موج استخدام‌های فناورانه در عصر کرونا
همراه ما باشید

موج استخدام‌های فناورانه در عصر کرونا

آی‌سی‌تی‌نیوز - عباس پورخصالیان - هِلثتِک (Healthteh یا فناوری سلامت) بخش اقتصادی نسبتاً نویی در حوزۀ صنعت فَدَکت است که بخصوص در عصر رژیم جهانی کرونا، باعث و بانیِ تشکیل بزرگترین مجتمع شرکت‌های نرم‌افزاری متخصص در زمینۀ فَدَکت و فناوریهای زنجیرۀ بلوکی در جهان شده و در این روزهای کرونایی، بخشی پُردرآمد، آینده ساز و بسیار پُر جُنب و جوش است. 

یکی از این مجتمع های شرکتی بزرگ در حوزۀ هِلثتِک، تشکیلاتی است که پلتفُرم «می پازا (MiPasa)» را برای سازمان بهداشت جهانی، راه اندازی کرده است. [پیشتر در همین هفتهنامه نوشته بودم که:
    پلتفُرم مذکور در نهم فروردین 1399 با مشارکت شرکت‌های بزرگ فعال در حوزۀ فَدَکت به منظور اشتراکگذاری داده های مرتبط با همه گیری ویروس کرونای جدید، ازقبیلِ: شرکت فناوری آی.بی.اِم، شرکت رایانه ای اُراکل، شرکت زنجیرۀ بلوکیِ بنگاهیِ "هاسرا" Hacera و شرکت فناوری اطلاعات مایکروسافت راه اندازی شده است (نگاه کنید به مقالۀ «می پازا، بزرگراه اطلاعات جهانی همه گیری کووید19»، مورخ 23 فروردین 1399 منتشر شده در شمارۀ 943 عصر ارتباط، ص 3)[
اما دو مفهوم «هایپِرلِجِر» و «هایپِرلِجِرفَبریک» (که در زیر، معنی آنها را تعریف خواهم کرد) در شکل گیری بزرگترین مجتمع شرکت‌های نرم‌افزاری متخصص در زمینۀ هِلثتِک (فناوری سلامت) به کمک فَدَکت در جهان، نقش اساسی ایفا میکنند.
تعریف "هایپِرلِجِر"
«هایپِرلِجِر» (Hyperledger) اصطلاحی برساخته (جعلی) به معنیِ «اَبَردفترِ کُل» است که در واقع یک نوآوری مفهومی در زمینۀ فناوری شبکه سازی زنجیره های بلوکیِ متنباز، به حساب می آید. 
شکل سازمانیِ «اَبَردفتر کل» شبیه به گلخانه ای است که ذیل آن یک تلاشِ جمعیِ هم افزا برای اجرای چندین پروژۀ متن باز [multiproject open source collaborative effort] که به یکدیگر مرتبط و درهم تنیده هستند، صورت میگیرد تا به نتیجۀ مطلوب برسد. مصداق عملی «هایپِرلِجِر»، وحدتبخشی به فعالیتهای متنوع شماری از شرکت‌های خدماتی/نرم‌افزاری و سختافزاری فعال در زمینۀ توسعۀ صنعتی و بنگاهیِ زنجیرۀ بلوکی در اقصی نقاط جهان است. (تأکید بر صفتِ "بنگاهی" در عبارتِ "توسعۀ صنعتی و بنگاهیِ زنجیرۀ بلوکی" به این منظور است که منطقه و محل اجرای شبکۀ زنجیرۀ بلوکی، محدود است به یک بنگاه تجاری یا یک مجتمع اقتصادی بزرگ)
از این منظر، «هایپِرلِجِر» یک چتر سازمانی، یا به بیان دیگر: یک سازمانِ چتری (Umbrella Organization) است. مصداق واقعی این چترِ مفهومی، بنیاد لینوکس (Linux Foundation) است که علاوه بر نمایندگی کردن اعضای تشکیل دهندۀ چترِ سازمانی، از داده های فراپروردۀ آنها نیز، میزبانی میکند.
نمودار (1) مفهوم هایِپِرلِجِر و چترِ سازمانی و شبکۀ حاصل از همکاری شرکت‌های نرم‌افزاری فعال در زمینۀ توسعۀ صنعتی و بنگاهیِ زنجیرۀ بلوکیِ متن باز را نشان میدهد.


