http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
دوشنبه 24 مهر 1396
فیلترینگ؛ فلسفه یا ایدئولوژی(قسمت چهارم- بخش سوم)
فیلترینگ؛ فلسفه یا ایدئولوژی(قسمت چهارم- بخش سوم)

واکاوی نقص رویکرد ایران در ورود به فضای سایبری

سیامک قاجار قیونلو
sgghionloo@gmail.com
برای شروع، آینده نزدیک جهان را از زبان مدیرعامل شرکت مرسدس بنز بشنویم:
"۸۰ درصد رفت و آمدهای شهری حذف خواهد شد! رقیبان ما شرکت‌های تولید خودرو نیستند بلکه شرکت‌هایی مثل اپل، گوگل و سیسکو هستند. در پنج تا ده سال آینده نرم‌افزار و اطلاعات همه صنایع را خواهد بلعید. شرکت خدماتی اوبر ((UBER  و اسنپ در ایران- که اکنون بزرگترین شرکت تاکسیرانی است صاحب یک ماشین هم نیست، فقط یک نرم‌افزار است.
هم‌اکنون شرکت ایرباس بزرگترین شرکت هتل‌داری جهان است بدون داشتن حتی یک هتل ملکی. شرکت Watson با ارایه نرم‌افزار تشخیصی خود، با دقت صددرصد به کمک پزشکان در تشخیص انواع سرطان خواهد آمد. نرم‌افزارهای شبیه‌ساز ساختار DNA، شانس موفقیت در لقاح مصنوعی یا IVF را به ۹۹ درصد خواهند رساند. تا ۸۰ درصد از رفت و آمدهای شهری حذف خواهند شد و سیستم‌های اطلاعاتی جای آنها را خواهند گرفت... بنابراین آلودگی هوا نداریم، تصادف به حداقل خواهد رسید و وقت بیشتری برای تفریح خواهیم داشت. **به دو دلیل شرکت‌های بیمه به لبه ورشکستگی خواهند رسید، اول به‌خاطر کاهش فعالیت‌های فیزیکی به‌ویژه در حمل و نقل و دوم پیش‌بینی بسیار دقیق سیستم‌های هوش مصنوعی از آینده، نیاز ما به بیمه را کمتر خواهد کرد.** کشاورزی بدون خاک و مبتنی بر اطلاعات با بهره‌وری ۹۹ درصدی در مصرف آب، جای کشاورزی سنتی را خواهد گرفت. پول جای خود را به اطلاعات یا پول دیجیتال می‌دهد، پول دیجیتال نقش پشتوانه ارز را در جهان بازی خواهد کرد. **شاید بتوان گفت تنها کسب و کار فیزیکی که در آینده رشد خواهد کرد، توریسم است. انسان‌ها کارهای خود را به سیستم‌های اطلاعاتی واگذار خواهند کرد و تفریح را برای خود نگه خواهند داشت."**
در مقالات قبل با ساختار، وظایف و رسالت شورای‌عالی فضای مجازی آَشنا شدیم. شناخت بیشتر از کارایی این شورا، وظایف و اختیارات حاصله در مقایسه با منطق، معماری و ساختار اینترنت از یک طرف و رسالتی که این شورا برای خود قایل شده باتوجه به طبیعت حکمرانی این فضا بسیار نامتعارف و زایل‌کننده پتانسیل‌های اینترنت و فضای سایبر خواهد شد.
**شورای‌عالی فضای مجازی به عنوان یک نهاد فرادستی ناظر به کل کشور، و رسالت ایجاد آرمان‌شهر مبتنی بر محتوا، در فضایی که اصولاً برخلاف این ویژگی طراحی شده، کلیت کارکرد آن را به چالش گرفته است. **
در مقاله قبل حکمرانی فضای سایبر را از منظر امتداد دو فضای سنتی توضیح دادیم که چگونه کارکردهای نظام سنتی در امتداد فضای سایبر تعیُن می‌یابد و شبکه‌وندان این فضا در نهایت شهروندانی هستند که ممکن است موضوع نقد و کیفر همچون فضای سنتی قرار گیرند و در این صورت ایجاد سیستم دوگانه حکمرانی –یکی مبتنی بر قانون اساسی و یکی فعال مایشاء- نقض قاعده کهن جدایی قوای سه‌گانه است که صریحاً در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده است.
ایجاد نظام دوگانه حکمرانی که در یکی مجلس، قوه قضاییه و مجریه مستقل وجود دارد و در دیگری همه این قوا در یک شورای چند نفره خلاصه شده نه با کارکرد و طبیعت فضای سایبر همخوانی دارد و نه موافق اصول قانون اساسی است. این طرز رفتار برخورد با فضای سایبر، در حالت خوشبینانه، حکایت از آن دارد که نویسندگان چنین طرح‌هایی احتمالاً با اصول پایه این فضا آشنایی کافی ندارند.
