هوش مصنوعی دیگر یک فناوری لوکس نیست؛ بلکه به مولفهای حیاتی در توسعه اقتصادی، حکمرانی و رقابتپذیری ملی تبدیل شده است. ایران در حوزه علم و پژوهش توانمندی دارد، اما فاصله ما با کشورهای پیشرو در بهرهبرداری عملی و حکمرانی داده همچنان محسوس است.
هوش مصنوعی امروز دیگر از مرز فناوری عبور کرده و به یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، حکمرانی و رقابتپذیری ملی تبدیل شده است. جهانی که پیشرو میرود، نه صرفاً به خاطر نوآوریهای علمی بلکه به واسطه بهکارگیری هوش مصنوعی در تصمیمسازی، صنعت، خدمات عمومی و بازارهای اقتصادی در حال بازتعریف قواعد بازی است. در چنین فضایی، پرسش مهم این است که جایگاه ایران در این رقابت جهانی و منطقهای چیست، چه اقداماتی تاکنون صورت گرفته و برای جبران فاصله چه راهبردهایی لازم است.
در یک دهه گذشته، کشورهایی مانند آمریکا و چین با سرمایهگذاریهای کلان در زمینه هوش مصنوعی، ایجاد زیرساختهای عظیم محاسباتی و دیتاسنترهای قدرتمند، توسعه مدلهای زبانی بزرگ و حمایت از اکوسیستمهای استارتاپی، در حال تعیین استانداردهای جهانی AI هستند. آمریکا با تمرکز بر کاربردهای صنعتی، دفاعی و تجاری، سرمایهگذاری میلیاردی در پژوهش و توسعه انجام میدهد و شرکتهای فناوری بزرگ مانند گوگل، مایکروسافت و OpenAI را به موتورهای تحول هوش مصنوعی تبدیل کرده است. چین نیز با حمایت دولت و بودجههای ملی، مدلهای پردازشی عظیم و شبکههای دادهای گسترده ایجاد کرده و AI را به قلب برنامههای حکمرانی و اقتصاد دیجیتال خود وارد کرده است. در اتحادیه اروپا نیز علاوه بر سرمایهگذاری، تمرکز ویژهای بر تنظیمگری هوشمند، اخلاق و حاکمیت داده وجود دارد که نشان میدهد توسعه AI بدون چارچوبهای قانونی و استانداردهای مسئولانه، پایدار و قابل اعتماد نیست.
ایران از منظر تولید علم در حوزه هوش مصنوعی جایگاه قابل قبولی در منطقه دارد و دانشگاهها سهم قابل توجهی در مقالات علمی AI داشتهاند. این ظرفیت علمی از مزیتهای بالقوه کشور محسوب میشود، اما شکاف میان توان علمی و بهرهبرداری عملی و کاربردی از این فناوری همچنان محسوس است. بسیاری از پروژههای AI در ایران در مقیاس آزمایشی یا محدود باقی ماندهاند و هنوز به سطح کاربرد صنعتی و حکمرانی نرسیدهاند که نتایج ملموسی در رشد اقتصادی و بهبود خدمات عمومی ایجاد کند.
در سطح حکمرانی، اقدامات اولیه شکل گرفته است. مجلس شورای اسلامی با تشکیل فراکسیون هوش مصنوعی و حکمرانی داده به ریاست رضا تقیپور، ضرورت تدوین قوانین و چارچوبهای حکمرانی در این حوزه را مطرح کرده است. او تأکید کرده است که با توجه به گستردگی هوش مصنوعی، باید چارچوبهای قانونی مشخصی تعریف شود و میتوان از تجربیات و استانداردهای بینالمللی در تدوین قوانین داخلی بهره برد. این نگاه، نشاندهنده درک نمایندگان از پیچیدگیهای حوزهای است که تنها با راهکارهای سنتی قابل مدیریت نیست.
