http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
آرشیوی
تشنه هیجان
تشنه هیجان

بعد از سال‌ها سرانجام الکترونیک‌آرتز و تیم نید فور اسپیدساز محصولی ساختند که لوگوی NFS شايسته آن است.

برخلاف Most Wanted 2012 و NFS: The Run و چند عنوان بی‌هویت طی سال‌هاي اخیر، Rivals هوایی پاک و امیدوار‌کننده برای قدیمی‌های این سری ماشین سواری است. البته «بی‌هویت» معنای بی‌کیفیت را ندارد و اکثر عناوینی که طی چند سال گذشته از این سری منتشر شده‌اند، حتی The Run، کیفیت ساخت پایینی نداشته‌اند؛ اما به‌قدری از اصول و ریشه‌های نید فور اسپید فاصله گرفته بودند که شایستگي نام‌گذاري شدن با برند NFS را نداشتند تا خشنود باشیم که یک NFS دیگر ساخته و روانه بازار شده است. حتی Most Wanted که سال گذشته منتشر شد، اگرچه نام یکی از محبوب‌ترین‌های این سری را با خود داشت، اما بیشتر شبیه یک بازسازی و ریبوت از Burnout: Paradise بود تا عنوان ساخته شده در سری نید فور اسپید. در نهایت به سال 2013 رسیدیم و NFS: Rivals منتشر شد. از هر زاويه كه به اين عنوان نگاه كنيم، تا حدي کامل و درخور توجه است که رقیبی پیش روی خود نمی‌بیند. البته در سبک شبیه‌ساز رانندگی Gran Turismo 6 و Forza MotorSport 5 را به‌ترتیب برای پلی‌استیشن 3 و ایکس‌باکس وان داریم، اما در سبک ماشین‌سواری آرکید و غیرشبیه‌ساز، Need For Speed: Rivals موقتا به تاج و تخت پادشاهی تکیه کرده است.
یک کلیشه یک نوستالژی
داستان، بی‌مفهوم‌ترین و نامربوط‌ترین بخش در مورد ریسینگ‌ها است، به‌خصوص ميان عناوین صرفا شبیه‌ساز که اغلب در پیست جریان دارند. اما سری نید فور اسپید طی هفت‌هشت سال اخیر سعی بسياري در ارائه یک داستان دزد و پلیسی در کنار تجربه ناب رانندگی داشت. البته گاهي هم داستان درخور توجهی هم وجود ندارد، اما به هر حال این کلیشه ساده نوعی انگیزه برای ادامه داستان خواهد بود؛ همان‌طور که در Most Wanted برای شکست دادن 10 نفر اصلی و بازگشت به جایگاه اصلی و باز پس گرفتن ماشین و متعلقات‌تان مجبور بودید از صفر شروع کنید و تک‌تک رقبایتان را شکست دهید. در Rivals روال خاصي به‌نام داستان نمی‌بینیم و بازی دقیقا از جایی شروع می‌شود که باید تصمیم بگیرید می‌خواهید پلیس باشید یا یک راننده متخلف خیابانی. طبیعتا تجربه بازی کردن در هر دو نقش در ادامه بازی بسیار جذاب خواهد بود و البته متنوع. مسیر بازی را که پی می‌گیرید داستان ديگري نيز جريان پيدا مي‌كند که نبودن آن ضرری به بازی وارد نمی‌کرد، اما به‌صورت کلی داستان در سبک ریسینگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی می‌تواند یک نیروی محرک رو به جلو برای گیمر باشد؛ همانند نيرويي که قبلا آن را در Most Wanted و Carbon تجربه كرده‌ايم.
یک اکشن محض
برای به‌پایان‌رساندن بازی زمان بسیار زیادی را باید صرف کنید. البته بسته به نوع بازی و تنوع‌طلبی شما این مدت‌زمان می‌تواند بین 20 تا 30 ساعت به‌طول بینجامد، اما واقعا هر مقدار زمان که برای این بازی صرف می‌کنید، احساس خوبی دارید. Forza Horizon علاوه بر گیم‌پلی فوق‌العاده جذابش، محیط‌های محصور‌کننده‌ای دارد. Rivals دقیقا تمامی این ویژگی‌ها را دارا است. البته محیط‌های دو بازی نام‌برده هیچ شباهتی به يكديگر ندارند، اما در طراحی محیط، تیم سازنده بازی بسیار عالی و کم‌نقص عمل کرده است. صحنه‌های بارانی و لغزش ماشین‌ها، همگی فراموش‌نشدنی هستند؛ همچون شب‌های بیابان کلورادو در فورتزا هورایزن.