**حاکميت و راهبري اینترنت با تصورات موجود از حاکم و محکوم و حاکميت دولت‌ها تفاوت زيادي دارد. در این فضا "هرج و مرج" نیست در عین حال، حاکمی از جنس رژیم‌های حکومتی مرسوم بر آن سلطه ندارد.** بررسی نهادهاي مسوول این فضا مانند انجمن اينترنت (آيسوک)،1 هيات مديره معماري اينترنت (آيب)،2 ستاد عمليات مهندسي اينترنت (آيتف)، ستاد تحقيقاتي اينترنت (آرتف)،3 گروه هدايت‌کننده تحقيقات اينترنت" (آرسج)4 و انجمن اينترنت براي اسامي و اعدادِ تعيين شده (آيکن)،5 (به بخش نخست کتاب مقدمه حقوق سایبر مراجعه شود) بیانگر اصالت‌هاي کاملاً فني این فضا بوده و نشان می‌دهد که وضع قاعده در آن پدیده‌ای فرادولتی و بر مبنای طبیعت باز این فضا و بر ارکان "جریان آزاد اطلاعات"، "حریم خصوصی" و "مالکیت فکری" شکل گرفته و باید هم چنین باشد و به همین دلیل است که می‌توان منافع مهم اقتصادي، اجتماعي و سياسي را با انتزاع مجازی از فضای سایبر و ناظر به ارکان آن، موضوع تقنین ملی قرار داد.
بحث راجع به نحوه حکمراني اينترنت، بالاخره در سال 2003 به ابتکار سازمان ملل، منجر به اجلاس سران جامعه اطلاعاتي6 شد که در دو فاز مختلف، دو سند به نام "اعلاميه اصول"7 و "طرح عمليات"8 منتشر شد. مطابق اصل 48 اعلاميه اصول، حکمراني اينترنت بايد «چندجانبه، شفاف و دموکراتيک بوده و با مشارکت کامل دولت‌ها، بخش خصوصي، انجمن‌هاي مدني و سازمان‌هاي بين‌المللي» باشد. اين اصول در نتايج اجلاس تونس نيز بار ديگر تاييد9 و يازده خط عملياتي تدوین شد.
طبق این اصول، جامعه اطلاعاتی برمبنای گوناگونی فرهنگی که میراث جهانی بشریت است، به وجود می‌آید و دولت‌ها برمبنای این اصول طرز رفتار خود را در اینترنت و جامعه سایبری تنظیم می‌کنند. طرز رفتار دولت‌ها عمدتاً شامل دو دیدگاه "تکنیکی" و "عملیات"ی است. در دیدگاه نخست، با توجه به معماری باز اینترنت، دولت‌ها جمیع فنون سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و سیستمی را در خدمت ایجاد زیرساخت‌های ملی به خدمت می‌گیرند که در متن استانداردهای جهانی تحت عنوان دسترسی فراگیر با حداکثر پوشش جغرافیایی، ارزان و با کیفیت (منطبق و همپوشان با مبانی دولت الکترونیکی) برای کلیه شهروندان، ذیل آمادگی الکترونیکی کشورها خودنمایی می‌کند و در قسمت مربوط به عملیات، عناوین استاندارد نهادهای ملی فضای سایبر کدگذاری می‌شود. نقش مراجع حکمراني و همه ذي‌نفع‌ها در رشد ICT براي توسعه (C1)، زيرساخت اطلاعاتي و ارتباطي (C2)، دسترسی به اطلاعات و دانش (C3)، ایجاد توان (C4)، ايجاد اطمينان و امنيت در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات  (C5)، توانمندسازي محيط (C6)، کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (C7) الکترونیکی: دولت، مبادلات، آموزش، سلامت و بهداشت، استخدام، محیط، کشاورزی و علوم)، گونه‌هاي فرهنگي و هويت، گونه‌هاي زبان و محتواي محلي (C8)، رسانه (C9)، ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی (C10) و همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی (C11)10  از جمله این سرفصل‌هاست. بنابراین پلتفرم فنی اینترنت و به تبع آن، ساختار فضای سایبر با زبانی ساده، جهانی و استاندارد چیدمان شده است. اهمیت این ساختار در جهانی بودن و استانداردهایی است که مزیت‌های نسبی کشورها را از منظر توان اقتصادی به نمایش می‌گذارد و کشورها، به‌ویژه کشورهای در حال توسعه این شانس را پیدا می‌کنند تا با کمترین میزانِ هزینة حضور در فضای جهانی سایبر، از مشورت مستمر بهترین متخصصان نهادهای جهانی بهره‌مند شوند و همزمان با مشارکت در این نظم جهانی سایبری، محصولات و خدمات ارزش افزوده خود را در