http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
آرشیوی
نگاهی متفاوت به جنگ‌جهانی اول (Valiant Hearts: The Great War)
نگاهی متفاوت به جنگ‌جهانی اول (Valiant Hearts: The Great War)

زمانی که در نمایشگاه E3 سال جاری و در جریان کنفرانس خبری سونی، تریلر شجاع‌دلان به‌نمایش درآمد، این فکر در ذهن تمام حاضران شکل گرفت که چرا سونی و یوبی‌سافت پس از ...

زمانی که در نمایشگاه E3 سال جاری و در جریان کنفرانس خبری سونی، تریلر شجاع‌دلان به‌نمایش درآمد، این فکر در ذهن تمام حاضران شکل گرفت که چرا سونی و یوبی‌سافت پس از معرفی عناوین بزرگی همچون سرزمین ناشناخته 4 (Uncharted 4)، بزرگ‌سیاره کوچک 3 (little Big Planet 3) و البته شاهکاری به نام فرمان 1886 ‌(Order 1886) از چنین عنوان به‌ظاهر ساده‌ای رونمایی کردند. اگر از طرفداران دوآتشه بازی‌های ویدئویی هستید حتما می‌دانید که در کنفرانس‌ها و کلا در تمام نمایشگاه E3 تنها خبرنگاران و منتقدان برجسته بازی‌های ویدئویی اجازه شرکت کردن دارند، بنابراین معرفی بازی‌ها در چنین جوی نمی‌تواند بدون برنامه و بدون درنظر گرفتن عواقب آن باشد. اما سونی و یوبی‌سافت به‌خوبی می‌دانستند چه کاری انجام می‌دهند. نمایش نام یوبی‌سافت مونت‌پلیر ‌در ابتدای تریلر و یادآوری سابقه درخشان این شرکت در ساخت سری بازی‌های ریمن (Rayman) این نوید را به تمام حضار داد که شجاع‌دلان یک بازی دوبعدی ساده نخواهد بود؛ عناوینی که هر از چندگاهی به‌عنوان زنگ تفریح در میان غول‌های بزرگ این عرصه قد علم می‌کنند و خیلی وقت‌ها بازی‌کردن آنها برای بازی‌کننده‌های حرفه‌ای مایه سرافکندگی و تنزل محسوب می‌شود. به‌شخصه با دیدن تریلر، چندان ترغيب نشدم، اما از موسیقی متن و منتخب صحنه‌های نمایش داده‌شده کنجکاو شدم که حداقل درحد نصب کردن هم که شده این عنوان را تجربه کنم. شجاع‌دلان همان‌طور که بی‌سروصدا و مقدمه خاصی معرفی شد، در کمتر از یک ماه به بازار بازی‌های ویدئویی قدم گذاشت بدون اینکه چند مرتبه تاریخ انتشار آن تغییر کند یا هر روز خبری از تغییر گیم‌پلی یا پلتفرم آن به گوش برسد. این بازی روی تمام پلتفرم‌های معتبر بازی‌های ویدئویی منتشر شده تا هیچ بازی‌کننده‌ای از تجربه این اثر به‌یادماندنی محروم نشود. در این متن به بررسی نسخه PC خواهیم پرداخت، با این توضیح که هیچ‌کدام از نسخه‌های شجاع‌دلان نه از نظر گرافیکی و نه از نظر محتوا تفاوتی با یکدیگر ندارند.
