http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
دوشنبه 13 آذر 1396
دیتاگاوِرنَنس را چگونه باید فهمید؟
دیتاگاوِرنَنس را چگونه باید فهمید؟

دیر زمانی نیست که در معدودی از نوشتارها و گفتارهای کارشناسان فاوا در ایران، اصطلاح «دیتاگاوِرنَنس» به‌کار می‌رود. برای مثال، آخرین باری که من این اصطلاح را شنیدم، هفته پیش از رادیوتلویزیون اینترنتی حسینیه ارشاد بود.

عباس پورخصالیان
دیر زمانی نیست که در معدودی از نوشتارها و گفتارهای کارشناسان فاوا در ایران، اصطلاح «دیتاگاوِرنَنس» به‌کار می‌رود. برای مثال، آخرین باری که من این اصطلاح را شنیدم، هفته پیش از رادیوتلویزیون اینترنتی حسینیه ارشاد بود. برگزارکنندگان محترم سلسله نشستهای دادهشناسی، «دیتاگاوِرنَنس» را با «حکمرانی دادهها» معادل دانسته بودند. من در این یادداشت میخواهم بگویم چرا هر معادلی که برای «دیتاگاوِرنَنس» بگذاریم، تا هنگامی که ما تبار «گاوِرنَنس» را نشناسیم، مصداق و مصادیق «دیتاگاوِرنَنس» را بهدرستی درک نمیکنیم.
 مشکل درک درست «گاوِرنَنس»
نخستین مشکل درک اصطلاح «دیتاگاوِرنَنس»، واژه «گاوِرنَنس» است. برای دانشمندان علوم سیاسی، درک‌Governance  مشکل نیست، زیرا Governance برای آنها اصطلاحی دیرآشنا است. آنها از اواخر قرن پانزدهم به بعد، واژه انتزاعی دولت (State) را از واقعیت حکومت (Government) منفک کردند یا منفک‌شده یافتند. برای آنها، دولت اصطلاحی است که مصداق غیرمادی آن، چتری معنوی، با ویژگی ثابت و مانا است که شهروندان موجود در داخل مرزی معین و نهادهایشان را از هر نوع و نژاد و مذهب و عقیده که باشند، تحت پوشش قانونی واحد و معین در میآورد. آنها اصطلاح حکومت‌ (Government) را برخلاف مفهوم دولت، دارای مصداقی مادی میفهمند؛ زیرا حکومت در نظر ایشان، از افراد، ارگانهای اجرایی ملموس و دوایری پویا تشکیل میشود که این افراد، ارگانها و دوایر، نقش اندام اجرایی را در کشور (یا سازمان) ایفا می‌کنند.
تفاوتهای میان دولت و حکومت
حکومتها، براساس قانونی مانا دست به دست میشوند، ولی دولتها ثابت و پابرجا میمانند.
در جایی که دولت هست، بیتردید حکومت هم هست؛ اما در جهان ما، جاهایی هم هستند که حکومت دارند اما فاقد دولت‌اند [مانند یمن سالهای اخیر یا نوار غزه و لبنان! در تمام دوران پیش از قرن سوم قبل از میلاد مسیح، در جهان پهناور آن روزگار، تنها یک دولت وجود داشت: دولت هخامنشیان! پیش از هخامنشیان نیز در هر قبیله و سرزمینی حکومت بود اما «دولت» نبود. در یونان آن زمان، هیچ دولتی (به‌دلیل دموکراسی!) وجود نداشت، اما حکومتهایی (به‌دلیل تقسیم کار و امور اجرایی در شهرهای یونان یا «پلیس») موجود بودند. به قول هگل، فیلسوف آلمانی، واقعیت دولت در کشور ایران برای نخستین بار در جهان پا گرفت، بدون آنکه اصطلاحی برای این واقعیت ضرب شود، زیرا ضرب اصطلاح در آن زمان ضرورتی نداشت، چون یگانه بود. واژه state یا lo stato برای اولین بار توسط ماکیاولی در قرن پانزدهم میلادی وضع شد و سپس توسط دیگران توسعه معنایی پیدا کرد.
