لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از

متن تیتر خود را وارد کنید

پایگاه خبری CIT رسانه‌ای تخصصی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران است که اخبار و تحولات اکوسیستم ICT را پوشش می‌دهد. تمرکز آن بر اطلاع‌رسانی تحلیلی درباره فناوری، اقتصاد دیجیتال، استارتاپ‌ها و امنیت سایبری است.این رسانه با پوشش فعالیت فعالان صنعت ICT، نقش پل ارتباطی میان صنعت، سیاست‌گذاران و مخاطبان را ایفا می‌کند.

نقد عملکرد روابط عمومی وزارت ارتباطات و مدیریت بحران اینترنت

پست های مرتبط

وزارت ارتباطات بیش از آنکه صرفاً یک دستگاه اجرایی باشد، ویترین فناوری و تراز ارتباط دولت با جامعه است. پس طبیعی است که انتظارات از این وزارتخانه در حوزه اطلاع‌رسانی، شفافیت و پاسخگویی، بالاتر از متوسط سایر دستگاه‌ها باشد.

به طور معمول به دولت‌ها و مدیران مدتی پس از رای اعتماد و انتصابات باید فرصت استقرار داد که ما نیز این رویه را رعایت کردیم. اما بررسی کارنامه وزارت ارتباطات دولت آقای پزشکیان در حوزه اطلاع‌رسانی، تصویری متفاوت را نشان می‌دهد؛ تصویری که از ابتدا تا کنون نه فقط از سوی رسانه‌های منتقد، بلکه حتی از سوی نزدیک‌ترین رسانه‌ها به دولت نیز مورد پرسش است.

 

۱- بحران‌هایی بی‌روایت و رها

بررسی اخبار رسانه‌ها و تطبیق آرشیو اخبار سایت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با زمان‌های وقوع بحران‌های مرتبط با عملکرد این دستگاه دولتی نشان از یک الگوی غالب دارد: «غیبت در اوج بحران» و خروج از دسترس. یعنی بیشتر شبیه عبور از طوفان با خاموش‌کردن چراغ‌هاست.

اما از آنجا که تعداد این موارد زیاد است، تنها به ذکر یک نمونه پرداخته می‌شود.

نمونه شاخص، اختلال گسترده و اخیر اینترنت است؛ بحرانی که میلیون‌ها نفر را درگیر کرد و کسب‌وکارهای بسیاری را متوقف ساخت. در این مورد روزنامه رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت در نقدی صریح نوشت: «در آن روزها خروجی اطلاع‌رسانی وزارتخانه به هفت خبر در سایت رسمی محدود شد و تنها دو خبر به اصل بحران اختصاص داشت؛ یکی از آن‌ها نیز صرفاً اطلاعیه قطع اینترنت و تاکید بر عدم نقش وزارتخانه در تصمیم بود. رویکردی که نه روایت بحران را مدیریت کرد و نه اقناع عمومی آفرید.»

در سوی دیگر، خبرگزاری فارس با اشاره به وعده‌های وزیر در روز خبرنگار سال جاری برای آغاز «دوران جدید پاسخگویی» و برگزاری نشست‌های منظم خبری، یادآور شد که “با گذشت ماه‌ها، نه آن نشست وعده‌داده‌شده برگزار شد و نه الگوی ماهانه پاسخگویی شکل گرفت. حتی به تعبیر این رسانه، برخی نشست‌ها به شکل گزینشی و با دعوت محدود برگزار شد؛ در حالی که رسانه‌های تخصصی و منتقد پشت در ماندند”.

پس وقتی دو رسانه با گرایش‌های کاملاً متفاوت، بر یک مسئله واحد انگشت می‌گذارند، دیگر نمی‌توان موضوع را صرفاً به «فضاسازی» تقلیل داد.

 

۲- کاهش پاسخگویی، افزایش هزینه

بررسی مقایسه‌ای با ادوار پیشین نشان می‌دهد میزان نشست‌های خبری، پاسخگویی رسمی و ارتباط مستقیم با خبرنگاران در این وزارتخانه به حداقل رسیده است. این مسئله وقتی برجسته‌تر می‌شود که حتی در درون دولت با دو رویکرد کاملاً متناقض مواجه هستیم که نشان از تفاوت سیاست‌هاست. برای مثال در حوزه‌ای نزدیک به ماموریت‌های وزارت ارتباطات، در معاونت علمی ریاست‌جمهوری، نشست‌های خبری منظم برگزار می‌شود اما وزارت ارتباطات از ابتدای دولت چهاردهم تا کنون حتی یک نشست خبری با حضور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار نکرده است!