نمودار (1)، شکل مفهومی هایِپِرلِجِر
 
مأخذ نمودار (1) : hyperledger.org/

 


تعریف "هایپِرلِجِرفَبریک"
«هایپرلِجرفَبریک» (Hyperledger Fabric) نیز، قبل از هرچیز، یک نوآوری مفهومی و اصطلاح شناختی به معنی "بافتار اَبَردَفترِ کل" است. مصداق بیرونی «هایپرلِجرفَبریک»، نرم‌افزاری است که مبنای توسعۀ برنامه ها و راه حلهای معماری پودمانیِ شبکه های زنجیرۀ بلوکیِ بزرگ است. نرم‌افزار «هایپرلِجرفَبریک» به پدیدآورنده و توسعه دهندۀ برنامه های کاربردی فدَکتمحور (DLTbased)، این امکان را می دهد که مؤلفه هایی مانند اجماع و خدمات عضویت را به راحتی در برنامه بگنجاند. به این ترتیب، اجرای «هایپرلِجرفَبریک»، رویکردی یگانه برای رسیدن به اجماع و انجام تراکنشهای مورد نظر در دادوستد اطلاعات و نگرش ها میان کاربران را فراهم میکند، در حالی که ضمن رسیدن به اجماع، امنیت حریم خصوصی کاربران و مشارکت کنندگان در شبکه به خطر نمی افتد.
 سامانهای تشکیل دهندۀ «هایپِرلِجرفَبریک» را نمودار (2) نشان میدهد.


نمودار (2) فرایندها و سامانهای تشکیل دهندۀ یک "هایپرلِجرفَبریک"


