین و پرهزینه نیاز دارد؛ زیرساختهایی که دسترسی به آنها ساده نیست. در عمل، آنچه امروز بیشتر انجام میشود استفاده از مدلهای زبانی موجود در دنیا و سپس فاینتیون کردن آنها بر اساس دادههای داخلی است یا بهکارگیری روشهایی مانند RAG و ترکیب سیستمهای موجود با نیازهای بومی؛ اقداماتی که تا حدی انجام شده و در حال گسترش است.
اما اگر قرار است حرفی برای گفتن در سطح جهانی داشته باشیم، باید مشخص کنیم در کدام حوزهها میخواهیم ورود کنیم. برای مثال، آیا امروز یک مدل زبانی بزرگ کاملا اروپایی میشناسیم؟ شخصا نمونه شاخصی سراغ ندارم. این نشان میدهد کشورها باید ابتدا تکلیف خودشان را با هوش مصنوعی روشن کنند: اینکه چگونه میخواهند با این فناوری مواجه شوند و چه هدفی را دنبال میکنند.
- با وجود نخبههای ایرانی آیا میتوانیم با دنیا رقابت کنیم؟
اگر بخواهیم وارد رقابت مستقیم با کشورهایی مانند آمریکا و چین شویم یا مسیرهای دیگری را باید انتخاب کنیم؛ مسیرهایی که متناسب با توان، زیرساخت، دانش بومی و مزیتهای نسبی کشور باشد. بدون پاسخ روشن به این پرسشها، توسعه بومی هوش مصنوعی نمیتواند به شکل موثر و پایدار پیش برود.
اگر هم نتوانیم بهصورت کامل وارد توسعه بومی هوش مصنوعی شویم، حداقل باید بدانیم چگونه از این فناوری استفاده کنیم و از قافله جهانی عقب نمانیم. برای این کار، نخست باید نقش خود را مشخص کنیم و روشن کنیم چه اهدافی دنبال میکنیم؛ ضمن آنکه باید امنیت ملی، حریم خصوصی دادهها و استانداردسازی سامانهها را رعایت کنیم و کیفیت ابزارها و خدمات را بالا ببریم.
هرچند اقداماتی آغاز شده، اما به نظر من کافی نیست و روند اجرایی هنوز کند است. باید از تجارب بینالمللی بهرهگیری کنیم و ارتباطات جهانی خود را تقویت کنیم؛ زیرا سرعت پیشرفت در این حوزه بسیار بالاست و تلاش برای انجام همهچیز به تنهایی، منطقی و عملی نیست.
