افزایش قیمت محصولات فناوری دیگر یک اتفاق محدود به بازار چند قطعه کامپیوتری نیست. در ماههای اخیر، موجی از افزایش قیمت از بازار تراشههای حافظه آغاز شده و به موبایل، لپتاپ، تبلت، کارت گرافیک، کنسول بازی و حتی صنعت خودرو رسیده است؛ موجی که پشت آن نه فقط کمبود یک قطعه، بلکه رقابت فزاینده بر سر ظرفیت تولید حافظه میان صنعت هوش مصنوعی و بازار مصرفی قرار دارد.
در ظاهر، داستان ساده به نظر میرسد: توسعه سریع هوش مصنوعی، دیتاسنترها را به حجم عظیمی از حافظه و ذخیرهسازی نیازمند کرده و تولیدکنندگان تراشه نیز بخشی از ظرفیت خود را به محصولات پرسودتر اختصاص دادهاند. اما در لایه عمیقتر، اتفاقی بزرگتر در حال رخ دادن است؛ اقتصاد صنعت نیمهرسانا در حال تغییر است و حافظهای که سالها یکی از ارزانترین و فراوانترین اجزای محصولات الکترونیکی محسوب میشد، اکنون به یک دارایی استراتژیک تبدیل شده است.
گزارشهای صنعت نشان میدهد فشار فعلی دستکم در کوتاهمدت پایان نخواهد یافت. TrendForce در تازهترین برآورد خود میگوید در سال ۲۰۲۷ نیز تقاضای DRAM تحت تأثیر سرورها و هوش مصنوعی از عرضه جلو خواهد زد و سهم ظرفیت ویفر DRAM اختصاصیافته به HBM میتواند به حدود ۳۰ درصد برسد. در مقابل، بازار NAND Flash احتمالاً از نیمه دوم ۲۰۲۷ به سمت تعادل بیشتر حرکت خواهد کرد. (TrendForce)
این تفاوت یک پیام مهم دارد: بحران حافظه یک بحران یکپارچه نیست؛ DRAM و HBM همچنان تحت فشار شدید قرار دارند، در حالی که NAND ممکن است زودتر به سمت اصلاح قیمت حرکت کند.
ریشه گرانی محصولات فناوری کجاست؟
برای فهم بحران فعلی باید از یک تصور قدیمی فاصله گرفت. مسئله صرفاً این نیست که «تعداد تراشههای تولیدشده کمتر از نیاز بازار است». اتفاق مهمتر، تغییر مسیر ظرفیت تولید است.
هوش مصنوعی به حافظههایی بسیار سریع و پرظرفیت نیاز دارد. پردازندههای گرافیکی و شتابدهندههای مورد استفاده در مراکز داده برای اجرای مدلهای بزرگ AI به HBM یا حافظه با پهنای باند بالا متکی هستند. همزمان، دیتاسنترها به مقادیر بسیار زیادی DRAM سروری و SSDهای سازمانی نیاز دارند.
بنابراین رشد هوش مصنوعی فقط بازار GPU را داغ نکرده است؛ بلکه تمام زنجیره حافظه را تحت فشار قرار داده است. تولیدکنندگان بزرگ حافظه، بخشی از ظرفیت خود را به محصولاتی اختصاص دادهاند که حاشیه سود بیشتری دارند و همین موضوع عرضه حافظههای متعارف مورد استفاده در موبایل، کامپیوتر و دیگر محصولات مصرفی را محدود کرده است. TrendForce در گزارش ژوئیه ۲۰۲۶ تأکید میکند که تولیدکنندگان بزرگ DRAM در سهماهه سوم سال، تولید سرور را در اولویت قرار دادهاند و همین مسئله عرضه حافظه مصرفی را بهشدت فشرده کرده است. (TrendForce)
به بیان ساده، صنعت تراشه با یک انتخاب اقتصادی روبهرو شده است: اگر یک کارخانه بتواند ظرفیت محدودی را به محصولی با تقاضای بسیار بالا و سود بیشتر اختصاص دهد، طبیعی است که تولیدکننده تمایل داشته باشد همان مسیر را انتخاب کند.
اما نتیجه این تصمیم در بازار مصرفی خود را به شکل افزایش قیمت نشان میدهد.