مأخذ نمودار (2) :
images.app.goo.gl/AdvJg1bew7i8iR5z8


تفاوت میان " هایپِرلِجِر" و "هایپِرلِجِرفَبریک" در این است که "هایپِرلِجِر" میتواند دارای شبکۀ زنجیرۀ بلوکیِ غیرِ مجوزبنیان (unpermissioned blockchain network) و یا شبکۀ زنجیرۀ بلوکیِ مجوزبنیان (permissioned blockchain network) باشد اما "هایپِرلِجِرفبریک" تنها دارای شبکه های زنجیرۀ بلوکی مجوزبنیان است.
مشهورترین شرکت‌هایی که ذیل یک "سازمان چتری" به میزبانی و مدیریت بنیاد لینوکس گرد هم آمده اند، عبارت اند از: اینتل، آی.بی.اِم و سَپ آریبا ]شرکت  SAP Ariba، بنگاهی مستقر در آمریکا ست که توسط یک شرکت نرم‌افزاری در آلمان به نامِ:  SAP خریداری شده است[. 
قابل توجه است که اندکی پیش از انتشار خبر راه اندازی «می پازا»، اعلام شده بود که یک "سازمان چتری" بزرگ برای تجمیع پروژه های مبتنی بر فَدَکت و گردآوری شرکت‌های فعال در زمینۀ شبکه سازی زنجیره های بلوکی در سراسر جهان در ذیل آن "سازمان چتری" به وجود آمده است به نام هاسرا (در این مورد رجوع شود بهcoindesk.com/ibmhaceracreatedistributedyellowpagesforblockchainnetworks)؛ و البته، همین "شرکت هاسرا" که مجتمعی از شرکت‌های بزرگ تولیدکنندۀ محصولات فَدَکت است خود یکی از اجزاء و زیرمجموعۀ بنیاد لینوکس است!!
یک توضیح: منظور از صنعت فَدَکت، بخش اقتصادی حاصل از فعالیت شرکت‌های پدیدآورندۀ پلتفُرمهای مبتنی بر فناوری دفتر کل (فَدَکت) [یا Distributed Ledger Technology (DLT)] است. فَدَکت، بنا به تعریف: فناوری ایجاد دادگانی غیر متمرکز است که توسط مشارکت کنندگان مختلف ایجاد و مدیریت میشود و درنتیجه: توسط هیچ مرجعی اعم از دولتی یا غیر دولتی که نقش حَکَمیّت یا داوری قانونی را داشته باشد، نظارت و پایش نمیشود. البته معنی فقدان حَکَمیّت یا داوری و به طور کلی نبود هر نوع میانجی بین مشارکت کنندگان این است که کسی از بیرون بر تراکنشها و محتوای دادگان‌ها نظارت عالیه ندارد و هوش مصنوعی مندرج در فَدَکت، تنها تضمین کنندۀ حریم خصوصی مشارکت کنندگان گمنام و حافظ امنیت و صحت کلان‌داده های تولیدشده و دادگان توزیع شده است. اما همچنین باید در نظر داشت که گرچه حریم خصوصی مشارکت کنندگان در عین گمنامی ایشان و امنیت و صحت کلان‌داده های تولیدشده و دادگان توزیع شده حفظ میشود و تضمین میگردد، اما شرکت فراهم آور و نگهدارندۀ پلتفُرم فَدَکت حق بهره برداری از کلان داده های ثبت و ضبط شده در پایگاه داده ها را دارد و همواره قادر است، به کمک رُباتهای داده کاو و تحلیلگران ماشینی و انسانی خود، به جستوجوی مداومِ مطالبی معین در دادگان ها بپردازد برای این که دانش و نگرشی را به دست آوَرَد و از این راه کسب درآمد کند یا به هدفی برتر از کسب و درآمد، نایل شود. 
البته تعریف "دفتر کل توزیع شده" (دَکت) بسیار شبیه به تعریف "زنجیرۀ بلوکی" است زیرا در مورد زنجیرۀ بلوکی هم گفته میشود که آن نیز رشته ای متشکل از دادگانی است که توسط مشارکت کنندگان به هنگام سازی و به اشتراک گذاشته میشود و مشارکت کنندگان را قادر میسازد بدون نیاز به وجود یک میانجی، داده ها را با دیگران به صورت ایمن به اشتراک بگذارند و از آنچه مبادله میگردد، پیشین های معتبر نگهداری شود. 
لذا این پرسش به وجود میآید که پس فرق میان دفتر کل توزیع شده (دَکت) و زنجیرۀ بلوکی چیست؟ 
    پاسخ این است که:
 دفتر کل توزیع شده (دَکت) مفهومی برتر و عمومی است در حالی که زنجیرۀ بلوکی، مفهومی خاص است. 
شایان توجه است که اصطلاح «زنجیرۀ بلوکی» (Blockchain) برای نخستین بار با نوآوری بیتکوین و سپس با سایر رمزارزهای مشابه بیتکوین از سال 2008 به بعد ضرب شد و به مرور رایج شد؛ ولی چون که فناوری مربوط، فراتر از تولید رمزارز، دارای کاربردهای بیشماری در دیجیتالیسازی و خودکارسازی فرایندهای اداری مانندِ: دیوانسالاری ها، بانکداریها و مدیریت پایگاه داده ها است. 
لذا ضروری بود اسمی و مفهومی عام تر از «زنجیرۀ بلوکی» و Blockchain ضرب و رایج شود تا حوزه های جدیدی که با منطق «زنجیرۀ بلوکی» و به کمک فناوری Blockchain خودکارسازی میشوند، از حوزۀ رمزارزها متمایز شوند. این مفهوم عام: همانا Distributed Ledger Technology (DLT)  یا «فناوری دفتر کل توزیع شده (فَدَکت)» است.