مفهوم  Governance
در واقع Governance مفهومی مشتق از Government یا حکومت است. در حالی که «گاوِرنمان» دارای مصداقی مادی است، گاوِرنَنس دارای مصداقی غیرمادی است. به‌عبارت دیگر،Governance  مفهومی است که به روشهای اجرایی، استانداردها، شیوههای کنترلی و نیز نهادهای حافظ بقای استانداردها و حسن همزیستی آنها؛ و ناظر بر عملکرد مناسب آنها، اطلاق میشود، به شرط آنکه «چتر دولت» و آن قانون واحد (قانون اساسی یا ‌constitution) وجود داشته باشد.
مشکل 150 سال اخیر ایرانیان
عموم ایرانیان طی 150 سال اخیر، چون دو اصطلاح دولت و حکومت را نتوانستند از هم تفکیک کنند و آنها را جابه‌جا مترادف هم بهکار میبرند؛ به همین دلیل ساده، در ترکیبهایی چون Internet Governance یا‌ Data Governance  با هر معادل فارسی که برای Governance انتخاب کنند، قادر نیستند مصداق یا مصادیق Governance را به‌درستی بفهمند.
مفهوم  Data Governance
 اصطلاح ترکیبی Data Governance را (اگر در وبگاه Data Governance Institute پیگیری کنید، میبینید که آن را) برای نخستین بار، خانم گووِن تامس (Gwen Thomas) در سال 2003 وضع کرده (و این موسسه را دایر کرده) است.
در سال 2003 که مصادف بود با اوان آغاز سده بیستویکم، تازه «اینترنتگاوِرنَنس» در مجامع سازمان ملل و آژانس‌های تخصصی آن (مانند ITU و یونسکو) مطرح شده بود، تا مدیریت انحصاری آمریکايی‌ها بر اینترنت را از چنگشان درآورد و زمامداری اینترنت را به اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) یا نهاد جهانی دیگری در زیرمجموعه سازمان ملل متحد بسپارد. من و شاید خیلی از ایرانی‌ها در آن زمان، همین معنی و مقصود از «اینترنتگاوِرنَنس» را که در سطر بالا آوردم، نمیفهمیدم (و احتمالا دیگران هم نمیفهمیدند). ما که در معیت خاتمی و جهانگرد آماده شرکت در «اجلاس عالی درباره جامعه اطلاعات»‌ (WSIS) میشدیم و در آن شرکت کردیم، در مواجهه با Internet Governance از خود میپرسیدیم: در این مورد باید به چه فکر کنیم؟ چه احساسی داشته باشیم؟ آنهایی که اصطلاح Internet Governance را عَلم کرده‌اند، به چه فکر میکنند؟ و چه احساسی دارند؟ پاسخ من یا ما به این پرسشها، ساده نبود و هنوز ساده نیست. اصل نخست مکتب پدیدارشناسی اِدموند هوسـِرل، فیلسوف و ریاضیدان آلمانی آغاز قرن بیستم، یعنی «اصل التفاتی بودن آگاهی» شاید بتواند پاسخی به‌دلیل وضعیت سردرگم ما در مواجهه با اصطلاح Governance بدهد.
اصل نخست مکتب پدیدارشناسی هوسرل
هوسرل معتقد بود، آگاهی، همواره، آگاهی سوژه از چیزی یا اُبژهای است. آگاهی، همیشه عنایت به چیزی یا اُبژهای دارد، یعنی ملتفت موضوعی، چیزی یا اُبژهای است. احساس هم همیشه احساس از چیزی یا اُبژهای است؛ دیدن، دیدن چیزی یا اُبژهای است و اندیشیدن، همواره اندیشیدن به چیزی یا به اُبژهای است. این «چیز یا اُبژه» را که انسان در عمل آگاهی، التفات بدان پیدا میکند، هوسرل، نوئمای عمل آگاهی مینامید. نوئما (νόημα)  هم‌ واژهای یونانی و به‌معنای «آنچه در اندیشه به چنگ میآید» یا «آنچه اندیشه به چنگ میآورد» است، اما این نوئما را نباید با شی بیرون از ذهن اشتباه کرد.