«تورم حافظه» چگونه شکل گرفت؟
افزایش قیمت حافظه آنقدر شدید شده که برخی مؤسسات پژوهشی از اصطلاحهایی مانند «Memflation» یا تورم حافظه برای توصیف آن استفاده میکنند.
Gartner در فوریه ۲۰۲۶ پیشبینی کرد افزایش قیمت ترکیبی DRAM و SSD میتواند تا پایان سال به حدود ۱۳۰ درصد برسد؛ در چنین شرایطی، قیمت رایانههای شخصی حدود ۱۷ درصد و قیمت گوشیهای هوشمند حدود ۱۳ درصد افزایش خواهد یافت. این مؤسسه همچنین کاهش ۱۰.۴ درصدی عرضه جهانی PC و افت ۸.۴ درصدی بازار گوشی هوشمند در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی کرد. (Gartner)
TrendForce نیز در اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد قیمت قراردادی حافظههای موبایلی LPDDR4X در سهماهه دوم سال میتواند دستکم ۷۰ تا ۷۵ درصد نسبت به فصل قبل افزایش پیدا کند و LPDDR5X نیز با جهش ۷۸ تا ۸۳ درصدی روبهرو شود. (TrendForce)
این ارقام نشان میدهد آنچه در حال رخ دادن است، یک نوسان عادی بازار نیست.
از تراشه تا گوشی؛ موج گرانی چگونه به مصرفکننده رسید؟
بازار گوشیهای هوشمند یکی از نخستین قربانیان این تغییر بود. حافظه RAM و فضای ذخیرهسازی سهم مهمی از هزینه ساخت گوشی دارند و افزایش قیمت آنها، بهخصوص در مدلهای اقتصادی و میانرده، فشار زیادی به تولیدکنندگان وارد میکند.
Counterpoint Research اعلام کرده است که عرضه جهانی گوشی هوشمند در سهماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته ۱۱ درصد کاهش یافته و به پایینترین سطح سهماهه دوم از سال ۲۰۱۳ رسیده است. این مؤسسه انتظار دارد کل بازار گوشی در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۴ درصد کوچک شود و بحران حافظه تا سال ۲۰۲۷ نیز ادامه پیدا کند. (Counterpoint Research)
IDC نیز پیشبینی خود را حتی بدبینانهتر کرده و کاهش ۱۳.۹ درصدی عرضه جهانی گوشی در سال ۲۰۲۶ را محتمل میداند؛ رقمی که میتواند بدترین افت سالانه تاریخ این بازار باشد. طبق برآورد IDC، میانگین قیمت فروش گوشی در سال جاری به حدود ۵۵۰ دلار میرسد؛ یعنی ۱۰۰ دلار بیشتر از سال قبل. (IDC)
نتیجه فقط گرانتر شدن گوشی نیست. تولیدکنندگان در حال تغییر سبد محصولات خود هستند؛ مدلهای ارزانتر حاشیه سود کمتری دارند و بیشترین آسیب را از افزایش قیمت حافظه میبینند. بنابراین احتمال کاهش تنوع گوشیهای اقتصادی، افزایش فاصله میان مدلهای اقتصادی و پرچمدار و طولانیتر شدن چرخه تعویض گوشیها بیشتر شده است. TrendForce نیز از افزایش استفاده از قطعات حافظه پایینردهتر یا بازسازیشده برای حفظ قیمت رقابتی در محصولات ارزانتر خبر داده است. (TrendForce)
این یعنی بحران حافظه میتواند بهتدریج ساختار بازار موبایل را تغییر دهد، نه اینکه صرفاً بر قیمت چند مدل اثر بگذارد.
اپل؛ جایی که بحران حافظه علنی شد
یکی از مهمترین نشانههای عبور بحران از کارخانههای تراشه به بازار مصرفی، تصمیم اپل بود.
Apple در ژوئن ۲۰۲۶ قیمت برخی مدلهای MacBook و iPad را افزایش داد. قیمت MacBook Neo از ۵۹۹ دلار به ۶۹۹ دلار رسید و قیمت برخی مدلهای MacBook Air و iPad Air نیز افزایش پیدا کرد. Reuters دلیل این افزایشها را جهش هزینه حافظه و ذخیرهسازی در نتیجه رشد تقاضای مراکز داده هوش مصنوعی عنوان کرد. (Reuters)
اهمیت این اتفاق در خود افزایش قیمت نیست؛ بلکه در این واقعیت است که حتی اپل با قدرت بالای خرید و زنجیره تأمین گسترده، نتوانسته افزایش هزینه حافظه را بهطور کامل جذب کند.