معرض تجارت بین‌المللی قرار دهند. اما برای بازی در این زمین بزرگ جهانی باید قواعد بازی را پذیرا شد و آن را آموخت. اتصال به بازارهای بین‌المللی دولت‌ها نیاز به میانجی‌های استاندارد فنی_اداری و حقوقی به‌غایت پیچیده دارند، که به‌طور معمول از عهده حتی قدرتمندترین کشورهای منفرد خارج است و به همین دلیل خطوط مشخص عملیاتی در سران جامعه اطلاعاتی با مامور شدن سازما‌ن‌های تخصصی بین‌المللی معرفی می‌شوند تا این سازمان‌ها با همکاری به‌غایت استادانه و هم‌افزایی فکرها بهترین مدل‌های پیشرفت را، از انتشار اسناد بین‌المللی نمونه - مانند قانون مدل نمونه قانون تجارت الکترونیکی- گرفته تا رئوس قواعد و تعیین چارچوب و استاندارد، برای اقدام نهادهای ملی تهیه و در اختیار جامعه جهانی قرار دهند، و کشورها - به‌ویژه کشورهای کمتر توسعه‌یافته- بدون آزمون و خطا، طرح‌های ملی را بدون هزینه "ابداع" و "ابتکار" (initiate) و با داشتن نقشه‌های دقیق به سرانجام رسانند.
ذکر این مقدمه از آن جهت بود تا مشخص شود "مسیری" که در "جهت" و "سمت و سو"ی فضای سایبر در جریان است رویکرد همه دولت‌ها را اعم از سیستم حداقلی، حداکثری، و حداقلی متمایل به حداکثری از قبل تعیین و پوشش داده است و مطلق کشورها - ظاهراً جز ایران- اساساً ایرادی به این طراحی ندارند11 و در واقع این "جهت" برآیند همکاری بین‌المللی همه کشورها فارغ از سیستم "محدودیت" است. به همین دلیل، دیدیم چین -به عنوان بازرترین مثال سیستم حداکثری- با داشتن نهادهای مختلف سانسور که از سال 2011 میلادی تشکیل شده ("اداره داخلی اطلاعات اینترنتپ"، 12 "اداره فضای سایبر چین"13 و "کمیته مرکزی رهبری برای امور فضای سایبر"14) محتوا را "سانسور" می‌کنند نه تولید! این نهادها در چین و برخی از کشورهای حداکثری برای این به وجود آمدند تا جریان آزاد اطلاعات را در برخی زمینه‌ها محدود کنند و حتی تصورش را نمی‌کنند برای میلیون‌ها شهروند محتوا تولید کنند.
همچنین دیدیم آنچه را که سانسور می‌کنند اساساً محتوای سیاسی دارد یا مرتبط با سیاست است و حتی به ندرت در مسایل مربوط به پورنوگرافی بزرگسالان و ترویج ادبیات خشن و بی‌نزاکت وسیله موسیقی، ورود در محتوا می‌کنند.15 آنها در صدد "کنترل" (مقاله قبل) و ایجاد "جهت" در فضای سایبر نیستند چون در این صورت مجبور به طراحی بستری جدید به موازات جامعه جهانی خواهند شد (اجبار منطقی در ایران که منجر به طرح اینترنت ملی شد)؛ جامعه‌ای که در ابعاد واقعی و عالی اکنون وجود دارد و در دسترس آزادانه همه کشورهاست؛ چه دلیلی برای این کار وجود دارد و چرا باید چرخ را از ابتدا اختراع کرد؟ ضمن اینکه طراحی جدید یعنی خروج از بازی جهانی و انزوای کامل که ملت را از منافع بیکران اقتصادی، دولت الکترونیکی و سایر خطوط عملیات محروم می‌کند. **هنر کشورها باید این باشد که با بهره‌گیری تمام از امکانات تخصصی نهادهای مربوط، کشتی خود را هرچه بیشتر مجهز کنند و در فضای سایبر به جریان اندازند و تا جای ممکن منابع مشروع آن را در جهت منافع ملی شکار کنند کاری که چین در این عرصه انجام داده و اکنون دومین اقتصاد دیجیتال بعد از امریکاست**.16 اگر به اختلافات کشور چین در دهه 80 و 90 میلادی -حتی هم اکنون با شیب ملایم‌تر- با امریکا در زمینه رکن سوم فضای سایبر (مالکیت فکری)، که بعد از امنیت ملی، بزرگترین عنصر منفعت ملی این کشور است، بنگریم متوجه عمق "دشمنی" غیرجنگی (یا به عبارت بهتر جنگ نرم یا جنگ سرد) این کشور با امریکا خواهیم شد. لطمه‌ای که چین از این حیث به اقتصاد و منافع ملی امریکا در دو دهه گذشته زده و متقابلاً منافع زیادی که به عنوان بزرگترین شریک تجاری‌اش در اقتصاد دیجیتال از وی