بازی با رقم‌خوردن یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ بشریت یعنی جنگ جهانی اول آغاز می‌شود. با این توصیف نباید انتظار داشته باشید که شجاع‌دلان همانند دیگر اثر یوبی‌سافت مونت‌پلیر پر از لحظات شاد و طنز‌آلود باشد؛ چراکه شوخی‌کردن با فاجعه انسانی به وسعت جنگ جهانی اول به مذاق هیچ‌کس خوش نمی‌آید. در این عنوان خبری از موجودات خنده‌دار ریمن نیست و هر چه هست نمایش کشتار میلیون‌ها نفر انسان بی‌گناه است. البته طراحان بازی همچنان با زیرکی شوخ‌طبعی‌های خاص خود را در برخی از صحنه‌ها جای داده‌اند تا فضای غم غلبه نكند و بازی‌کننده در تلخی واقعیت‌های جنگ غرق نشود. با شروع جنگ جهانی اول، فرانسه از آتش برپا شده در اروپا در امان نمی‌ماند. کارل (Karl) داماد خانواده‌ای فرانسوی به همراه دیگر آلمانی‌های ساکن در فرانسه به دستور دولت از این کشور اخراج می‌شود. امیل پدر خانواده، با دیدن بی‌تابی دختر و نوه خود (ماری و ویکتور) با پیوستن به ارتش فرانسه لباس رزم می‌پوشد تا در کنار برگرداندن داماد خود هرچه زودتر به این خشونت دیوانه‌وار پایان دهد. از آغاز تاریخ بازی‌های ویدئویی تا به حال عناوین زیادی در مورد دو جنگ جهانی ساخته شده‌اند؛ عناوینی مانند ندای وظیفه (Call of Duty)، مدال افتخار (Medal of Honor)، ولفنشتاین (Wolfenstein) و برادران در ارتش. تمام عناوین نامبرده تقریبا از یک زوایه به موضوع این دو جنگ نگاه کرده‌اند؛ یعنی نمایش شجاعت نیروهای متفقین و خشونت طرف مقابل. پس از تجربه‌ این عناوین نه‌تنها از رخ‌دادن چنین جنگ‌هایی به این وسعت تاسف نمی‌خورید، بلکه خدا را شکر می‌کنید که جنگ‌های جهانی اول و دوم رخ داده‌اند تا طراحان بازی‌های ویدئویی چنین سوژه‌هایی برای ساخت بازی‌های اکشن و جذاب خود داشته باشند. اما حساب شاهکار یوبی‌سافت از تمام این عناوین جدا است؛ چراکه در تمام طول بازی به‌خصوص در پایان آن بارها و بارها به‌دلیل بروز این وقایع وحشتناک تاسف خواهید خورد و این فکر در ذهن شما شکل می‌گیرد که چرا بشر به چنین اعمال جنون‌آمیزی دست زده است. یکی از تاثیرگذارترین بخش‌های بازی متن‌هایی است که در آغاز مراحل یا همزمان با شروع یکی از صحنه‌های حساس نمایش داده می‌شود. در این متن‌ها که کاملا با وضعیت کنونی بازی هماهنگ هستند وقایع مهم جنگ جهانی، آماری از تلفات، شرح عملیات‌ مهم و تصاویری از زجر منتج از جنگ شرح داده شده است. به این متن‌های خواندنی و البته تاسف‌برانگیز عکس‌هایی هم ضمیمه شده تا بازی‌کننده بیش از پیش برای خواندن آنها کنجکاو شود. به‌عنوان نمونه در یکی از مراحل نیروهای آلمانی از گاز سارین علیه نیروهای فرانسه استفاده می‌کنند و بلافاصله پس از این رخداد متن مربوط به استفاده آلمان از گاز سارین در جنگ‌جهانی اول و آمار تلفات این وحشی‌گری نمایش داده می‌شود. در صحنه دیگر به این موضوع اشاره می‌شود که چگونه دولت فرانسه از تاکسی‌ها برای انتقال ارتش به خطوط مقدم جبهه استفاده کرده است. همه اینها در انتقال داستان و حسی که طراحان انتظار داشته‌اند به بازی‌کننده منتقل کنند تاثیر بسزایی دارند. از حق نباید گذشت که انجام این‌کار با توجه به سبک و سیاق گرافیکی شجاع‌دلان کار آسانی نبوده است.