در دولت نیز اقدامات ملموسی شروع شده است. معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور از آغاز فاز سوم پروژه ملی «دستیار هوش مصنوعی دستگاهها» خبر داده است؛ پروژهای که تاکنون به طراحی ۱۵ دستیار هوش مصنوعی برای دستگاههای دولتی منجر شده و هدف آن توسعه ابزارهایی است که با بهرهگیری از دادههای انبوه، امکان تحلیل پیامدها و نتایج تصمیمات مدیریتی را فراهم کرده و به بهبود کیفیت تصمیمسازی کمک میکند. این پروژه نشانهای از حرکت نهادهای اجرایی به سمت استفاده عملی از هوش مصنوعی در فرآیندهای دروندستگاهی است و اگر به یکپارچگی و تعهد اجرایی منجر شود، میتواند نقطه عطفی در توسعه فناوریهای دادهمحور باشد.
بخش خصوصی نیز نشانههایی از بلوغ نشان داده است. برگزاری نشست «هوش مصنوعی بهعنوان خدمت (AI as a Service)» با حضور مدیران فنی و نمایندگان کسبوکارها، چالشهایی مانند هزینه بالای زیرساخت، محدودیتهای محاسباتی و نقش پایداری اینترنت در انتخاب راهکارهای لوکال و خارجی را برجسته کرد و بر ایجاد یک هاب مشترک هوش مصنوعی تأکید شد. این رویداد نشان میدهد که بخش خصوصی بزرگ کشور به صورت جدی در حال تلاش برای عبور از مرحله آزمایشی به عرضه خدمات واقعی است.
اهمیت هوش مصنوعی در صنایع حیاتی نیز آشکار است. معاون علمی رئیسجمهور در اشارهای به صنعت انرژی گفته است که «استفاده از هوش مصنوعی در صنعت انرژی دیگر انتخاب نیست بلکه شرط بقا و تداوم رقابتپذیری» است. حجم داده، پیچیدگی تصمیمگیری و فشار بهرهوری، این صنعت را به یکی از حوزههای ضروری برای پیادهسازی AI تبدیل کرده است و این الزامات را میتوان به سایر صنایع راهبردی نیز تعمیم داد.
مقایسه ایران با کشورهای منطقه و فرامنطقهای نشان میدهد فاصله همچنان قابل توجه است. امارات متحده عربی و عربستان سعودی استراتژیهای ملی هوش مصنوعی تدوین کردهاند و AI را مستقیماً در خدمات دولت، شهر هوشمند، انرژی و اقتصاد دیجیتال بهکار گرفتهاند. ترکیه نیز با تمرکز بر کاربرد صنعتی و دفاعی، پیوند میان دانشگاه، صنعت و دولت را تقویت کرده است. در مقایسه با آمریکا، چین و اتحادیه اروپا، ایران اگرچه از نظر نیروی انسانی علمی در منطقه عقب نیست، اما در سرعت بهکارگیری، مقیاس سرمایهگذاری، انسجام حکمرانی و اتصال علم به بازار فاصله ملموسی دارد. این شکاف بیشتر ناشی از ضعف زیرساختها، محدودیت قوانین و سیاستگذاری داده و نبود الزام اجرایی در دستگاههای دولتی است.
برای جبران این فاصله، باید تدوین و اجرای یک استراتژی ملی هوش مصنوعی با اهداف روشن و زمانبندی مشخص در اولویت قرار گیرد، سرمایهگذاری در زیرساختهای پردازشی و دادهای افزایش یابد، قوانین و چارچوبهای حکمرانی داده تکمیل شود و همکاری میان دانشگاه، بخش خصوصی و دولت تقویت گردد. همچنین استفاده عملی و الزامآور از ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیمگیری و سیاستگذاری ضروری است تا ایران بتواند از ظرفیت علمی خود به شکل مؤثر بهرهبرداری کند و از مسیر عقبماندگی بلندمدت جلوگیری کند.
هوش مصنوعی منتظر ایران نمیماند؛ اکنون زمان اقدام است، نه فقط سخن گفتن درباره فرصتهای AI، بلکه برنامهریزی و اجرای راهکارهایی که کشور را در مسیر رقابت منطقهای و جهانی قرار دهد.