محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان به یک روند جهانی تبدیل شده است. از اروپا تا آسیا، دولتها با تمرکز بر سلامت روان و احراز سن کاربران، وارد مرحله تازهای از تنظیمگری دیجیتال شدهاند؛ مسیری که پیامدهای حقوقی و فناورانه گستردهای دارد.
به گزارش آی سی تی نیوز، محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان به یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری دیجیتال در سالهای اخیر تبدیل شده است. دولتها در نقاط مختلف جهان در حال بازنگری در نحوه دسترسی کودکان و نوجوانان به پلتفرمهای اجتماعی هستند. این روند، تنها یک واکنش مقطعی نیست بلکه نشانه ورود به مرحلهای تازه از حکمرانی دیجیتال است. مرحلهای که رابطه نسل جدید با فناوری را هدف گرفته است.
سابقه این نگرانی به دههها قبل بازمیگردد. در سال ۱۹۹۸، ایالات متحده با تصویب قانون COPPA چارچوبی برای حفاظت از دادههای کودکان ایجاد کرد. تمرکز این قانون بر رضایت والدین و حریم خصوصی بود، نه ممنوعیت دسترسی. چند سال بعد، کره جنوبی با اجرای قانون معروف به Shutdown Law رویکرد متفاوتی را برگزید و محدودیت زمانی برای بازیهای آنلاین نوجوانان اعمال کرد.
اما آنچه امروز در اروپا و سایر مناطق دیده میشود، ابعادی گستردهتر دارد. بحث دیگر صرفاً حفاظت از داده یا کنترل ساعات بازی نیست. اکنون موضوع بر سر بازتعریف نقش پلتفرمها، مسئولیت حقوقی آنها و نحوه مدیریت ریسکهای اجتماعی فناوری است.
موج تنظیمگری در اروپا
در هفتههای اخیر، چندین کشور اروپایی سیاستهای تازهای را در حوزه محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان مطرح یا اجرایی کردهاند. در فرانسه، موضوع احراز هویت کاربران کمسنوسال و نقش فعالتر والدین در دستور کار قرار گرفته است. بریتانیا نیز اجرای مقررات سختگیرانهتری را در قالب قانون ایمنی آنلاین آغاز کرده است.
در آلمان و هلند، تمرکز بر طراحی اعتیادآور پلتفرمها و مسئولیت الگوریتمها افزایش یافته است. کشورهای اسکاندیناوی از جمله نروژ، سلامت روان دیجیتال نوجوانان را به اولویت سیاست عمومی تبدیل کردهاند. این اقدامات اگرچه متفاوتاند، اما یک نقطه مشترک دارند: حرکت هماهنگ به سمت افزایش مسئولیتپذیری پلتفرمها.
اتحادیه اروپا در سالهای گذشته با تصویب مقرراتی مانند Digital Services Act نشان داد که قصد دارد قدرت تنظیمگری خود را در برابر غولهای فناوری تقویت کند. اکنون محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان در همین چارچوب کلان تعریف میشود.
سلامت روان یا چالش حکمرانی؟
ادبیات رسمی دولتها بر چند محور استوار است؛ حفاظت از سلامت روان، جلوگیری از اعتیاد دیجیتال و کاهش مواجهه با محتوای مضر. گزارشهای متعددی شبکههای اجتماعی را به تقویت اضطراب اجتماعی و کاهش تمرکز نسل نوجوان متهم کردهاند. الگوریتمهای مبتنی بر تعامل مداوم نیز در مرکز این انتقادات قرار دارند.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند مسئله صرفاً سلامت روان نیست. دولتها با اکوسیستمی مواجهاند که فراتر از مرزهای جغرافیایی عمل میکند. سرعت تحول فناوری از سازوکار قانونگذاری پیشی گرفته است. در چنین شرایطی، محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان میتواند تلاشی برای بازپسگیری بخشی از کنترل از دست رفته تلقی شود.
پارادوکس احراز سن و حریم خصوصی
یکی از ابزارهای اصلی سیاستهای جدید، احراز دقیق سن کاربران است. اما این رویکرد با یک تناقض بنیادین روبهروست. برای اطمینان از سن کاربران، پلتفرمها ناگزیر به جمعآوری دادههای بیشتر هستند. در مقابل، قوانین حفاظت از داده بر کاهش ذخیرهسازی اطلاعات شخصی تأکید دارند.
این پارادوکس، چالش اصلی تنظیمگری مدرن است. آیا الزام به شناسایی دقیق کاربران نوجوان، خود به تهدیدی برای حریم خصوصی تبدیل نمیشود؟ پاسخ قطعی هنوز ارائه نشده است. بسیاری از کشورها در حال آزمودن مدلهای مختلف احراز هویت دیجیتال هستند.
وضعیت ایران؛ حکمرانی در شرایط خاص
در ایران، موضوع محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان با پیچیدگیهای مضاعف روبهروست. پلتفرمهای جهانی حضور رسمی ندارند و ابزارهای حقوقی کلاسیک برای تعامل مستقیم محدود است. این شرایط، امکان اعمال الگوهای مرسوم اروپایی را دشوار میکند.
در چنین فضایی، سیاستگذاری بیشتر بر ابزارهای غیرمستقیم متمرکز میشود. افزایش سواد رسانهای، تقویت نقش خانواده و توسعه زیرساختهای بومی از جمله گزینههای مطرح هستند. با این حال، نبود میز مذاکره رسمی با پلتفرمهای بینالمللی، دامنه اثرگذاری مستقیم را کاهش داده است.
پلتفرمهای بومی و اقتصاد داده
بحث توسعه پلتفرمهای داخلی در سالهای اخیر پررنگتر شده است. موافقان، آن را ضرورتی در عصر اقتصاد داده میدانند. مخالفان نیز نسبت به رقابتپذیری و اعتماد عمومی تردید دارند. با این حال، تجربه اروپا نشان میدهد حتی اقتصادهای پیشرفته نیز نسبت به وابستگی کامل به اکوسیستم خارجی دغدغه دارند.
محدودسازی شبکههای اجتماعی نوجوانان تنها یک تصمیم حمایتی نیست. این سیاست در دل خود پرسشهای عمیقتری درباره حاکمیت داده، قدرت پلتفرمها و استقلال دیجیتال کشورها مطرح میکند. آینده نشان خواهد داد که آیا این رویکردها واقعاً آسیبها را کاهش میدهد یا صرفاً الگوی مصرف دیجیتال را تغییر میدهد.