شما در بازی، کنترل چهار شخصیت مختلف را برعهده خواهید گرفت؛ چهار شخصیتی که هرکدام به‌دلیلی کاملا متفاوت به این جنگ بزرگ قدم گذاشته‌اند. به غیر از کارل و امیل، فردی (Freddie) ‌برای انتقام گرفتن از قاتلان همسرش و آننا برای یافتن پدر ربوده‌شده‌اش به ترتیب وارد داستان می‌شوند. در نتیجه شما از زاویه‌های مختلف به جنگ و بلایای ناشی از آن نگاه خواهید کرد. در کنار این تنوع، سرنوشت هر چهار شخصیت به یکدیگر گره خورده و در مجموع یک داستان یکپارچه بر فضای بازی حاکم است نه داستانی از‌هم‌گسیخته و نامفهوم. عدالت میان شخصیت‌ها و نقش آنها در داستان به‌خوبی رعایت شده اگرچه در نهایت این امیل است که به‌عنوان قهرمان اصلی شناخته می‌شود. در تعدادی از نقدها این ایراد بر بازی گرفته شده که داستان آن‌گونه که باید توازن ندارد؛ یعنی داستان به‌تدریج اوج نمی‌گیرد. در نگاه اول این موضوع کاملا درست است و تقریبا تا نقطه پایانی فراز و فرود خاصی در روند بازی دیده نمی‌شود، اما به یکباره در صحنه پایانی داستان چنان اوج می‌گیرد که پس از پایان آن مات و مبهوت سرجای‌تان میخکوب می‌شوید. با نگاهی خوش‌بینانه‌تر می‌توان به این شکل نتیجه گرفت که شاید اگر داستان با شیبی ملایم اوج می‌گرفت، پایان بازی تا این اندازه غافلگیرکننده و شگفت‌انگیز از کار در نمی‌آمد. سبک روایتی که قبلا نمونه آن را در «نور مرده» (DeadLight) دیده‌ایم؛ یعنی غافلگیرکردن بازی‌کننده در‌حالی‌که به اتفاق‌های معمولی عادت کرده و به‌دنبال یک پایان کاملا ساده است. مکمل داستان صدای مخملی و دلنشین راوی بازی است که همخوانی مثال‌زدنی با زمان و حال و هوای بازی دارد. این هماهنگی در صحنه پایانی بیش از پیش احساس می‌شود، به‌گونه‌ای که پس از اتمام داستان دیدن چندباره صحنه پایانی با همراهی صدای گرم راوی به یکی از کارهای روزانه شما مبدل خواهد شد. اصل داستان حول نجات کارل می‌چرخد، درحالی‌که وقایع مربوط به زندگی آننا و فردی شاخ و برگ بیشتری به آن می‌بخشد. در جریان بازی دیالوگی میان شخصیت‌ها رد و بدل نخواهد شد و تمام این داستان تاثیرگذار تنها با کمک صدای راوی و دفترچه خاطرات جداگانه هرکدام از قهرمانان روایت می‌شود.
از داستان و نقاط قوت آن به اندازه کافی صحبت کردیم، اما طراحان بازی چگونه با گرافیکی به سبک شجاع‌دلان توانسته‌اند روی بازی‌کننده‌هایی تاثیر بگذارند که تا پیش از این عناوینی همچون ناظران (Watch Dogs) و ندای وظیفه: اشباح را تجربه کرده‌اند. گرافیک دوبعدی و فلش‌مانند بازی چیز پیچیده‌ای برای توضیح‌دادن ندارد؛ نه از بافت‌های گرافیکی کیفیت بالای ولفنشتاین خبری هست و نه از چهره‌پردازی شگفت‌انگیز «ماورا: دو روح» (Beyond: Two Souls). گرافیکی ساده با انیمیشن‌های مختصر و مفید که تنها هنرمندانی همچون طراحان یوبی‌سافت مونت‌پلیر می‌توانند با استفاده از آن چنین شاهکاری خلق کنند. صحنه‌های بازی از تنوع بسیار خوبی برخوردارند؛ از خط مقدم گرفته تا تصویر به‌هم‌ریخته پاریس، شهر بمباران‌شده با گاز‌های سمی، نبردهای زیرزمینی و خیابان‌های یخ‌زده در سرمای زمستان. همانند دیگر اثر یوبی‌سافت، این بازی هم یک گالری کامل از نقاشی‌های زیبا است که البته این‌بار نه از روی صحنه‌های رنگارنگ و شاد بلکه از روی یکی از فجایای انسانی قرن بیستم کشیده شده‌اند. با وجود گرافیک ساده با هنرمندی، صحنه‌ها تاثیرگذار و در برخی موارد غم‌انگیز طراحی شده‌اند که از آن جمله می‌توان به انباشته‌‌شدن جنازه سربازان روی یکدیگر یا قلع و قمع شدن سربازان در یورش‌ دیوانه‌وار به سمت تیربارها اشاره کرد.
