برای وزارت ارتباطات، شاید هیچ چیز تلختر از این نباشد که روزی متهم شود به «قطع ارتباط». نه ارتباط اینترنتی، بلکه ارتباط با رسانهها، خبرنگاران و افکار عمومی. اما واقعیت این است که امروز، این دقیقاً همان تصویری است که از ساختمان سیدخندان مخابره میشود.
عجیبتر آنکه این سکوت، درست در دورهای رخ داده که کشور تاریخیترین رکوردهای محدودیت و قطع اینترنت را تجربه کرده، اقتصاد دیجیتال زیر فشار رفته، کسبوکارها آسیب دیدهاند، کاربران با ابهامات بیسابقه مواجه شدهاند و افکار عمومی دهها پرسش بیپاسخ دارد.
برای افراد خارج از این حوزه رسانهای باید گفت، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، تاکنون حتی یک نشست خبری فراگیر با حضور رسانهها برگزار نکرده است. نه برای توضیح، نه برای پاسخ، نه حتی برای شنیدن.
در تمام دنیا، وزارت ارتباطات در بحران، به اتاق فرمان اطلاعرسانی تبدیل میشود. اینجا اما روابط عمومی وزارتخانه، خود به بخشی از بحران بدل شده است. موضوعی که پیشتر نیز بارها از سوی رسانهها، خبرنگاران و برخی خبرگزاریها مورد انتقاد قرار گرفته است. اما ظاهراً این هشدارها نه دیده شد و نه جدی گرفته شد.
در روزهای جنگ، زمانی که مردم با اختلالها، محدودیتها و نگرانیهای ارتباطی دستوپنجه نرم میکردند، بسیاری از مدیران وزارتخانه و در رأس آنها روابط عمومی، عملاً از دسترس خارج شدند. نه پاسخی، نه توضیحی، نه امکان ارتباطی. گویی وزارت ارتباطات نیز همزمان وارد وضعیت «آفلاین» اطلاعرسانی شده بود.
تناقض ماجرا اما جایی تلختر میشود؛ وزارتخانهای که سالها از توسعه پیامرسانهای داخلی سخن گفته، هنوز بعد از گذشت بیش از دو سال، حتی ارتباط حرفهای خود با خبرنگاران را نیز به بسترهای داخلی منتقل نکرده و همچنان در تلگرام متوقف مانده است. آن هم تلگرامی که حتی در همان فضا نیز پاسخگویی در آن به حداقل رسیده است.
واقعیت این است که روابط عمومی وزارت ارتباطات مدتهاست از مرحله «نیازمند اصلاح» عبور کرده و وارد مرحله «نیازمند بازنگری مدیریتی» شده است. اما وقتی این حجم از انتقاد، این اندازه از نارضایتی رسانهای و این سطح از اختلال ارتباطی، همچنان بدون تغییر باقی میماند، دیگر نمیتوان همه چیز را صرفاً متوجه مدیر روابط عمومی دانست.
در نهایت، این پرسش برجستهتر از هر زمان دیگری مطرح میشود که آیا اساساً شخص وزیر، اعتقادی به ارتباط فراگیر با رسانهها دارد؟ یا آنکه مدل مطلوب، ارتباط محدود، گزینشی و کنترلشده با چند رسانه همسو است؟
اگر پاسخ دومی باشد، ماجرا دیگر فقط ضعف یک روابط عمومی نیست؛ این، نمره مردودی یک وزارتخانه در ابتداییترین مأموریتش یعنی «ارتباط» است.
و در نهایت اینکه هفته ارتباطات و روابط عمومی تمام شد، همایش گرامیداشت روز جهانی ارتباطات تمام شد، جلسات پرتکرار آقای وزیر با سازمانها، تشکلها و وزارتخانههای مختلف نیز برگزار شد، همایش سراسری مدیران شرکت ملی پست هم تمام شد و آقای وزیر از همه تقدیر کرد، آقای وزیر از کارمندان واحد روابط عمومی وزارتخانه خود هم تقدیر کرد. آن هم در شرایطی که تیم تحریریه رسانه قدیمی و تخصصی آیسیتی نیوز همانند رسانههای دیگر منتظر برگزاری یک نشست خبری تخصصی و جامع از سوی وزیر محترم است!