مشاغل پردرآمد در بخش هِلثتِک
در دورانی که اکثر بخشهای اقتصادی در همۀ کشورها بیکار و کمکار شده اند، مشاغل مربوط به بهداشت و سلامت بسیار پرکار و در خط اول جبهۀ مقابله علیه کرونا هستند. درنتیجه: اشتغال در بخش هِلثتِک نیز دارای عرضه کنندگان بسیاری از سوی شرکت‌های بزرگ و نهادها است. در این بخش علاوه بر استخدام جدیدِ پزشکان در رشته‌های مرتبط و ویروسشناسان، استخدام جدید تعدادی متخصص فناوری اطلاعات به شرح زیر انجام میشود:
    یکم: داده شناسان یا همان دیتاساینتیست‌ها (با 22 هزار و هفتصدو نود و پنج جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 113 هزار دلار آمریکا)
    دوم: مهندسان نرم‌افزار (با 118 هزار و پانصد و پنجاه و پنج جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ بیش از 92 هزار دلار امریکا)
    سوم: مهندسان DevOPs  یا کارشناسان توسعه و بهره برداری نرم‌افزار (با 27 هزار و ششصدو هفتاد و سه جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 113 هزار دلاری)
    چهارم: مهندسان امنیت سایبری (با 61 هزار جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 100 هزار دلار آمریکا)
    پنجم: تحلیلگر داده  (با 6 هزار و یکصدو بیست و چهار جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 62 هزار دلاری)
    ششم: solution Architects یا معماران راه حل (با 74 هزار و هشتصد و نود و دو جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 111 هزار دلار آمریکا)
    هفتم: مهندسان سیستمها (با 72 هزار و چهارصد و هجده جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 78 هزار دلاری)
    هشتم: توسعه‌دهندگان نرم‌افزار (با 73 هزار و هشتصد و یازده جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 77 هزار دلار آمریکا)
    نهم: User Experience Designer یا مدلسازان تجربۀ کاربر (با 4 هزار و هشتصد و شصت و نُه جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 85 هزار دلار آمریکا)
    دهم: اَدمینِ سیستمها (با 41 هزار و نُهصد و هشت جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 65 هزار دلار آمریکا)
    یازدهم: مهندسان اپلیکیشن (با 100 هزار و پنجاه و هفت جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 70 هزار دلار آمریکا)
    دوازدهم: مهندس داده  (با 85 هزار و نُهصد و نود و هفت جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ بیش از 130 هزار دلار امریکا)
    سیزدهم: مدیر فراورده (با 86 هزار و ششصد و چهل و شش جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 109 هزار دلار آمریکا)
    چهاردهم: توسعه دهندۀ جاوا (با 29 هزار و سیصد و بیست جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 79 هزار دلار آمریکا)؛ و
    پانزدهم: مهندس فروش (با 28 هزار و یکصد و سی و نُه جای خالی برای استخدام فوری، با میانگین حقوق سالانۀ 88 هزار دلاری).
مأخذ اطلاعات استخدام جدید در مشاغل مذکور: digitaltrends.com/business/besttechjobs/ است که در تاریخ 22 آوریل 2020 مشاهد شد. 
بدون شک آمار و اطلاعات مذکور فقط قسمت کوچکی از استخدامهای جدید در شرکت‌های حوزۀ فاوا ست. تنها در نظر بگیرید که شرکت اینترنتی خرده فروشی "آمازون" (amazon.com) در ماه گذشته حداقل یک صد هزار نفر از کشورهای مختلف را در حوزۀ انبارداری و پیک و تحویل بسته استخدام کرده است. پس رژیم کرونا که عموماً تهدید است، فرصت آفرین نیز هست! 

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه