قطعی اینترنت، عدم دسترسی به اینترنت بینالمللی و دسترسی محدود در برخی از سارمانها و مراکز دوباره نفس اقتصاد دیجیتال، استارتاپها و کسبوکارهای آنلاین را به شماره انداخت و در حال خشکاندن برگ ارتباطات در ایران است این سکوت آنلاین که حاصل قطعی اینترنتی از ۱۸ دیماه است و هنوز ادامه دارد، کاهش چشمگیر دسترسی جهانی را همراه با قطع کامل خدمات دیجیتال تجربه میکند.
برای ما در اکوسیستم فناوری ایران، اینترنت نه فقط شبکهای از ارتباطات، بلکه ریشه حیات استارتاپها، بازارهای آنلاین، پلتفرمهای فروش، سرویسهای ابری و شبکههای تبلیغاتی دیجیتال بود. قطع این ستون حیاتی، بیش از هر رخداد سیاسی یا اجتماعی دیگری، عمق تاثیر خود را در زندگی دیجیتال ایرانیان نشان داده است؛ از بنیانگذاران استارتاپها تا فروشندگان خرد آنلاین.
به یاد دارم که وقتی خبر قطعی اینترنت را برای اولین بار در سالیان گذشته شنیدم، اولین واکنشم نه شگفتی، که ترس بود، برای کسبوکارهایی که روزانه با میلیونها کاربر تعامل دارند و برای جوانانی که رویای راهاندازی بیزنسهای جهانی را در سر میپروراندند. امروز، وقتی به شمارش روزهای «سکوت آنلاین» نگاه میکنم، میبینم که دیگر این یک اختلال مقطعی نیست؛ این بحرانی است که ریشههایش به اقتصاد دیجیتال ایران زخم عمیق زده است.
طبق برآوردها، سهم اقتصاد دیجیتال ایران حدود ۶ تا ۶.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد که ارزشی معادل حدود ۲۷ تا ۲۹ میلیارد دلار در سال دارد، سهمی چشمگیر که بخش قابلتوجهی از آن وابسته به اینترنت آزاد و بدون محدودیت است.
اینترنت قطع شد و با آن توانایی فروش آنلاین، تبلیغات دیجیتال، تراکنشهای پرداخت اینترنتی و گردش مالی کسبوکارهای وابسته هم فرو ریخت. دادههای داخلی و بینالمللی نشان میدهد که پرداختها و تراکنشها در بخش کسبوکارهای کوچک و متوسط بین ۵۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافتهاند و بسیاری از پلتفرمهای تجارت الکترونیک قدرت مانور خود را برای انجام فعالیتهای اقتصادی از دست دادهاند.
نمیتوانم آن نگاه صاحب کسبوکاری را فراموش کنم که چند روز پیش میگفت: «وقتی اینترنت رفت، انگار قلب فروش ما از حرکت ایستاد.» برای این فروشندگان و کسبوکارهای کوچک که در بستر شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام حضور فعال داشتند، اینترنت تنها کانال فروش، ارتباط با مشتری و سرویسدهی بود ، و اکنون با نبود آن، نه فقط فروش، که اعتماد به نفس و چشمانداز آینده اقتصادیشان آسیب دیده است.
آمارهای رسمی نیز این آلام را منعکس میکنند. سخنگوی رسمی دولت اعلام کرده که قطعی اینترنت برای اقتصاد روزانه بین ۲.۸ تا ۴.۳ میلیون دلار ضرر دارد، اما ناظران مستقل مانند Net Blocks تخمین میزنند که این رقم میتواند بیش از ۳۷ میلیون دلار (معادل حدود هزار میلیارد تومان) در روز باشد.
این ارقام وقتی واقعیتر میشود که بدانیم در سال ۲۰۲۱ خود ایرانیان بیش از ۸۳۳ میلیون دلار فروش سالانه از طریق شبکههای اجتماعی داشتند، فقط از طریق همان ابزارهایی که حالا قطع شدهاند.