مدل فعلی حتی سهواً این پیام را مخابره می‌کند که وزارت ارتباطات عملاً فاقد یک استراتژی رسانه‌ای مدون است؛ رویکردی که بیشتر به «گذران روزها» شباهت دارد تا مدیریت فعال افکار عمومی.

پیامد این خلأ، امروز در انبوه گلایه‌ها در شبکه‌های اجتماعی و حتی زیر پست‌های وزیر ارتباطات مشهود است. چنین وضعیتی اما نشانه نارضایتی کاربران نیست؛ بلکه نشانه نوعی رهاشدگی است. وقتی روابط عمومی نتواند جریان اطلاع‌رسانی را مدیریت کند، میدان به فضای هیجانی واگذار می‌شود و دستاوردها نیز در میان انتقادات گم می‌شوند.

۳- تفکیک مسئولیت؛ اما نه تا ابد

واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از تصمیمات کلان در حوزه اینترنت، خارج از حیطه اختیار مستقیم وزارت ارتباطات اتخاذ می‌شود. وزیر بارها به این نکته اشاره کرده است. اما افکار عمومی این تمایز نهادی را درک نمی‌کند؛ آنچه می‌بیند «وزارت ارتباطات» است و پاسخ نشنیدن را به حساب همین وزارتخانه می‌نویسد. کمااینکه مشابه این مشکلات در دوره‌های قبل نیز وجود داشت، اما رویه بر رویگردانی و تاکیدات پراکنده، کوتاه و توییتری بر بی‌تقصیری نبود.

به قول معروف روابط عمومی باید مراقب و دیده‌بان یک مجموعه و مدیر باشد؛ نه آنکه با غیبت و ضعف در پاسخگویی، او را در خط مقدم نارضایتی قرار دهد. لیکن وضع موجود خواه‌ناخواه این برداشت را تقویت می‌کند که سکوت یا محدود و گزینشی‌بودن اطلاع‌رسانی، با رضایت یا پذیرش شخص وزیر همراه است. یادمان نرود که در سیاست، فاصله میان «مسئول مستقیم نبودن» و «پاسخگو بودن» بسیار کوتاه است.

دوستانه باید گفت: آقای وزیر! جلوی خسارت را از هر جا بگیرید، سود است. اگر اشکال در طراحی و اجرای سیاست رسانه‌ای است، اصلاح آن هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از فرسایش تدریجی سرمایه شخصی و سازمانی وزارت ارتباطات خواهد داشت. زیرا ادامه این مسیر، به معنای انتقال همه ضعف‌ها به حساب جنابعالی گذاشته می‌شود؛ حتی اگر منشأ آن در سطح مدیریت روابط عمومی باشد.

 

۴- مسئله، فرد یا کارکرد؟

نقد اصلی متوجه یک فرد به‌عنوان شخصیت حقیقی نیست؛ مسئله، کارکرد روابط عمومی است. وقتی حتی اصول اولیه حرفه روابط عمومی رعایت نمی‌شود، از جمله نشست خبری منظم برگزار نمی‌شود، پاسخ‌ها گزینشی و محدود است، بحران‌ها بی‌پاسخ می‌مانند و میدان به شبکه‌های اجتماعی واگذار می‌شود، طبیعی است که پرسش درباره کارآمدی مدیریت این بخش شکل بگیرد.

وزارت ارتباطات امروز حتما پروژه‌ها و دستاوردهایی دارد که می‌تواند روایت شود. اما ضعف در خروجی رسانه‌ای، معادل رخ‌ندادن در ذهن افکار عمومی است.

باز هم دوستانه باید گفت: آقای وزیر ارتباطات! شاید اکنون و پس از گذشت تقریبا نیمی از عمر دولت، زمان آن رسیده باشد که با نگاهی واقع‌بینانه و فارغ از ملاحظات کوتاه‌مدت، در رویکرد و ترکیب تیم رسانه‌ای خود تجدیدنظر کند. تغییر در این سطح، نه نشانه ضعف که علامت حساسیت نسبت به جایگاه و تلاش‌های تمامی مدیران و کارکنان وزارتخانه است.

روابط عمومی باید پل ارتباطی باشد؛ نه مانع. و اگر پلی وجود ندارد یا اشکالی دارد، باید آن را بازسازی کرد.

آخرین اخبار کسب و کار

برچسب ها