اپل فعلاً تلاش کرده قیمت آیفون را ثابت نگه دارد، اما این سیاست ممکن است دائمی نباشد. Reuters در ژوئیه گزارش داد که اپل با وجود افزایش هزینهها توانسته قیمت آیفون را حفظ کند، در حالی که قیمت Mac و iPad افزایش یافته است؛ با این حال سرمایهگذاران همچنان منتظرند ببینند این سیاست تا چه زمانی قابل ادامه خواهد بود. (Reuters)
این اتفاق یک مرز مهم را مشخص کرد:
بحران حافظه دیگر مسئله تولیدکنندگان تراشه نیست؛ به مسئله قیمتگذاری محصولات نهایی تبدیل شده است.
لپتاپ و PC؛ فشار همزمان از دو طرف
بازار PC نیز شرایط مشابهی دارد. از یک طرف افزایش قیمت DRAM و SSD هزینه ساخت دستگاه را بالا میبرد و از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید مصرفکننده موجب کاهش تقاضا میشود.
Gartner برآورد کرده است که قیمت PC در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۷ درصد افزایش یابد و این افزایش قیمت، چرخه ارتقای دستگاهها را طولانیتر کند. این مؤسسه همچنین هشدار داده است که بازار PCهای اقتصادی بهتدریج با خطر حذف مواجه میشود و کاربران بیشتری به سمت نگه داشتن دستگاه فعلی برای مدت طولانیتر خواهند رفت. (Gartner)
در چنین شرایطی، سازندگان لپتاپ با یک انتخاب دشوار روبهرو هستند: افزایش قیمت، کاهش مشخصات سختافزاری یا کاهش حاشیه سود.
احتمالاً هر سه اتفاق بهصورت همزمان رخ خواهد داد.
کارتهای گرافیک هم از بحران حافظه در امان نیستند
در بازار کارت گرافیک، مسئله کمی متفاوت است. کارتهای گرافیک از حافظههای اختصاصی مانند GDDR استفاده میکنند و محصولات شتابدهنده هوش مصنوعی نیز به حافظههای بسیار پیشرفتهتری مانند HBM وابستهاند.
افزایش قیمت VRAM به بازار GPU نیز سرایت کرده است. گزارشهای بازار چین در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶ نشان میدهد برخی تولیدکنندگان کارت گرافیک قیمت محصولات RTX 50 را به شکل محسوسی افزایش دادهاند و افزایش هزینه VRAM یکی از عوامل اصلی این تغییر عنوان شده است. (Tom’s Hardware)
در نتیجه، کاربری که برای خرید یک کارت گرافیک گیمینگ یا سیستم تولید محتوا برنامهریزی کرده، ممکن است بدون آنکه هیچ تغییری در GPU اصلی رخ داده باشد، صرفاً به دلیل افزایش قیمت حافظه هزینه بیشتری پرداخت کند.
این موضوع در آینده میتواند یک اثر جانبی مهم دیگر نیز داشته باشد: افزایش قیمت PCهای گیمینگ و کاهش دسترسی کاربران به سختافزار قدرتمند.
کنسولهای بازی؛ صنعت سرگرمی در صف رقابت با AI
بحران حافظه حتی صنعت بازی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
Sony و سایر تولیدکنندگان کنسول برای ساخت دستگاههای جدید به حافظه و ذخیرهسازی قابل توجهی نیاز دارند. Reuters در ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش داد Sony با افزایش هزینه حافظه در PS5 روبهرو است. این شرکت برای سال مالی جاری حافظه کافی در اختیار دارد، اما اگر قیمتها بالا باقی بمانند، تولید سختافزار در سال آینده میتواند تحت فشار قرار گیرد. (Reuters)
این اتفاق برای صنعت بازی اهمیت زیادی دارد، زیرا مدل اقتصادی کنسولها معمولاً بر فروش سختافزار با حاشیه سود محدود و درآمدهای بعدی از بازی، اشتراک و خدمات بنا شده است. اگر هزینه ساخت کنسول افزایش یابد، شرکت یا باید قیمت دستگاه را بالا ببرد یا بخشی از هزینه را خودش تحمل کند.