ستانده، (سه مقاله قبل) در مقایسه با رفتار ما، که هنوز خشی بر پیکر این گاو غول‌پیکر صنعتی نتوانستیم وارد کنیم نهایتاً اگر هم باید صرفاً در متن دشمنی با امریکا آن را دید که به نظر می‌رسد هردو کشور با امریکا دشمن هستند (و البته به نظر نویسنده -صرف نظر از شعار- چین بسی عمیق‌تر و مؤثرتر)، اما** نتیجه کار نشان می‌دهد که چین با سینه‌های این "گاو" درگیر شده و ما با شاخ آن! شرط اول بهره‌مندی از اقتصاد دیجیتال، حضور در زمین قانونی و بازی با قواعد آن است. نمی‌توان ارکان فضای سایبر را نادیده گرفت و همزمان انتظار شکوفایی اقتصاد، دولت الکترونیکی و سایر خطوط عملیاتی را داشت.**
جامعه سایبری مد نظر شورای‌عالی فضای مجازی برای این به وجود آمد تا "جهت" جدید بسازد. برای این ساخته شد تا "کنترل" کند نه "محدود" (مقاله قبل). این شورا نه تنها به منظور «انطباق هرگونه محتوا با رعایت قوانین و مقررات کشور و عدم مغایرات با ارزش‌های ایرانی-اسلامی» «به منظور پایش محتوا...» «"کار گروه"» تشکیل می‌دهد بلکه برای نشر محتوا حکم به «اخذ مجوز» می‌کند تا یک «فضای مجازی سالم، مفید و ایمن» به وجود آورد. نه تنها می‌گوید مجوز دریافت کنید بلکه با «سیاست‌گذاری ... ضوابط کلی صدور مجوز ... برای ارایه هرگونه فعالیت در فضای مجازی شامل محتوا (اعم از داده، متن، صوت و تصویر) خدمات و زیرساخت‌های فنی و ارتباطی»، جهت را نیز تعیین می‌کند و با «تصویب معیارها سیاست‌ها و نظام‌های کنترل کیفی و فنی در همه زمینه‌های فضای مجازی از جمله امنیت و محتوایی و همچنین سیاست‌ها و معیارهای ارایه‌ محتوا خدمات توسعه و بهره‌برداری فضای مجازی کشور در چارچوب مصوبات شورای‌عالی.» جزییات "کنترل" کیفی را «در همه زمینه‌های فضای مجازی» مدون می‌کند و به این نیز اکتفا نمی‌کند و در صورت «... بهره‌برداری‌های غیر مجاز ... تعیین جریمه و مجازات...» نسبت به کاربر/شبکه‌وند/بازیگر مجازات برقرار می‌کند و از این هم جلوتر رفته، خود آستین بالا می‌زند و «در راستای تولید محتوا در فضای وب» و «مقدم داشتن محتوا نسبت به زیرساخت‌ها، قالب‌ها و خدمات اینترنتی و سرمایه‌گذاری بالا و مستمر در زمینه تولید وسیع و زاینده محتوای جذاب...» اقدام می‌کند، حتی با اولویت بیشتر از ایجاد زیرساخت‌ها!... در کجای این کره خاکی دولت "محتوا" تولید کرده یا تولید می‌کند که این شورا می‌کند؟ و جالب‌تر اینکه همین گروه با ایجاد «جریان‌سازی فرهنگی در داخل کشور و در عرصه بین‌الملل» با «تهاجم فرهنگی» هم قرار است مقابله مؤثر کند و مبنای گفتگوی فرهنگ‌ها را که "عشق" بین ملت‌هاست به سمت رویکردهای نظامی رهنمون کرده و از این منظر است که سخنان رییس عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران بسیار اهمیت پیدا می‌کند:17
ایشان میهمان ویژه اجلاس سوم مجلس خبرگان رهبری که در اجرای ماده 52 آیین‌نامه داخلی با موضوع "نفوذ" به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: «مدل مورد اجرا در ایران امروز همان مدل نفوذ در چین است، یعنی جهانی‌شدن بدون توجه به اصول و مبانی انقلاب. وی با بیان مقدمه‌ای نسبت به نفوذ دشمن هشدار داد و شکست برخی انقلاب‌ها و امپراطوری‌های جهان را وجود زمینه‌های نفوذ در آن انقلاب‌ها دانست. وی پیشینه تاریخی نفوذ در پیش از اسلام و پس از ظهور اسلام تا قرن اخیر را تشریح کرد و ... در ادامه به نفوذ در شوروی سابق و فروپاشی این کشور اشاره و ابعاد نفوذ در شوروی سابق را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد و گفت: تکرار فرمول سقوط اتحاد جماهیر شوروی و استحاله انقلاب چین از اهداف نظام سلطه و آمریکا با حربه نفوذ در نظام اسلامی ما می‌باشد.
حجت‌الاسلام سعیدی افزود: البته تفاوت انقلاب ما با انقلاب چین و حکومت شوروی در این است که ما در مبانی و اصول با آنها متفاوت و دارای ساختار دینی هستیم. هرچند نفوذ نخبگانی و چینش برخی افراد نفوذی و تغییر مدیریت‌های عالی نظام، وجه اشتراک نفوذ در ایران و آن کشورهاست که باید نسبت به آن حساسیت و دقت ویژه و فوق‌العاده داشت. وی تاکید کرد: تغییر ذائقه مردم در امور فرهنگی و اجتماعی و کنار گذاشتن ارزش‌ها از دیگر متغیرها و وجوه اشتراک نفوذ بین کشورها است. وی اظهار داشت: شوروی و چین با عدول از آرمان‌های خود و عدم‌تقابل با آزادی افسارگسیخته سیاست‌های اقتصادی غرب و نیز دفاع نکردن از مستضعفین و اتخاذ سیاست درهای باز، زمینه را برای فروپاشی و استحاله فراهم نمود. امروز اگر ما هم... تغییر در محاسبات سیاسی بر اساس مدل غربی، تغییر در مبانی فرهنگی مثل سینما، حجاب و عفاف، تغییر در مبانی شایسته‌سالاری و تقابل با شعار خودی و غیرخودی و تغییر در سطح ذائقه مردم و نیز تغییر در سبک زندگی، همچنین تغییر از سطح ایدئولوژی به سطح استراتژیک از برنامه‌های دشمن علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی است. نماینده ولی‌فقیه در سپاه در پایان تاکید کرد: دشمن سر سوزنی از آرمان‌هایش عقب‌نشینی نکرده است لذا چرا ما باید از آرمان‌هایمان کوتاه بیاییم؟ دشمن تلاش می‌کند ما را مجبور کند بین دست کشیدن از آرمان‌ها و زندگی با ذلت یکی را انتخاب کنیم و این ماییم که با آگاهی‌بخشی و بصیرت‌افزایی باید با آن مقابله کنیم».
اگرچه بسیار کنجکاویم بدانیم پیشینه نفوذ در قبل و بعد از اسلام چگونه بوده اما فعلاً به این کار نداریم؛ به این هم کار نداریم که فروپاشی شوروی سابق و استحاله نظام چین را آیا خود رهبران این دو کشور و مهم‌تر، آیا مردم این دو کشور قبول دارند یا نه؟ (از جمله مردم کشورهای استقلال‌یافته شوروی سابق) به این هم کار نداریم آیا مردم این دو کشور امروز خوشحال‌ترند یا آن روز و حتی به این هم کار نداریم که آیا رهبران و مردم این دو کشور با ایشان که می‌گوید: «شوروی و چین با عدول از آرمان‌های خود... » موافقند یا برعکس، فکر می‌کنند اکنون بهتر توانسته‌اند به آرمان‌های خود نزدیک‌تر شوند، چون فهمیدند که قداست مربوط به آرمان‌هاست نه طریقتِ (سیاست) رسیدن به آرمان‌ها.
**وقتی گورباچف گفت نه دوستان ما ابدی هستند و نه دشمنان ما دقیقاً تاکید بر این مفهوم داشت که برای ما مهم برابری، برادری و عدالت است و اینهاست که قداست و ارزش محسوب می‌شوند نه طرق رسیدن به اینها. رهبران این دو کشور نه تنها معتقد نیستند که از آرمان‌های خود عدول کرده، برعکس معتقدند با اتخاذ روش صحیح در رسیدن به آن آرمان‌ها، باعث زنده ماندن نظام کمونیستی از ورطه مرگ و هلاکت حتمی شدند** و این نظام تاریخی را در بزنگاه ورود به زباله‌دان تاریخ، نجات داده‌اند فقط کافی است یکی دو مقاله‌ای از متفکران این دو کشور مطالعه شود تا حقیقت این موضوع روشن شود.