هر دو نقش تبهکار و پلیس دارای مراحل و ماموریت‌های خاص و متنوع خودشان هستند که با هر کدام به‌نحوی باید سر و کله بزنید و آن مرحله‌ها را پشت سر بگذارید. در مجموع بیش از 100 ریس متفاوت و غیرتکراری در شاخه‌های مختلف، مجموعا برای هر دو گروه ساخته شده که همین موضوع تايیدکننده زمان 20 تا 30 ساعتی زمان اتمام بازی هستند. برای کسب یک تجربه تکرار‌نشدنی توصیه می‌کنیم ابتدا وارد بخش مراحل مسابقات غیرقانونی خیابانی شوید و تا جایی که می‌توانید آن را پیگیری کنید و سپس به سراغ پلیس‌ها بیایید. بخش پلیسی تفاوت‌های ساختاری زیادی با بخش دیگر بازی دارد که همین موضوع باعث می‌شود پس از اتمام مسابقات خیابانی احساس خستگی نکنید و خواهان هرچه زودتر به اتمام رساندن بازی نشوید و از یک تجربه بی‌نظیر و طولانی لذت ببرید.
در حقیقت، Rivals هم به ساخته‌های بلک‌باکس شبیه است و هم از عناوین کرایتریون وام گرفته است. برای مثال ایستگاه‌های بین‌راهی که در سری Burnout وجود داشتند و به Most Wanted اضافه شده بودند، در این بازی هم حضور دارند البته با اندکی تغییر که آنها را نسبت به گذشته منطقی‌تر و کارآمدتر کرده است. برای مثال هر بار که از داخل آنها عبور می‌کنید دیگر ماشین شما رنگ عوض نمی‌کند، بلکه قابلیت‌های دفاعی شما شارژ می‌شود و تاثیر تصادفات برطرف می‌شود. خوشبختانه موضوع تصادفات هم در این نسخه برطرف شده و حالت Burnout‌گونه ندارد. ماشین سنگینی خاص خود را دارد و شتاب‌گیری باعث پرواز ماشین و طبعا متلاشی شدن آن نخواهد شد. البته ممکن است عده‌ای سبک پیشین را اندکی واقع‌گرایانه بدانند، اما به هر حال این موضوع در سری نید فور اسپید جایگاهی ندارد و فیزیک تخریبی ماشین‌ها چندان محبوب نیست.
Ghost Games سازنده بازی
پشت هر بازی موفقی، یک تیم موفق ایستاده و Ghost Games در این میان، به گفته مسئولان استودیو، تیم Need For Speed‌ساز لقب گرفته است. پیش از اینکه بیشتر وارد مسائل مدیریتی شویم، از تاریخچه شکل‌گیری این استودیو و افرادش می‌گوییم تا کاملا متوجه ساختاری که الکترونیک‌آرتز برای سری Need For Speed طی سال‌های آینده درنظر گرفته بشوید.
اگر از طرفداران قدیمی سری Need For Speed باشید، می‌دانید که عناوین موفق این سری توسط Black Box، شعبه کانادایی الکترونیک‌آرتز ساخته شده‌اند و تمامی موفقیت تجاری این سری مدیون این استودیو است. پس از چند سال کیفیت کاری Black Box رو به افول گذاشت و با ساخت Pro Street ثابت کرد که دیگر آن استودیوی قدیمی نیست. چند سالی ساخت این بازی از دست‌شان خارج شد و به استودیوهای دیگر سپرده شد که هر کدام به شیوه‌ای خاص، نید فور اسپید می‌ساختند. اما دوباره در سال 2011، بازی به دست بلک‌باکس رسید که البته باز هم با ساخت NFS: The Run، الکترونیک‌آرتز را پشیمان کرد. فروش بازی به‌حدی ناچيز بود که حتی ناشر بازی از ساخت نسخه iOS صرف‌نظر کرد و ترجیح داد هرچه سریع‌تر تیم کرایتریون‌گیمز، که پیش‌تر در ساخت سری Burnout شهرت داشت و یک ریبوت کامل از Hot Pursuit تحویل داده بود، نسخه بعدی این بازی را بسازد. باز هم یک ریبوت دیگر و این بازی Most Wanted که از نظر بسیاری، بهترین یا حداقل یکی از بهترین نید فور اسپید‌های ساخته شده در طول تاریخ است. گرچه این بازی موفقیت‌هایی کسب کرد، اما طرفداران یک درد مشترک داشتند. Most Wanted کرایتریون، هیچ شباهتی به نید فور اسپید‌های قدیمی نداشت و بیشتر به سمت و سوی Burnout بودن رفته بود. در یک کلام، بی‌هویت شده بود و یک Burnout، تنها با پوسته و اسم NFS بود؛ اگرچه لازم است باز هم تايید کنيم که بازی بسیار قدرتمند و خوبی بود. در 22 اکتبر سال گذشته و پس از عرضه Most Wanted، کرایتریون تايید کرد که استودیو گوتنبرگ الکترونیک‌آرتز مشغول ساخت عنوان بعدی این سری است که امروزه می‌دانیم نام آن چیست.