این شکست دیجیتال نه فقط خسارات مالی به بار آورده، بلکه اعتماد سرمایهگذاران، اعتماد کارآفرینان و حس امنیت اقتصادی را نیز تضعیف کرده است. بسیاری از جوانان با ایدههای نوآورانه اکنون با سوالی بزرگ روبهرو هستند: «اگر اینترنت پایدار نباشد، آیا میتوان روی آینده سرمایهگذاری کرد؟»
بر همین اساس، منوچهر توسطی، عضو کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان اتاق ایران، به روشنی گفته است که قطعی اینترنت صددرصد فعالیت شرکتهایی که در فضای دیجیتال کار میکنند را مختل کرده است و مسیر پیشروی اکوسیستم را دشوارتر نموده است.
این مشکلات گسترده تنها به فروش آنلاین یا تراکنشها محدود نمیشوند، بلکه فرصتهای شغلی در بخش فریلنسری، خدمات مبتنی بر اینترنت و توسعه نرمافزار را هم تحت تاثیر قرار دادهاند. در نتیجه، برخی از متخصصان و فریلنسرهای ایرانی که پیش از این رزومه و پروژههای بینالمللی داشتند، اکنون با افت بیسابقه در تقاضا مواجه شدهاند، نشانهای دیگر از تأثیرات عمیق بر روند اشتغال و جریان ارزآوری.
در بین این همه بحران، رسانهها و خبرگزاریها نیز تلاش کردهاند وضعیت را به تصویر بکشند، اما واقعیت برای فعالان استارتاپها و کسبوکارهای دیجیتال قابل لمستر و دردناکتر است. رسانهها توانستهاند روایتها را بیان کنند، اما درک عمق خسارت اقتصادی باید از دید کسانی باشد که روزانه با بیزنس دیجیتال سروکار دارند — کسانی که اکنون با نگاه نگران به آینده مینگرند.
آیا این قطعی اینترنت فقط مسئله یک هفته یا چند روز بود؟ پاسخ روشن است: خیر. این بحران، زخمهایی عمیق بر پیکره نوآوری، رشد اقتصادی دیجیتال و اعتماد به آینده اقتصاد فناوری ایران زده است. درست است که بنا به اتفاقات پیشآمده در کشور و صلاحدید امنیت ملی میبایست این تصمیم اتخاذ شود، اما با توجه به سایه چندین ساله این بحران در کشور چرا یک تصمیم واحد و مشخص با ایجاد زیرساختی مطمئن گرفته نمیشود؟ آیا نمیتوان زیرساختی طراحی نمود که در چنین شرایطی وضعیت اینترنت را به سمت آن سوئیچ کرده تا جلوی زیانهای پیشآمده را بگیریم؟
در شرایطی که کشور بدلیل حوادث پیشآمده خود متضرر و داغدار شهدای از دست رفته است، نباید باعث ضرر به فعالین و اقتصاد دیجیتال نیز شد. این سکوت آنلاین که همچنان ادامه دارد، باید برای ما درسی باشد. اینترنت نه فقط ابزاری برای سرگرمی یا ارتباط، بلکه یک زیربنای حیاتی اقتصادی، شغلی و اجتماعی است که اگر ناپایدار شود، اثرات آن تا سالها باقی خواهد ماند. بنابراین نهادها و سازمانهای مربوطه از این چند تجربه پیشآمده حداکثر استفاده را انجام دهند، با جذب نظرات نخبگان و شرکتهای فعال در ارائه خدمات اینترنت، میتوان این زیرساخت ثانویه را فراهم کرد. این اقدام به ایران امکان میدهد گامی نوین در عرصههای بینالمللی بردارد و دسیسههای بدخواهان داخلی و خارجی را خنثی کند.
ایران امروز در نقطهای حساس ایستاده ، جایی که باید بین انتخاب آینده دیجیتال فراگیر و جهانی یا انزوای دیجیتال و فرصتسوزی تصمیمی بگیرد که نه فقط فناوری را، بلکه آینده اقتصاد و زندگی نسلهای آینده را رقم خواهد زد.