شجاع‌دلان به‌هیچ‌وجه بازی سختی نیست و نداشتن درجه سختی هم گواه این مسئله است. بخش اصلی گیم‌پلی را معماها تشکیل می‌دهند که البته حل آنها کار چندان مشکلی نخواهد بود. در کنار این معماها لحظه‌های اکشن مانند جای خالی‌دادن در برابر بمب‌ها یا مخفیانه عبور‌کردن از جلوی تیربار دشمن هم تعبیه شده تا بازی یکنواخت و کسل‌کننده نشود. همانند معماها لحظه‌های اکشن بازی با کمی حوصله به‌راحتی پشت سرگذاشته می‌شوند و در کل می‌توان گفت هر کسی با هر درجه مهارتی می‌تواند شجاع‌دلان را به‌پایان برساند. از موارد گفته‌شده به این شکل می‌توان نتیجه گرفت که هدف اصلی طراحان نه به چالش‌کشیدن بازی‌کننده‌ها بلکه روایت یک داستان متفاوت و البته غم‌انگیز از جنگ جهانی اول بوده است؛ داستانی که هیچ‌کس از شنیدن آن محروم نماند. در این روایت متفاوت، نه از خون و خونریزی‌های ندای وظیفه خبری هست و نه از نگاه یک‌طرفه و تخیلی ولفنشتاین. نگاه بي‌طرفانه به جنگ یکی دیگر از ویژگی‌های بازی است، به‌گونه‌ای که بارها و بارها به‌خصوص در صحنه‌ پایانی به جنون موجود در هر دو طرف نبرد اشاره می‌شود. در کنار موارد گفته‌شده، پیدا کردن آیتم‌های مخفی یکی از دیگر بخش‌های بازی است که البته موفقیت در انجام این ماموریت چیزی به‌جز یک آفرین‌گفتن به خود به همراه ندارد.
شجاع‌دلان برخلاف مطلبی که در آغاز متن به آن اشاره کردیم، نه یک زنگ تفریح برای عناوین بزرگ، بلکه زنگ خطری است برای این عناوین؛ زنگ خطر به این معنی که برای خلق یک اثر جاویدان تنها تمرکز روی گرافیک و به‌وجودآوردن صحنه‌های اکشن و نفس‌گیر کافی نیست بلکه گاهی هم لازم است دیدی متفاوت به یک موضوع فراگیر داشت؛ هرچند این تغییر زوایه دید به غم‌انگیز شدن داستان بینجامد. در شجاع‌دلان ابرقهرمانی وجود ندارد که تنها با یک اسلحه ساده و احتمالا قدرت‌های خدادادی، ارتش دشمن را نابود کند و در آخر با از پای درآوردن غول ضدگلوله، سربلند و بدون کوچک‌ترین خراشی پیروزمندانه از میدان نبرد خارج شود. دنیای بازی‌های ویدئویی یک فضای مجازی و فارغ از محدودیت‌های دنیای واقعی است و تخیل در آن نقش اساسی بازی می‌کند، اما بد نیست هر از چندگاهی هم نگاهی واقعی به مسایل این‌چنینی داشت. شجاع‌دلان با صحنه پایانی‌اش نام خود را در تاریخ بازی‌های ویدئویی ثبت کرد و امیدواریم همزمان با این ثبت‌نام یک تحول جدید هم در بازی‌های ویدئویی به‌وجود آورده باشد.


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200