یا شاید بهتر باشد به این منظور به این دو کشور سفر کرده و از نزدیک با رهبران و مردم این کشور گفتگو کنیم. به هر حال مهم این است: که ایشان در جایگاه مسوول عقیدتی سیاسی سپاه و با پشتوانه یک نیروی نظامی قوی کشوری «تغییر در محاسبات سیاسی، تغییر در مبانی فرهنگی، تغییر در مبانی شایسته‌سالاری و تغییر در سطح ذائقه مردم و نیز تغییر در سبک زندگی» را جزو برنامه‌های دشمن دانسته، نه لازمه توسعه و تکامل اجتماع انسانی که از درک برخوردار است و به این ترتیب "سبک" "زندگی" میلیون‌ها ایرانی را حکماً تعیین تکلیف فرمودند تا آنکه «ارزش‌های اسلامی» بر جامعه سنتی ایران حاکم شود و البته انعکاسِ همین رویکرد که از سال‌ها پیش آغاز و تا کنون ادامه یافته، حالا در عرصه سایبر صدای همه مسوولان را درآورده است. (مقاله اعلام جرم... در زمینه علل بروز یک پدیده و عوامل مادی نابودی یک پدیده)، لذا پرسش اینجاست که شورای‌عالی فضای مجازی بدون توجه به حکومتِ بالفعل سبکِ مورد نظر خود در شرایط حال، با همین رویکرد، «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» مردم را با نوشتن الفاظ برخاسته از آرمانشهر، قرار است به کجا رهنمون کند؟ البته این سوال همواره صادق است که: چه کسی گفته سبک زندگی برخی مسوولان از سبک زندگی مثلاً نویسنده این سطور بهتر است؟ ما چندین خواهر و بردار هستیم حتی سبک زندگی دوتایمان مثل هم نیست.
می‌گویند در شهر مالاتیا در ترکیه شخصی زندگی می‌کند به نام قادر که ثبات عقلی ندارد و فکر می‌کند چوبی که سوار آن است یک ماشین مرسدس است. قادر به هر نقطه از شهر که بخواهد برود با مرسدسش می‌رود. تا اینجای قضیه عادی به‌نظر می‌رسد اما تقریباً همه مردمِ مسلمان شهر بزرگی چون مالاتیا بنز خیالی قادر را پذیرفته‌اند و با چوب او مثل یک ماشین برخورد می‌کنند. قادر در چراغ‌های قرمز می‌ایستد. رانندگان مالاتیا هر چقدر هم عجله داشته باشند به قادر حق تقدم در عبور می‌دهند. موقع پارک ماشین، مرسدس قادر را هم در نظر می‌گیرند. همه شهر حواسشان جمع است تا افرادی که از شهرهای دیگر به مالاتیا می‌آیند و قادر را نمی‌شناسند چیزی به او نگویند که ناراحت شود. قادر عاشق ماشینش است او آن را به نمایندگی‌های تعمیر مرسدس در مالاتیا می‌برد در آنجا مکانیک‌ها با جدیت مشکلات فنی ماشینش را به قادر توضیح می‌دهند، شاید باور نکنید اما پلیس‌های ترافیک شهر مالاتیا هم حواسشان به قادر هست. تاکنون چندین بار به‌خاطر ورود ممنوع، سرعت زیاد، حرکت در پیاده‌رو و پارک ممنوع او را جریمه کرده‌اند.
در زمان‌های مشخص هم از قادر می‌خواهند ماشینش را به دفاتر معاینه فنی ببرد. مردم یک شهر با همه مشکلاتی که دارند، با همه مشکلاتی که قادر با مرسدس خیالی‌اش می‌تواند برای ترافیک شهر بزرگی چون مالاتیا (که اغلب در مرکز شهر در تردد است) درست کند باز برای خراب نکردن رؤیای قادر و نشکستن دلش، چوب او را مرسدس می‌بینند و با او در خیابان‌ها مثل یک راننده مرسدس برخورد می‌کنند تا دنیای خیالی‌اش را خراب نکنند. صدها هزار انسان عاقل مسلمان که همه نیز نماز می‌خوانند، برای اینکه رؤیای یک شیرین‌عقل و دنیای کوچکش از بین نرود، "سبک" "زندگی" غیرمتعارفش را تحمل می‌کنند چون کشتن رؤیای یک انسان مثل کشتن رؤیای همه انسان‌هاست و نجاتِ رؤیای یک انسان مثل نجات رؤیای همه انسان‌هاست (با الهام از قرآن کریم، المائده، آیه 32)
اما در اینجا برخی از اعضای شورای‌عالی فضای مجازی و برخی از مسوولان سپاه پاسداران معتقد به تعیین جزیی‌ترین مسایل پیرامون سبک زندگی واحد برای تمامی 90 میلیون نفر ایرانی هستند و کوچک‌ترین تخطی از این رویه را به سرعت با محاکمه و متعاقب آن با مجازات همراه می‌کنند.