وقتی دو نفر به شیئی واحد از دو زاویه مختلف نگاه میکنند، ذهن هریک التفات به نوئمایی دیگر پیدا میکند؛ نوئمایی متفاوت با نوئمای درون ذهن دیگری.
هر معادل پیشنهادی متفاوت، نوئمایی دیگر ایجاد میکند
حال در حوزه زبانشناسی و معناشناسی، وقتی چند نفر در باره «دیتاگاوِرنَنس»‌ (Data Governance) می‌اندیشند، ممکن است ذهن یکی متوجه حکومت دادهها، دومی متوجه حکمرانی دادهها، سومی متوجه راهبری دادهها، چهارمی متوجه مدیریت دادهها و پنجمی متوجه زمامداری دادهها باشد. هر پنج نفر درباره یک موضوع یعنی به‌‌Data  Governance  فکر میکنند، اما نوئمای هریک متفاوت با نوئمای دیگری است. 
نسبت میان نوئما و موضوع، نسبت میان معنی و مصداق است. وصفهایی با معنای گوناگون میتوانند مصداق واحدی داشته باشند؛ یعنی در ازای هر اُبژه، نوئماهای گوناگونی در ذهن افراد شکل میگیرد و هر نوئما، زايیده روشی است که با آن، موضوع را تجربه میکنیم. (برگرفته از دکتر ضیاء موحد، سعدی، چ چهارم، 1388، ص 160)
انشقاق دیتاگاوِرنَنس از مدیریت فرادادههای اینترنت چیزها و بزرگ‌دادهها
در اوان آغاز سده بیستویکم همچنین مفهوم اینترنت چیزها یا Internet of Things از سوی آقای سرو (Vinton G. Cerf) ضرب و رایج شده بود که به همراه خود، مفاهیمی چون: ابرِ دادهها، رایانش ابری، بزرگ‌دادهها، مدیریت اکوسیستم دادهها، فراداده (Metadata) و مدیریت فرادادهها (Metadata Management) را به ارمغان آورده بود. بنابراين خانم گووِن تامس، مقوله Data Governance را مطرح کرد که در فرایند اجرای برنامه احداث مدیریت فرادادهها، آخرین اقدام و از لحاظ اهمیت، بااهمیتترین اقدام و واحد سازمانی برای اعمال همیشگی نظارت عالیه بر استانداردسازی فرایندها، چرخهها، یکپارچگی و حفظ قابلیت بهرهبرداری متقابل دادهها و اجرای مطمئن آنها است.
در واقع، آنچه به اکوسیستم دادهها و مدیریت آن پایداری میدهد و همچون اقدامی در راستای عمل به سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی» و مهندسی رزیلینس مدیریت فرادادههای سازمانی عمل میکند، دیتاگاوِرنَنس است.
پیشنهاد معادلی فارسی برای گاوِرنَنس
من به لحاظ زبانشناختی به این مقوله جدید، «حکمرانی دادهها» نمیگویم. در رابطه با دیتاگاوِرنَنس، حکمی رانده نمی‌شود، بلکه همزیستی و قابلیت بهرهبرداری متقابل قواعد، حسن اجرای قواعد و استانداردهایی که توسط دیگر نهادهای مدیریت فرادادههای سازمانی وضع شده‌اند، نظارت عالیه و حفظ میشوند.
در فارسی، پسوند «داری» و اصطلاحاتی که با این پسوند ساخته میشوند، مانند «انبارداری»، «کارداری»، «شهرداری» و امثالهم ...، موضوع گاورننس را بهتر میرساند. از همین رو، من سالها است که زمامداری را به‌جای گاوِرنَنس به‌کار برده، میبرم و پیشنهاد میکنم.
 
 منبع:عصر ارتباط

 


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200