به همین دلیل، بحران حافظه میتواند حتی بر نسل بعدی کنسولها نیز اثر بگذارد و زمانبندی تولید، قیمت اولیه و میزان عرضه آنها را تغییر دهد.
خودرو؛ حافظه حالا وارد صنعت خودرو هم شده است
شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که صنعت خودرو نیز وارد رقابت برای حافظه شده است.
خودروهای امروزی دیگر فقط به یک یا چند واحد کنترل الکترونیکی ساده متکی نیستند. سیستمهای کمکراننده، دوربینها، نمایشگرهای بزرگ، سرگرمی، ناوبری، پردازش داده و معماریهای نرمافزارمحور باعث شدهاند میزان حافظه و ذخیرهسازی مورد نیاز خودرو بهشدت افزایش پیدا کند.
Reuters در ژوئیه گزارش داد قیمت DRAM از دسامبر حدود ۷۰ درصد افزایش یافته و خودروهای هوشمند نیز به دلیل سیستمهای پیشرفته کمکراننده و سرگرمی، به مصرفکنندگان مهم حافظه تبدیل شدهاند. (Investing.com)
واکنش صنعت خودرو نیز قابل توجه است.
Micron Technology در ژوئیه با Ford یک قرارداد بلندمدت برای تأمین حافظه و ذخیرهسازی مورد نیاز نسل بعدی خودروهای این شرکت امضا کرد. چند روز پیش از آن نیز قرارداد مشابهی با General Motors به امضا رسیده بود. (Micron Technology)
این قراردادها یک تحول مهم را نشان میدهند: خودروسازان دیگر نمیخواهند حافظه را صرفاً از بازار آزاد تهیه کنند؛ آنها به دنبال تضمین ظرفیت تولید برای سالهای آینده هستند.
چرا شرکتها به قراردادهای بلندمدت روی آوردهاند؟
وقتی یک شرکت احساس کند ممکن است در آینده با کمبود قطعه مواجه شود، دو انتخاب دارد: یا در بازار لحظهای خرید کند یا با تولیدکننده قرارداد بلندمدت ببندد.
در بحران فعلی، گزینه دوم در حال تبدیل شدن به روند غالب است.
گزارش Reuters نشان میدهد Samsung و SK hynix نیز به قراردادهای چندساله روی آوردهاند تا بخشی از ریسک چرخه بعدی بازار حافظه را کنترل کنند. این قراردادها در برخی موارد شامل تضمینهای مالی یا تعهدات خرید هستند. (Reuters)
به این ترتیب، بازار حافظه از یک بازار کاملاً لحظهای به بازاری تبدیل میشود که در آن ظرفیت آینده کارخانهها از سالها قبل رزرو میشود.
و این اتفاق میتواند فشار روی مصرفکنندگان کوچکتر را افزایش دهد.
چین وارد بازی بزرگتر شده است
در اینجا یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی پرونده شکل میگیرد.
CXMT، یکی از مهمترین تولیدکنندگان حافظه چین، در ژوئیه ۲۰۲۶ وارد بورس شانگهای شد و حدود ۵۷.۹۲ میلیارد یوان، معادل تقریبی ۸.۶ میلیارد دلار، از عرضه اولیه سهام خود جذب کرد؛ بزرگترین عرضه اولیه یک شرکت نیمهرسانای سرزمین اصلی چین تا آن زمان. این شرکت قصد دارد منابع حاصل را برای توسعه ظرفیت تولید، تحقیق و توسعه و سرمایه در گردش استفاده کند. (Reuters)
اهمیت CXMT تنها در اندازه سرمایه جذبشده نیست. این شرکت نمونهای از سیاست صنعتی چین برای ایجاد توانمندی داخلی در حوزهای است که تا همین اواخر تحت سلطه شرکتهای کرهای و آمریکایی قرار داشت.
Reuters گزارش داده CXMT اکنون چهارمین تولیدکننده بزرگ DRAM جهان محسوب میشود و با رشد تقاضای AI، قدرت قیمتگذاری بیشتری پیدا کرده است. این شرکت همچنین قراردادهایی چند میلیارد دلاری با ByteDance و Tencent به دست آورده است. (Reuters)
در طرف دیگر، YMTC نیز در حوزه NAND Flash به یکی از بازیگران مهم چین تبدیل شده است.
بنابراین چین فقط به دنبال کاهش قیمت حافظه نیست؛ در حال ساختن یک قطب مستقل تولید حافظه است.