اما از استودیو گوتنبرگ نام بردیم. این استودیو در سال 2011 توسط الکترونیک‌آرتز تشکیل شد و تا سال گذشته، هدف کلی آن مشخص نشده بود. با توجه به موقعیت مکانی آن و قرارگیری در کنار DICE، سازنده سری بتلفیلد و Mirror’s Edge، عده‌ای معتقد بودند که احتمالا استودیو گوتنبرگ در جهت توسعه کارهای DICE شکل گرفته و احتمالا شاهد همکاری‌های بیشتر این استودیوهای هموطن خواهیم بود، اما چنین نشد و مارکوس نیلسون، یکی از افراد کلیدی DICE، از استودیو جدا شد و به گوتنبرگی‌ها پیوست تا تیم مورد علاقه ناشران را تشکیل دهد. البته نیلسون تنها تجربه‌های جنگی نداشت و در عنوان NFS: Shift 2 هم دستی برده بود. کم‌کم یارگیری‌ها آغاز شد و اوج آن در انتهای سال 2012 و با جذب نیروهای قدرتمندی از کرایتریون، بلک‌باکس، Bizzare Creations و Turn 10 (سازندگان سری فورتزا) پیگیری شد. از بین چهار استودیوي نام‌برده، سه استودیوي اول تقریبا براي زمان طولانی بهترین‌های سبک ریسینگ آرکید بودند و Turn 10 هم که به تعریف نیازي ندارد و استودیوی محبوب مایکروسافت است که یکی از قدرتمند‌ترین شبیه‌سازهای رانندگی تاریخ را می‌سازد. کار به‌جایی رسید که تقریبا 80 درصد از استودیوي کرایتریون به گوتنبرگ پیوستند. پس از تشکیل تیم و سرپا شدن ساختار اصلی، الکترونیک‌آرتز نام استودیو را به Ghost Games تغییر داد و بلافاصله بازی درحال ساخت‌شان یعنی NFS: Rivals را به‌نمایش درآورد. حالا با اولین محصول Ghost Games مواجه هستیم و به گفته نیلسون، قرار نیست دیگر هیچ شعبه‌ دیگری از الکترونیک‌آرتز در فرایند سالانه ساخت NFS دخالت کند. در آخرین آمار ارائه‌شده این استودیو بیش از 65 کارمند داشته که یقینا تا امروز این عدد افزایش يافته است. تنها کافی است بدانید که همه این افراد متخصصان سبک آرکید ریسینگ هستند و در طول یک سال توانسته‌اند علاوه بر دور هم جمع‌شدن و برقراری اتحاد، چنین عنوان درخور توجهی هم تولید کنند. اگر الکترونیک‌آرتز به‌خوبی از پس نیازهای Ghost Games برآید، امید می‌رود در سال‌های آینده شاهد بهترین نید فور اسپیدهای تاریخ بازی‌های ویدئویی باشیم.
همچنین جالب است بدانید که موتور ساخت این بازی Frostbite Engine 3.0 بوده که حاصل تلاش استودیوي داخلی الکترونیک‌آرتز، یعنی DICE است و همین دو ماه پیش بتلفیلد 4، اولین خروجی این موتور، سربلند به بازار عرضه شد و از لحاظ گرافیکی تا به اینجا یکی از بهترین‌ها است. الکترونیک‌آرتز درنظر دارد برای کاهش هزینه‌هایش موتور Frostbite را در دستور کار تمامی استودیو‌های داخلی‌اش، از جمله Ghost Games قرار دهد که این اتفاق سر DICE را اندکی شلوغ خواهد کرد تا ویژگی‌های موتورشان را برای تمامی استودیوها توضیح دهد.
این بازی علاوه بر رایانه‌های شخصی یا PC، برای کنسول‌های پلی‌استیشن 3، ایکس‌باکس 360، پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان هم منتشر شده است. بيشتر نقدهای منتشر شده متعلق به کنسول‌های نسل بعدی است، اما اگر به این زودی‌ها کنسول‌های PS4 و Xbox One را در اختيار نمی‌گيرید، پیشنهاد می‌کنیم نسخه PC را تهیه کنید و به انجام آن بپردازید. در ایکس‌باکس 360 و پلی‌استیشن 3 با توجه به قدیمی‌تر بودن سخت‌افزار دستگاه شاهد بافت‌هایی با کیفیت و افکت‌های کمتر و در مجموع لذت تصویری کمتری هستیم اما کلیت گیم‌پلی بازی دست‌نخورده باقی مانده است.


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200