این دست از مسوولان آیا می‌دانند تعیین "سبک" "زندگی" مفهومی بسیار سنگین است و باید نسبت به عواقب آن که اکنون گوشه‌ای از آن را شاهدیم، پاسخگو باشند. همانقدر که نویسنده این سطور حق دارد سبک زندگی شخصی خودش را بدون تعرض به حقوق دیگران داشته باشد این مسوولان نیز حق انتخاب سبک زندگی خود را دارند و هیچکدام در تحمیل سبک زندگی خود به دیگری ارجیحتی نداریم.
و البته امروز تاریخ نمونه‌هایی پیش روی ما گذاشته است. خمرهای سرخ در کمال حسن نیت، مردم خود را به سوی نیکبختی رهنمون شدند و همزمان خودشان داور این نیکبختی گشتند و مجبور شدند ابتدا رؤیای میلیون‌ها کامبوجی را برای داشتن "سبک" "زندگی" دلخواه خود بکُشند؛ و وقتی موفق نشدند، آنها را به طور فیزیکی کُشتند تا به رسالت عظیمی که داشتند عمل کرده باشند. البته کامبوجی‌ها در هیچ‌یک از مکتوبات خود سخن از «رعایت حریم خصوصی» نکردند تا با این اتهام روبرو شوند که چطور ممکن است من سبک زندگی دیگری را تعیین کنم و همزمان برایش حریم خصوصی قایل شوم.... چون تعیین سبک زندگی برای دیگری، به مثابه تجاوز به حریم خصوصی و اعلان جنگ به آن است.
ما در سلسله مقالات بعدی تحت عنوان "حریم خصوصی: از فرانچسکو پترارک تا سایبر" به تفصیل خواهیم گفت و اثبات خواهیم کرد که سبک زندگی یکی از آثار "حریم خصوصی" است و نه حتی همه آن؛ و این بدفهمیِ بعضی از این گفته احمد فردید که «صدر تاریخ ما ذیل تاریخ غرب است» و برخی از این، رنسانس اسلام یا ایرانی-اسلامی را مقدم بر قرون وسطی اروپایی دانسته‌اند و –به نظر نویسنده- از همین نقطه است که درک صحیح از فردیت و حریم خصوصی (که قبول بنیانش مغایر فیلترینگ سایبری-سنتی است) مخدوش ‌شد ... این موضوع را به اندازه‌ای نقد خواهیم کرد در آن سلسله مقالات تا به آن گوهرِ وجودِ انسانِ تاریخ قدیم (یونان باستان) و جدید (رنسانس) در یگانه موجودیت "عشق" و بزرگترین مظهرش "عشق زمینی" که "لسان‌الغیب" ما فرمود «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد - عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد» گِلِ انسان را به عشق پیمانه ساختند تا با نگاه‌های عاشقانه «مدعی خواست که آید به تماشاگه راز – دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد» آجرهای تمدن بشری یک به یک بنا شوند جایی که عشق نیست تمدنی هم نیست... و این اشتباه تاریخی را یادآور شویم که رنسانس هرگز دوره توفیق‌های بزرگ در زمینه فلسفه نبود، بلکه آغاز عشق ورزیدن از هوا به زمین بود؛ آن گِل وجود که در قرن هفدهم عمدتاً به شکل ایستا و در حرمت مسکن شخص تجلی یافت و بعد از آن به‌تدریج در متن خیمه اصلی و ستون فقران جامعه لیبرال، به صورت "حریم شخصی" آرام گرفت تا زمانی که در قرن نوزدهم نظاره‌گر هاله‌ای از قداست گرداگرد این گوهر وجودی تحت نام حریم خصوصی می‌شویم و در قرن بیست و یکم اين‌ جزءِ شخصيتيِ منفک‌ شدهِ در حال‌ پرواز، درون‌ واسط‌هاي‌ اطلاعاتی و ارتباطي‌، اکنون‌ موضوع‌ قانون‌ "حمايت‌ از داده/حریم خصوصی"‌ است... که تفصیل آن در سلسله مقالات راجع به حریم خصوصی نوشته خواهد شد.
قرار بود این نوشته بخش پایانی باشد که حجم مطلب اجازه نداد؛ پس در مقاله بعد، یعنی بخش پایانی، آثار فرهنگی-اجتماعی ناشی از فیلترینگ سنتی و سایبر، تاثیر فیلترینگ در محیط زیست سنتی و محیط زیست الکترونیکی، آثار سیاسی ناشی از فیلترینگ و در نهایت توصیه‌هایی برای بهبود وضع موجود را ارایه خواهیم کرد.