Apple و حافظه چینی؛ یک انتخاب اقتصادی با پیامد ژئوپلیتیکی
یکی از جذابترین بخشهای این بحران، تلاش اپل برای استفاده از حافظه ساخت چین است.
گزارشهای Reuters نشان میدهد اپل برای تأمین بخشی از نیاز حافظه خود به سمت CXMT حرکت کرده و این مسئله حتی ابعاد سیاسی پیدا کرده است؛ زیرا CXMT تحت حساسیتهای امنیتی و محدودیتهای آمریکا قرار دارد. (Reuters)
این ماجرا نشان میدهد شرکتهای فناوری در برابر یک انتخاب دشوار قرار گرفتهاند:
امنیت زنجیره تأمین، قیمت، ظرفیت و سیاست خارجی دیگر چهار مسئله جداگانه نیستند.
هر تصمیم درباره خرید یک تراشه میتواند تحت تأثیر روابط آمریکا و چین قرار گیرد.
آمریکا پاسخ خود را با سرمایهگذاری میدهد
در سوی دیگر این رقابت، آمریکا تلاش میکند ظرفیت تولید حافظه را به داخل خاک خود بازگرداند.
Micron Technology در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد سرمایهگذاری برنامهریزیشده خود در آمریکا تا سال ۲۰۳۵ را به بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار افزایش میدهد و هدف بلندمدت آن تولید حدود ۴۰ درصد DRAM مورد نیاز خود در داخل آمریکا است. این شرکت ساخت کارخانه جدید خود در نیویورک را نیز وارد مرحله اجرایی کرده است. (Micron Technology)
پیش از این، وزارت بازرگانی آمریکا نیز تا ۶.۱۶۵ میلیارد دلار حمایت مستقیم از پروژههای Micron در آیداهو و نیویورک در قالب برنامه CHIPS اختصاص داده بود. هدف این برنامه افزایش سهم آمریکا از تولید حافظه پیشرفته و کاهش وابستگی به زنجیره تأمین خارجی است. (Commerce.gov)
Micron علاوه بر ساخت کارخانه، در ژوئیه ۲۰۲۶ تا ۳ میلیارد دلار برای تقویت اکوسیستم زنجیره تأمین نیمهرسانا در آمریکا اختصاص داد که بخشی از آن برای توسعه تولید ویفرهای سیلیکونی در تگزاس در نظر گرفته شده است. (Micron Technology)
این یعنی آمریکا در حال تلاش برای حل بحران از دو مسیر است:
افزایش ظرفیت تولید + بازسازی زنجیره تأمین داخلی.
اما نتیجه این سرمایهگذاریها فوراً وارد بازار نخواهد شد.
ساخت کارخانه نیمهرسانا سالها زمان میبرد و همین فاصله زمانی یکی از دلایل اصلی ادامه فشار قیمت در کوتاهمدت است.
کره جنوبی؛ بزرگترین بازیگران حافظه وارد یک سرمایهگذاری تاریخی شدهاند
کره جنوبی نیز در حال آمادهسازی برای یک دوره طولانی رشد تقاضای حافظه است.
Samsung Electronics در ژوئن ۲۰۲۶ برنامه سرمایهگذاری داخلی خود برای فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۴۰ را حدود ۲۴۵۰ تریلیون وون اعلام کرد که حدود ۲۱۰۰ تریلیون وون آن به کسبوکار نیمهرسانا اختصاص دارد. این برنامه شامل توسعه زیرساختهای پیشرفته، از جمله ظرفیتهای مرتبط با HBM است. (Samsung uk)
SK hynix نیز برنامه سرمایهگذاری میانمدت و بلندمدت خود را حدود ۱۱۰۰ تریلیون وون اعلام کرده است. این سرمایهگذاری شامل ۶۰۰ تریلیون وون برای خوشه Yongin، حدود ۱۰۰ تریلیون وون برای Cheongju و ۴۰۰ تریلیون وون برای یک خوشه جدید در جنوبغربی کره جنوبی است. (SK hynix Newsroom)
مدیرعامل SK hynix نیز در ژوئیه هشدار داد که ممکن است ۲۰۲۷ بدترین کمبود حافظه تاریخ صنعت باشد و تقاضا حتی پس از آن نیز برای چند سال از عرضه جلو بزند. (Reuters)
این اظهارنظر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا از زبان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان حافظه جهان مطرح شده و نشان میدهد صنعت خود را برای یک کمبود کوتاهمدت آماده نمیکند.
حتی استارتاپها به دنبال حل «بحران حافظه» هستند
سرمایهگذاریهای جدید تنها به ساخت کارخانه ختم نمیشود.
شرکتهای نوپا نیز به دنبال حل یکی از مشکلات بنیادی معماری رایانش AI هستند: چگونه داده را سریعتر میان پردازنده و حافظه جابهجا کنیم؟
برای مثال، استارتاپ Eliyan در ژوئیه ۲۰۲۶ موفق شد ۱۴۵ میلیون دلار سرمایه در دور Series C جذب کند و ارزش آن به حدود یک میلیارد دلار برسد. این شرکت روی فناوریهایی برای کاهش گلوگاه انتقال داده میان تراشههای هوش مصنوعی و استفاده از chipletها کار میکند. (Reuters)
این اتفاق نشان میدهد سرمایهگذاران به این نتیجه رسیدهاند که مشکل آینده فقط «تعداد تراشهها» نیست؛ معماری حافظه و نحوه اتصال آن به پردازنده نیز به یک میدان رقابت تبدیل شده است.
تحلیل اختصاصی ICT News؛ آیا فناوری برای همیشه گرانتر میشود؟
اینجا مهمترین سؤال پرونده مطرح میشود.
آیا باید انتظار داشته باشیم گوشی، لپتاپ، کنسول و خودرو از این پس هر سال گرانتر شوند؟
پاسخ ICT News این است:
نه لزوماً؛ اما دوران سختافزار ارزان و فراوان ممکن است برای مدتی طولانی به پایان رسیده باشد.
آنچه در بازار اتفاق افتاده، یک شوک معمولی عرضه و تقاضا نیست. هوش مصنوعی ساختار تقاضا برای حافظه را تغییر داده است.
در گذشته، تولیدکننده حافظه میتوانست ظرفیت خود را میان موبایل، PC، سرور و دیگر بازارها توزیع کند. اما امروز دیتاسنترهای AI حاضرند برای حافظههای پیشرفته قیمت بیشتری بپردازند و شرکتهای بزرگ فناوری نیز برای تضمین ظرفیت آینده قراردادهای بلندمدت امضا میکنند.
بنابراین، صنعت حافظه با یک بازار دوطبقه روبهرو شده است:
یک طبقه برای AI، دیتاسنتر و پردازش ابری که حاضر است هزینه بالاتری بپردازد؛
و طبقه دیگر برای مصرفکننده عادی که باید با ظرفیت باقیمانده و قیمتهای بالاتر کنار بیاید.
این مسئله یک تغییر ساختاری است.
سناریوی اول؛ ساخت کارخانهها بحران را آرام میکند
این خوشبینانهترین سناریو است.
سرمایهگذاریهای Samsung، SK hynix، Micron و چین در نهایت ظرفیت تولید را بالا میبرد. همزمان، فرآیندهای تولید جدید باعث افزایش تعداد بیتهای تولیدشده از هر ویفر میشوند.
TrendForce انتظار دارد تولید NAND در ۲۰۲۷ با رشد ظرفیت و ضعف نسبی تقاضای مصرفی به سمت تعادل حرکت کند و حتی از نیمه دوم سال با فشار کاهشی قیمت مواجه شود. (TrendForce)
اگر این سناریو اتفاق بیفتد، قیمت SSD و برخی محصولات ذخیرهسازی زودتر از DRAM کاهش خواهد یافت.
اما این الزاماً به معنی ارزان شدن تمام محصولات فناوری نیست.
سناریوی دوم؛ AI تمام ظرفیت جدید را میبلعد
این سناریو از نظر ICT News خطرناکتر است.
اگر سرمایهگذاری دیتاسنترها با سرعت فعلی ادامه یابد، ظرفیت جدید کارخانهها ممکن است پیش از آنکه فشار بازار مصرفی را کاهش دهد، توسط AI جذب شود.
TrendForce در تازهترین چشمانداز خود میگوید حتی با رشد عرضه DRAM در ۲۰۲۷، اثر کنار زده شدن حافظههای سنتی توسط HBM همچنان پابرجا خواهد بود. سهم ورودی ویفر DRAM برای HBM میتواند به حدود ۳۰ درصد برسد. (TrendForce)
در چنین وضعیتی، ممکن است قیمت حافظه کاهش محسوسی نداشته باشد و بازار مصرفی برای مدت طولانی با قیمتهای بالا مواجه بماند.