 
پانوشت:
1 Internet Society - ISOC.
2 Internet Architecture Board-IAB.
3 Internet Research Task Force-IRTF.
4 Internet Research Steering Group – IRSG.
5 Internet Corporation for Assigned Names and Numbers – ICANN.
6 World Summit Information Society - WSIS.
7 Declaration of Principles
8 Plan of Action.
9 دستور برنامه براي جامعه اطلاعاتي C29.
10By the order: C1: ECOSOC/UN Regional Commissions/ITU; C2: ITU; C3: ITU/UNESCO; C4: UNDP/UNESCO/ITU/UNCTAD; C5: ITU; C6: ITU/UNDP/UN Regional Commissions/UNCTAD; C7: (UNDP/ITU, WTO/UNCTAD/ITU/UPU, UNESCO/ITU/UNIDO, WHO/ITU, ILO/ITU, WHO/WMO/UNEP/UN-Habitat/ITU/ ICAO, FAO/ITU, UNESCO/ITU/UNCTAD); C8: UNESCO; C9: UNESCO; C10: UNESCO, C11: UN Regional Commissions/UNDP/ITU/UNESCO/ECOSOC.
11 در این مورد ببینید: مقدمه حقوق سایبر، بخش نخست قسمت مربوط به حکمرانی اینترنت، نشر میزان، 1392 (از همین نویسنده).
12 State Internet Information Office – SIIO.
13 Cyberspace Administration of China – CAC.
14 Office of the Central Leading Group for Cyberspace Affairs.
15 در آگوست 2015 از میان میلیون‌ها تِرَک موسیقی ملی و بین‌المللی در فضای سایبر تنها 120 آهنگ با اوصاف فوق فیلتر شدند:
Silencing the Messenger: Communication Apps under Pressure; Freedom House 2016, p 203.
16 بعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد، همان مقدار ارتباط حداقلی ایران با نهادهای تخصصی بین‌المللی هم قطع شد و دیدگاه مفرط خودباوری ایشان در "دانایی" و مطلق علوم ظاهراً در اغلب مسوولان کشور سرایت کرده و اصلاً خود را فارغ از آن می‌بینند که به دستاوردهای جهانی در زمینه‌های مختلف علوم اتکا کنند و به همین دلیل نسخه مخصوص و البته پرنقص خود را در دولت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی سیستم تخلفات رانندگی الکترونیکی و... به این کشور تحمیل و همچنان ادامه می‌دهند که نه تنها از وجود کمترین استانداردهای ارزانی، فراگیری، استمرار و کیفیت و حذف سیستم سنتی-فیزیکی مبتنی حضور، زمان و مکان بی‌بهره است، که به‌ویژه در موضوع قضا، نقض برخی از اصول حقوق بشر هم محسوب می‌شود. این سطح نازل از کاربردهای الکترونیکی در مقایسه با وقایع حاضرِ دنیای بلوغ‌یافته کنونی تاسف‌برانگیز است. بعد از اختراع ترنسکریپتور16 در 2013 (ترانزیستور بیولوژیکال) –اختراع ترانزیستور 1948 و خروج لامپ از ساختار کامپیوتر را به یاد آوریم- و تکمیل سومین قطعه از هرکامپیوتر را که شامل ذخیره، انتقال و پردازش است، در داخل بدن انسان، کابوس کنترل سوپرمن‌ها را در آینده زنده کرده است. خلق این حافظه سلولین و زنده می‌تواند معکوس یا دوباره نوشته یا حتی با افزودن پروتئین‌های حساس به نور، در مدار ژنوم شخص جدید قرار بگیرند و حتی می‌توانند یک واقعه را دوبار ضبط و ثبت کنند (از آن پشتیبان تهیه کنند) –و به موازات خلق کامپیوترهای کوانتومی- در مراحل نخستین، این انقلاب ژنتیکی در درون انسان، میکروکامپیوترهایی در بدن انسان به وجود می‌آید تا بیماری‌ها را شناسایی و درمان یا از بروز سرطان و فساد سلول‌ها جلوگیری کند و در مراحل پیشرفته، کامپیوترهای انسان‌نما که معلوم نیست نسل‌های بعد، عصر جدید برده‌داری نوین را تجربه می‌کنند یا زندگی بهتر!... در این مورد به پایان‌نامه ارشد از همین نویسنده تحت "تدوین زبان قانون برای سیستم‌های خبره: از تلگرام تا دولت الکترونیکی" دانشکده حقوق شهید بهشتی مراجعه شود.

منبع:عصر ارتباط
  

 


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200