سناریوی سوم؛ بازار دوپاره میشود
به نظر ICT News، این سناریو از دو سناریوی قبلی محتملتر است.
ممکن است حافظههای خاص AI و HBM همچنان گران و محدود باقی بمانند، در حالی که NAND و برخی نسلهای قدیمیتر DRAM به تدریج با افزایش ظرفیت و کاهش تقاضای مصرفی ارزانتر شوند.
در این صورت، شاهد یک بازار حافظه با دو رفتار کاملاً متفاوت خواهیم بود.
HBM و حافظههای پیشرفته: گران، استراتژیک و تحت قراردادهای بلندمدت.
حافظه مصرفی و NAND: چرخهایتر و مستعد کاهش قیمت پس از افزایش ظرفیت.
این تفکیک اهمیت زیادی برای بازار ایران نیز دارد؛ زیرا کاهش قیمت یک نوع حافظه الزاماً به معنی کاهش قیمت تمامشده گوشی یا لپتاپ نیست.
اما یک خطر بزرگتر وجود دارد
تمام این تحلیلها یک پیشفرض دارند:
رشد AI ادامه پیدا کند.
اگر سرمایهگذاری در دیتاسنترهای هوش مصنوعی کند شود یا شرکتهای بزرگ فناوری به این نتیجه برسند که بازده اقتصادی برخی پروژههای AI کمتر از انتظار است، بازار حافظه میتواند ناگهان از یک بازار فروشنده به یک بازار خریدار تبدیل شود.
این همان چرخه کلاسیک صنعت نیمهرساناست:
سرمایهگذاری سنگین → افزایش ظرفیت → اشباع بازار → سقوط قیمت → کاهش سرمایهگذاری → کمبود دوباره.
بنابراین تولیدکنندگان حافظه همزمان که از قیمتهای بالای امروز سود میبرند، باید از ساخت ظرفیت بیش از حد نیز بترسند.
به همین دلیل قراردادهای چندساله و مدلهای take-or-pay که اخیراً در صنعت دیده میشود، فقط برای تضمین فروش نیست؛ راهی برای کاهش ریسک سرمایهگذاریهای عظیم آینده نیز هست. (Reuters)
آینده فناوری؛ ارزانتر شدن دیگر تنها معیار رقابت نیست
شاید مهمترین پیام این بحران برای صنعت فناوری این باشد که اقتصاد سختافزار در حال تغییر است.
سالها رقابت اصلی شرکتها بر سر این بود که چگونه یک گوشی را ارزانتر، یک لپتاپ را باریکتر یا یک کنسول را قدرتمندتر تولید کنند.
اما در آینده، دسترسی به قطعات کلیدی ممکن است به اندازه خود طراحی محصول اهمیت داشته باشد.
شرکتی که حافظه را تضمین کرده باشد، مزیت دارد.
خودروسازی که ظرفیت DRAM خود را برای پنج سال آینده رزرو کرده باشد، مزیت دارد.
شرکتی که به منابع متعدد NAND دسترسی داشته باشد، در زمان بحران آسیب کمتری میبیند.
و دولتی که ظرفیت تولید نیمهرسانا را در داخل کشور داشته باشد، وابستگی کمتری به تحولات ژئوپلیتیکی خواهد داشت.
به همین دلیل است که آمریکا میلیاردها دلار برای تولید داخلی هزینه میکند، چین به شرکتهایی مانند CXMT و YMTC سرمایه تزریق میکند و کره جنوبی در حال اختصاص هزاران تریلیون وون به زیرساختهای نیمهرسانا است. (Commerce.gov)
نتیجهگیری؛ جنگ واقعی تازه شروع شده است
آنچه امروز به شکل افزایش قیمت RAM، SSD، گوشی، لپتاپ یا کنسول دیده میشود، در حقیقت سطح قابل مشاهده یک رقابت بسیار بزرگتر است.
در زیر این افزایش قیمت، جنگی برای ظرفیت تولید، حافظه، انرژی، کارخانه، فناوری ساخت، سرمایه و حتی نفوذ ژئوپلیتیکی در جریان است.
هوش مصنوعی به بزرگترین مصرفکننده جدید منابع محاسباتی جهان تبدیل شده و حافظه یکی از مهمترین منابع این اقتصاد جدید است.
به همین دلیل، شرکتهای فناوری به دنبال قراردادهای بلندمدت هستند؛ خودروسازان برای تضمین حافظه وارد مذاکره مستقیم با تولیدکنندگان شدهاند؛ اپل به منابع چینی حافظه چشم دوخته است؛ چین در حال ساخت ظرفیت داخلی است؛ آمریکا میلیاردها دلار برای بازگرداندن تولید به خاک خود هزینه میکند و Samsung و SK hynix برای دهه آینده سرمایهگذاریهای تاریخی انجام میدهند.
اما برای مصرفکننده یک نتیجه بسیار ملموس وجود دارد:
دوران ارتقای ارزان و سریع دستگاهها ممکن است در حال پایان باشد.
اگر بحران حافظه تا ۲۰۲۷ ادامه پیدا کند، تولیدکنندگان احتمالاً مدلهای اقتصادی را کاهش میدهند، قیمت محصولات را بالا میبرند، حافظه کمتری در محصولات ارزانقیمت قرار میدهند و کاربران را به سمت خرید مدلهای گرانتر هدایت میکنند.
در عین حال، بازار دستدوم و تعمیرات رونق بیشتری خواهد گرفت و چرخه تعویض گوشی، لپتاپ و دیگر تجهیزات طولانیتر میشود. IDC نیز پیشبینی میکند قیمت حافظه تا ۲۰۲۷ بالا باقی بماند و حتی با کاهش سرعت رشد قیمتها، بازگشت به سطوح قیمتی ۲۰۲۵ در افق پیشبینی این مؤسسه دیده نمیشود. (IDC)
اما یک نکته را نباید فراموش کرد: این بحران ممکن است در نهایت به یک فرصت فناورانه تبدیل شود.
اگر صنعت بتواند حافظههای جدیدتر، معماریهای کارآمدتر، فناوریهای اتصال بهتر، chipletها و روشهای فشردهسازی داده را توسعه دهد، وابستگی به افزایش مداوم ظرفیت فیزیکی حافظه کاهش خواهد یافت.
در غیر این صورت، رقابت میان هوش مصنوعی و مصرفکننده بر سر یک منبع مشترک ادامه پیدا خواهد کرد.
و شاید مهمترین پرسش آینده این نباشد که «یک گوشی چقدر RAM دارد؟» بلکه این باشد که «چه کسی ظرفیت تولید RAM را در اختیار دارد؟»
این همان جایی است که گرانی محصولات فناوری از یک مسئله اقتصادی ساده عبور میکند و به مسئلهای درباره قدرت، امنیت زنجیره تأمین و آینده اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل میشود.
جمعبندی تحلیلی ICT News
گرانی محصولات فناوری از یک کمبود موقت تراشه عبور کرده و به یک تغییر ساختاری در اقتصاد سختافزار تبدیل شده است.
تا زمانی که سرمایهگذاری در هوش مصنوعی با سرعت بالا ادامه داشته باشد، تولیدکنندگان حافظه انگیزه بیشتری برای اختصاص ظرفیت به HBM و محصولات دیتاسنتری خواهند داشت. بنابراین حتی ساخت کارخانههای جدید نیز لزوماً به معنی ارزان شدن فوری محصولات مصرفی نیست.
به همین دلیل، سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را باید دوره بازتعریف زنجیره تأمین حافظه دانست؛ دورهای که در آن دولتها، خودروسازان، تولیدکنندگان موبایل، شرکتهای ابری و غولهای AI همگی برای سهم خود از ظرفیت تولید رقابت خواهند کرد.
اگر AI با سرعت فعلی رشد کند، احتمالاً شاهد سختافزار گرانتر، چرخه تعویض طولانیتر و تمرکز بیشتر بازار روی محصولات پریمیوم خواهیم بود.
اما اگر موج سرمایهگذاری AI در نقطهای متوقف یا کند شود، همین سرمایهگذاریهای عظیم میتوانند ظرفیت مازاد ایجاد کرده و چرخهای معکوس از سقوط قیمتها را رقم بزنند.
بنابراین آینده قیمت فناوری نه فقط در کارخانههای Samsung، SK hynix و Micron، بلکه در میزان تقاضای جهان برای هوش مصنوعی تعیین خواهد شد.


